
در قرن سوم میلادی همزمان با امپراتوری ساسانی در کشورمان کلودیوس دویم ، امپراتور روم عقیده داشت که سربازان مجرد تونایی جنگیدن بیشتری دارند ، بنابراین آن ها را از حق ازدواج محروم می کرد . اما کشیشی به نام والنتیوس ( والنتاین ) مخفیانه عقد سربازان رومی با دختران مورد علاقه شان را جاری می کرد . کلودیوس هم این کشیش را زندانی کرد و در نهایت به خاطر عقد عشاق اعدام شد و سمبلی شد برای عشق .
در ایران باستان هر ماه سی روز بود . تمام روزها و ماه ها نیز اسم های خاص خود را داشتند . برای نمونه روز یکم اهورامزدا ، روز دویم بهمن به معنی سلامت و اندیشه که نخستین صفت خداوند است ، روز سوم اردیبهشت بهترین راستی و پاکی ، روز چهارم شهریور شاهی و فرمانروای آرمانی که خاص خداوند داناست و روز پنجم سپندارمذ .
سپندارمذ لقب ملی زمین است . یعنی گستراننده ، مقدس و فروتن . زمین نماد عشق است ، چون با فروتنی ، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد . زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامن خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به عنوان نماد عشق می پنداشتند .
هر ماه زرتشتی دارای سی روز است و هر گاه نام ماه با نام یکی از این روزها یکی می شود . زرتشتیان آن روز را جشن می گیرند . برای نمونه روز پنجم از ماه دوازدهم یعنی روز سپندارمذ از ماه اسفندارمذ . در این روز زنان به شوهران خود محبت هدیه می دادند و مردان نیز ، زنان و دختران را بر تخت می نشانددن و به آن ها احترام می گذاشتند .
روز سپندارمذ برابر است با روز 29 بهمن ماه و فقط چند روز با روز ولنتاین فاصله دارد . اصلا قصد نصیحت ندارم ، اما امیدوارم از سال آینده 29 بهمن روز عشق پاک ما ایرانی ها باشد نه 14 فوریه . تاریخ سپندامذگان بیست قرن قبل از میلاد مسیح است و ولنتاین سه قرن بعد از میلاد ، بنابراین حالا که دارای چنین تاریخ و جایگاهی هستیم نباید به آن بی تفاوت باشیم .
متن زیر درباره سپندارمذگان برگرفته از سایت هفته نامه امرداد :
سپندارمذگان
" سپنته آرمئیتی" که چهارمین امشاسپند در دین زرتشت است، که در پهلوی "سپندازمذ" گفته شده که به معنی فروتنی است.
از طرفی چون این امشاسپند سومین امشاسپند بانو ست و به دلیل مقام بزرگی که زن در کیش مهر دارد این روز به نام و مخصوص زنان بوده.
جشنی که در این روز برگذار می شده به " سپندارمزگان" معروف است. نامهای دیگر آن "مردگیران" ، مژدگیران" می باشد.
ابوریحان بیرونی می نویسد : "اسفندارمذ ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگهبان زنان پارسا و درستکار است. به همین مناسبت این روز عید زنان به شمار می رود." و در زمان ابوریحان این رسم وجود داشته.
در این روز مردان به جهت گرامی داشت مقام زن در کردگار به آنها هدیه می دادند. این جشن تنها بخشش هدایا نبوده بلکه در این روزها زنان فرمانروایی می کردند و مردان از آنها اطاعت می کردند.
به این دلیل به این روز مردگیران می گفتند که در این جشن زنها می توانستند با آزادی و اختیار خویش مرد زندگی خود را انتخاب کنند.
سپندارمذ : در اوستا "سپند آرمیتی" و در پهلوی "سپندارمت" یا " سپندارمد" و در فارسی "سپندارمذ" یا "اسفند" مرکب است از دو جزء "سپند" به معنی " ورجاوند" و "آرمیتی" که معنی اندیشه و فداکاری و بردباری و سازگاری و فروتنی می دهد. در پهلوی معنی این ترکیب را "خرد کامل" نوشته اند.
در گاهان ، غالبا جزء دوم آن (آرمیتی) به تنهایی آمده و یکی از فروزه های "مزدا اهوره" است. اما در اوستای نو ، سپندارمذ نام یکی از امشاسپندان است که در گروه سه گانه امشاسپند بانوان – سپندار مذ ، خرداد و امرداد – جای دارند و از نمادهای مادر خدایی اهوره مزدا به شمار می رود.
این امشاسپند بانو در جهان مینوی نماد دوستداری و بردباری و فروتنی اهوره مزدا و در جهان استومند ، نگهبان زمین و پاکی و باروری و سرسبزی آن است. او دختر اهوره مزدا است و ایزد بانوان آبان (اردویسور اناهیتا)و دین و اشی از یاران و همکاران او هستند و "ترومیتی" – دیو ناخشنودی و خیره سری و یکی از بزرگان دیوان- دشمن اوست .
در گاهان از "سپند آرمیتی" چون پرورش دهنده آفریدگان یاد می شود و از طریق اوست که مردم برکت میابند. مزدا اهوره او را آفریده است تا رمه ها را مرغزارهای سرسبز ببخشد. در اوستای نو ، او دارنده ده هزار داروی درمان بخش است . و نام او معمولا مترادف با زمین آمده است.
دکتر بهار می نویسد :
" در وندیداد آمده که بعضی آن را با زمین یکی دانسته اند. مولتن براین بر این گمان است که این نام در اصل "آراماتا" بوده است به معنی "مادر زمین".
واژه "ساندارامت" در ارمنی (به معنی اندرون زمین) صورتی از "سپندارمذ" است.
پنجمین روز ماه و دوازدهمین ماه سال به نام این امشاسپند بانو است که در فارسی اسفند گفته می شود.گل بیدمشک را نیز ویژه او دانسته اند
توضیحات بیشتر
اکثر فرهنگ های دیرین دنیا ، یه روز در سال برای جشن ابراز عشق و علاقه دارن . ما ایرانی ها هم در فرهنگ زرتشتی ماه مهر رو داریم که مظهر مهربانی ایرانیان و ماه ابراز عشق هست که تو اون ماه روز هایی برای ابراز علاقه به اشخاص مختلف و مراسم متعدد جشن های مهربانی هست. تا حدی که مهربانی جزو عبادت های زرتشتیان یا اجداد ما بوده . تو فرهنگ زرتشتی یه روز دیگه هم هست که اين روز "سپندارمزگان" يا "اسفندارمزگان" نام داشته . فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده كه در ايران باستان هر ماه رو سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مز" بوده است. سپندار مز لقب ملي زمينه. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشقه چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزه. زشت و زيبا رو به يك چشم مي نگره و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي ده. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مزگان رو بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مز يا اسفندار مز نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مز نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند. یعنی پنجم اسفند روز جشن عشاق یا جشن سپندار مزگان هست
سپندار مزگان جشن زمين و گرامي داشت عشقه كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران رو بر تخت شاهي می نشوندن ، به اونها هديه می دادن و ازشون اطاعت مي كردند
اين ميشه حرمت واقعی زن- ببينين دين مهر يعنی چی!!
« این بود آیین پارسی و آن نیز آیین تازی که بر دار کردند دوازده هزار کودک رومشکان را در قعر باخت نبرد.»
------------------------------------------
در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!
اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است.
فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند.سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن.
زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند.
در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.
ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است.
------------------------------------------
در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین فرنگی. این روز «سپندارمذگان» یا «اسفندارمذگان» نام داشته است.
در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب میکردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بهعنوان مثال روز اول «روز اهورامزدا»، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم «سپندارمذ» بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق میورزد. زشت و زیبا را به یک چشم مینگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان میدهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بهعنوان نماد عشق میپنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی میشده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن میشد، جشنی ترتیب میدادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، «مهرگان» لقب میگرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندارمذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان میگرفتند.
سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا میکردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه میدادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت میکردند.
ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن میگرفتند و با سرور و شادمانی روزگار میگذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلاً جهانبینی ایرانیان باستان است.
------------------------------------------
روز والنتاین (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) مصادف با ۲۶ بهمنماه (۱۴ فوریه) در بعضی فرهنگها روز ابراز عشق است.
این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتاین به صورت ناشناس انجام میشود. سابقهٔ تاریخی روز والنتاین به جشنی که به افتخار قدیس والنتاین در کلیساهای کاتولیک برگزار میشد، باز میگردد.
در سده سوم میلادی که مطابق میشود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن میکند.
کلودیوس به قدری بیرحم وفرمانش به اندازهای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری میکرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار میشود و دستور میدهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان میشود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام میشود...
بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق میدانند و از آن زمان نهاد و نمادی میشود برای عشق!
در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین. این روز سپندارمذگان یا «اسفندارمذگان» نام داشته است. سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا میکردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه میدادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت میکردند. اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده اند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمذگان بجای والنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود
از چند سال پیش در ایران صحبتهایی مبنی بر آمیختن والنتاین با سنتهای اسلامی به گوش میرسد.
محمدرضا زائری، روحانی محافظه کاران، از پیشنهاد دهندگان طرح نامگذاری روز اول ازدواج علی (امام اول شیعیان) و همسرش فاطمه، به عنوان روز عشق ورزی بود.
محمد علی ابطحی معاون پارلمانی سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران، از جمله افراد حکومتی بود که روز والنتاین را در وبنوشت خود تبریک گفت. این تبریک با واکنشهای تندی روبرو شد.
------------------------------------------
توجه
متن تمام جشن هایی که امروز در اروا و آ مریکا برگززیر از سایت مردمان برداشت شده . دقت کنید متن زیر مورد تایید این وبلاگ نیز و من جهت کامل شدن این صفحه این متن را به ثبت می رسانم و می خواهم بدانید کهار می شود به نوعی به تاریخ و فرهنگ ما بازمی گردد .


* ولنتاين يا همان روز عشاق هر ساله در سراسر جهان در 14 فوريه برابر با 25 بهمن جشن گرفته ميشود.
* سمبلهاي ولنتاين شامل موارد زير ميباشد:
1- شكل يك قلب ساده و يا تير خورده: از آنجـايـي كـه قـلب مركز احساسات عميق،اصيل و پر شور است. قلب تير خورده آسيب پذيري عشق را نشان ميدهد. هنگامي كه شما از سوي معشوق خود طرد
ميشود. قلب تير خورده نشانه پيوند و اتحاد زن و مرد نيز مي باشد.

2- كيوپيد(CUPID): كـه به شـكل يك كودك برهنه، فربه و بالدار ترسيم ميگردد. اين كودك شيطان با لبخندي موذيانه تـيـر و كمان نيز با خود حمل ميكند. چنانچه يكي از تيرهاي اين كودك به قلب فردي اصابت كند وي فورا عاشق مي شود. كـيوپيد در واقع پسر ونوس الهه عشق و زيبايي در افسانه هاي روم باستان مي بـاشد. معني لغوي آن "آرزو " است. كوپيد برخي اوقات آمور(AMOR) نيز ناميده ميگردد. همتاي كوپيد در افسانه هاي يوناني اروس ((EROS نام دارد.

3- كبوتر،قمري و مرغ عشق: اين پرندگان نماد وفاداري، پاكي و معصوميت هستند.

4- گل رز: گل سرخ شهبانوي گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و گذشت.

5- تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـكـيـل ميـداده است. در زمــانهاي ديرين رسم برآن بوده كه هرگاه دسـتـمال خـانمـي به زميــن مي افتاد مردي كه متوجه آن ميشده بلافاصله آن را از زمين برداشته و به زن مي داد.

6- گره هاي عشق: از يك سري حلقه هاي در هم تنيده و بافته شـده تشكـيـل يـــافته اند. اين حلقه ها آغاز و پاياني ندارند و نماد عشق جاوداني و پايدار است.

7- علامت"X":اين علامت به معني بوسه در كارت هاي تبريك و نامه هاي روز ولنتاين است.
8- روبان قرمز: اين رسم به زمانهاي قديم بازميگردد كه شواليه ها هنـگـاميكه عـازم جنـگ بودند نوار يا روسري از معشوقه خود دريافت كرده و آن را به يادگار با خود ميبردند.
* ساليانه بيش از يك ميليارد كارت تبريك ولنتاين در سراسر جهان رد و بدل ميگردد كه 85 درصد آنها توسط زنان خريداري ميشود.


* ساليانه 50 ميليون گل رز و ميليونها جعبه شكلات در سالروز ولنتاين هديه داده ميشود كه اغلب آنها را مردان خريداري ميكنند.
* هداياي روز ولنتاين شامل: گل رز و يا دسته گل كوچك، شكلات، كارت تبريك ولنتاين، عروسك، شمع، يك نامه عاشقانه، يك قطعه شعر عاشقانه و يا هديه كوچك.
* براي جشن گرفتن اين روز به يك كافي شاپ و يا براي صرف شام به يك رستوران دنج برويد.
* رنگهاي روز ولنتاين شامل قرمز، سفيد و صورتي است.
* در خصوص تاريخچه و مبداء ولنتاين اختلاف نظر وجود داشته تا جايي كه ولنتاين با افسانه در آميخته است.
* هويت ولنتاين مبهم است. در كل 3 روايت در رابطه با ولنتاين نقل گرديده كه به آنها اشاره ميكنيم.
* جشنواره اي به نام LUPERCALIA كه 15 فوريه در رم باستان ميان كافران متداول بوده است. لوپركاليا جشن تطهير و زمان خانه تكاني بوده است. در اين جشن مشركين از خداي LUPERCUS بخاطر محافظت از چوپانها و گله هايشان از گزند گرگها قدرداني ميكردند. در اين فستيوال بمنظور بزرگداشت FAUNUS خداي حاصلخيزي، باروري و جنگلها روميان يك سگ و دو بز نر را قرباني كرده و از پوست آنها شلاق ميساختند. مردان با اين شلاقها به ميان مردم رفته و به هر كسي كه ميرسيدند ضربه اي با شلاق به آنها ميزدند. دختران داوطلبانه براي شلاق خوردن صف ميكشيدند. آنها اعتقاد داشتند كه شلاق خوردن با تازيانه هاي ساخته شده از پوست بز باروري آنها را تضمين ميكند. همچنين در اين جشن طي بزرگداشت الهه اي بنام JUNO FEBRUTA زنان مجرد نامه هاي عاشقانه مينوشتند و درون گلدانهايي مي انداختند. (و يا تنها نام خود را روي برگه اي مينوشتند) مردان مجرد روم نيز هر كدام يكي از اين يادداشتها را از درون گلدانها بيرون كشيده و مشتاقانه بدنبال دختر نويسنده نامه ميرفتند. (نوعي دوست يابي) اين آشنايي ها اغلب به ازدواج مي انجاميد. اين رسم تا قرن هجدهم ادامه داشت اما از آن به بعد مردان رم ترجيح دادند پيش از آشنايي زن را ببينند!
* كليساي كاتوليك حداقل 3 قديس بنام VALENTINE و يا VALENTINUS شناسايي كرده كه هر سه در روز 14 فوريه به شهادت رسيده اند.
* ولنتاين مقدس يك كشيش مسيحي بوده كه در قرن سوم خدمت ميكرده است. زماني كه امپراطور CLADIUS دوم بر روم حكمراني ميكرده. كلاديوس دريافت كه مردان مجرد از آنجايي كه همسر و خانواده اي ندارند (مردان متاهل حاضر به ترك همسر و خانواده خود نبودند) نسبت به مردان متاهل بيشتر به سربازي روي آورده و سربازان بهتر، كاراتر و جنگجو تري نيز ميباشند. از همين رو ازدواج را براي مردان جوان غير قانوني و ممنوع اعلام كرد. ولنتاين كه اين حكم را ناعادلانه و ظالمانه ميپنداشت از فرمان كلاديوس سرباز زد. ولنتاين مخفيانه عشاق جوان را به عقد يكديگر در مي آورد. هنگامي كه اين عمل ولنتاين بر ملا گشت كلوديوس حكم اعدام وي را صادر كرد.
* خود ولنتاين نخستين فردي بود كه براي اولين بار نامه ولنتاين را نگاشت. وي هنگامي كه در زندان بسر ميبرد دلداده دختر جواني شد كه دختر زندانبان وي بود. اين دختر جوان زماني كه ولنتاين در بازداشت بسر ميبرد به ملاقات وي مي آمد. در انتهاي اين نامه ولنتاين چنين نوشته بود: "از طرف ولنتاين تو." اين عبارت كماكان در نامه هاي روز ولنتاين استفاده ميشود.
* ولنتاين در روز 14 فوريه اعدام شد. تقريبا در سال 269 پس از ميلاد. به گراميداشت وي كليسايي در سال 350 پس از ميلاد بنا گرديد كه پيكر وي نيز در آنجا دفن شده است. در واقع روز ولنتاين سالروز مرگ و خاك سپاري ولنتاين ميباشد.
* پاپ اعظم GLASIUS فردي بود كه روز 14 فوريه را، در سال 498 پس از ميلاد، روز ولنتاين (ST. VALENTINE`S DAY) نام نهاد. در واقع وي اين روز را جايگزين آيين كفرآميز لوپركاليا كه مختص كافران بود كرد. وي در گلدانها عوض نام دختران اسامي مقدسين مسيحي را نهاد. و با اين كار به لوپركاليا تقدس بخشيد. در اين آيين مرد و زن هر دو يك نام قديس را از گلدان بيرون ميكشيدند كه ميبايست تا آخر سال خصوصيات اخلاقي آن قديس را الگو قرار داده و در خود متجلي مي ساختند.
* روايت ديگر: در دوران كلاديوس مسيحيت به شدت سركوب ميشد. ولنتاين نه تنها كشيش و مبلغ مسيحيت بود بلكه رهبر جنبش زير زميني مسيحيان نيز بود. اغلب كشيشها در اين دوران زنداني و سپس اعدام گرديدند. ولنتاين پس از به زندان افتادن دختر نابيناي زندانبان خود را شفا ميدهد. كلاديوس پس از اينكه از اين خبر مطلع ميگردد به خشم آمده و دستور ميدهد سر وي را از تنش جدا سازند.
* كهن ترين نامه و شعر ولنتاين توسط چارلز، دوك اورلئان نگاشته شد. وي زماني كه در سال 1415 و در قرن شانزدهم در زندان برج لندن در اسارت بسر ميبرد اين نامه را براي همسر خود نوشت.
* روايت ديگر حاكي از آن است كه ولنتاين يك مسيحي بوده كه عاشق كودكان بوده. اما از آنجايي كه وي از پرستش خدايان سر باز ميزده به زندان فرستاده ميشود. اما كودكان كه به وي علاقه مند بودند دلتنگ وي شده و براي وي پيامهاي مهر آميزي مينوشتند. اين كودكان نامه ها را از لابه لاي ميله هاي زندان به درون سلول ولنتاين مي انداختند. وي در سال 14 فوريه 269 پس از ميلاد اعدام شد.
* برخي هم روز ولنتاين را به باور مردمان انگليس و فرانسه قرون وسطي نسبت ميدهند. آنها اعتقاد داشتند كه پرندگان در روز 14 فوريه جفت خود را انتخاب ميكنند.
* برگزاري جشن ولنتاين امروزي از دو كشور فرانسه و انگليس آغاز گرديده است.
* ابتدا كارتهاي تبريك ولنتاين را هر كس خودش تهيه ميكرد اما از سال 1800 كارتهاي تبريك ولنتاين تجاري به بازار عرضه گشت. البته اين كارتها نيز دست نوشته و داراي نمادهاي ولنتاين نقاشي شده بودند. سپس كارتهاي تبريك چاپي جايگزين آنها گرديد.
* در گذشته دور در ايتاليا و انگليس رسم بر آن بود كه زنان مجرد پيش از طلوع آفتاب روز ولنتاين از خواب برخاسته و لب پنجره اتاق خود مي ايستادند تا مردي از مقابل پنجره آنان عبور كند. اعتقاد بر آن بود كه با اولين مردي كه در آن روز ببينند، ظرف يكسال ازدواج خواهند كرد. شكسپير نيز در نمايشنامه هملت به اين باور اشاره كرده است.
* در برخي كشورها رسم بر اين است كه مردان جوان روز ولنتاين لباس به زنان هديه ميدهند. چنانچه زن آن لباس را براي خود نگه دارد نشانه آنست كه زن خواهان ازدواج با آن مرد است.
* در فرانسه پسران اسم معشوقه خود را روی آستين لباسشان می نوشتند تا به همه بگویند: ازحس من آگاه شويد.
* در زمانهاي گذشته در ولز چنين مرسوم بود كه در سالروز ولنتاين قاشقهاي چوبي به يكديگر هديه بدهند. روي اين قاشقهاي چوبي معمولا نقش قلب و كليد و قفل كنده كاري شده بود. معني اين كنده كاريها چنين بود: "تو قلب مرا گشوده اي" يا "كليد دروازه قلب من دست توست."
* برخي باورهاي آميخته با خرافات نيز در رابطه با روز ولنتاين وجود دارد. اگر در اين روز سینه سرخ از بالای سر دختری عبور کند او با یک ملوان ازدواج خواهد كرد و اگر گنجشک عبور کند همسرش مرد فقیری میشود اما بسيار خوشبخت خواهند شد و اگر آن پرنده سهره باشد آن دختر با مردی پولدار ازدواج خواهد کرد.
* كودكان انگليسي در صدها سال پيش در اين روز مانند بزرگترها لباس بتن ميكردند و خانه به خانه به ترانه سرايي و آواز خواني ميپرداختند.
* اما در ژاپن روز ولنتاين به گونه اي ديگر مرسوم است. روز ولنتاين اين دختران هستند كه بايد به مردان شكلات هديه بدهند. زنان شاغل به اجبار بايد به تمام همكاران مرد خود بويژه رييس خود شكلات هديه بدهند. اما در روزي موسوم به "روز سفيد"(WHITE DAY) كه تاريخ آن 14 مارس ميباشد مردان براي جبران محبت خانمها به آنها هديه ميدهند. البته اغلب فقط به دوستان دختر خود. هديه مردان معمولا يك لباس زنانه سفيد رنگ است.
* در چین هم افسانه ای وجود دارد که نمادی از عشق است و روز ولنتاین چيني ها محسوب ميگردد. اين روز هفتمین روز از هفتمین ماه در تقویم چینی است. اين روز فستيوال دختران نيز ناميده ميگردد. در اين روز مردم چين به ستاره ها خيره ميشوند. دختران نيز دعا ميكنند تا كدبانوهاي با كفايتي در آينده شوند و همچنين شوهر مناسبي نصيبشان گردد. پسران مجرد نيز دعا ميكنند تا هر چه زودتر معشوق خود را بيابند.
* بنابراين روز ولنتاين از روم به فرانسه و انگليس وسپس به آمريكا راه يافت و اكنون در تمام جهان جشن گرفته ميشود .
------------------------------------------
متن زیر از وبلاگ دادگان اتخاب شده :
تصحیح یک اشتباه تاریخی
(وَلِنتَین ایرانی:بیست ونهم بهمن یا پنجم اسفند؟)
در14 فوریه(بیست و پنجم بهمن ماه) هر سال، در بسیاری کشورهای جهان،تحت نام سنت وَلِنتَین(St.Valentine) ،آبنبات،گل،کارت و هدایای فراوان میان عشاق رد و بدل می گردد.روز وَلِنتَین اغلب با تبادل متقابل نامه های عاشقانه به شکل کارتهای وَلِنتَین مقارن می گردد.نمادهای جدید این روز،قالبهایی به شکل قلب و تصویر خدای عشق به صورت بالدار است.از قرن نوزدهم میلادی،نگارش نامه های عاشقانه جای خود را به تبادل کارت میان عشاق داد.انجمن کارت تبریک ایالات متحده امریکا(The U.S. Greeting Card Assosiation) بر آن است که تقریباً 1 میلیارد کارت وَلِنتَین به طور سالانه در سرتاسر جهان مبادله می گردد و از این روی،پس از کریسمس،دومین روز از حیث حجم ارسال کارت به شمار می رود.انجمن مذکور تخمین می زند که 85 درصد کل خریداران کارتهای وَلِنتَین،زنان هستند.1در ایالات متحده امریکا شرکت بازاریابی روز وَلِنتَین،آنرا به عنوان تعطیل رسمی اعلام داشته است.برخی نیز بر آنند که 14 فوریه،روز آگاهی و هوشیاری اشخاص مجرد است.
در ارزیابی ریشه های تاریخی این روز،از آنجا که افسانه سنت وَلِنتَین،کاملا واضح نیست،بدین ماجرا به دیدی افسانه ای می نگرند.یک افسانه او را چونان کشیشی ترسیم می سازد که از قانون امپراتور روم کلاودیوس دوم(Claudius II) که مقرر می داشت مردان جوان مجرد باقی بمانند،سرپیچی کرد.استدلال گشته است که امپراتور،کلاودیوس دوم،از آنجا که برآن بود مردان متأهل سربازان جنگاوری نیستند، قانون مزبور را برای توسعه ارتش خویش مقرر داشت.کشیش وَلِنتَین به گونه ای مخفی مراسم ازدواج را برای مردان کاتولیک به اجرا در می آورد.شایان ذکر است که در آن هنگام هنوز امپراتوری روم،به آیین مسیحیت نگرویده بود و این امر تقریباً 40 سال پس از دوران کلاودیوس دوم یعنی در دوران کنستانتین اول،موسوم به کنستانتین کبیر صورت گرفت.هنگامی که کلاودیوس این امر را دریافت، وَلِنتَین را دستگیر و زندانی کرد.کلاودیوس به منظور منصرف ساختن وَلِنتَین از باور خویش،به زندان و به استقبال وی شتافت و او را مورد محبت فراوان قرار داد.این در حالی بود که وَلِنتَین نیز به گونه ای متقابل کوشید تا کلاودیوس را به آیین مسیحیت فراخواند؛امری که موجبات خشم امپراتور روم را فراهم ساخت و حکم به اعدام وی داد.هنگامی که وَلِنتَین در زندان به سر می برد،یکی از زندانبانان دختری نابینا داشت که به زندان می آمد به تفصیل با وَلِنتَین سخن می گفت و درست پیش از آن که وَلِنتَین به اعدام محکوم گردد،برای آن دختر نابینا کارتی فرستاد که بر روی آن نگاشته بود:((از طرف وَلِنتَین تو!)).افسانه دیگر حاکی از آن است که هنگامی که وَلِنتَین را به زندان افکندند،مردم برای وی یادداشتهایی کوچک که در لفافه پیچانده بودند و در شکافهای دیواره سلول وی جاسازی می کردند می فرستادند و او آنها را یافت و در حق آنان نیایش کرد.به دیگر سخن،بنیاد تاریخی کارت وَلِنتَین همین امر است.کشیش وَلِنتَین در 14 فوریه 270میلادی (در برخی روایات 269 و مطابق با برخی روایات دیگر 273 بعد از میلاد) اعدام شد و بدین روست که در کشورهای جهان،به ویژه کشورهای اروپایی و امریکای شمالی،مراسم روز وَلِنتَین همه ساله در 14 فوریه برگذار می گردد.
برخی بر آنند که وَلِنتَین فراتر از سنتی غربی است که پیش از این در بسیاری کشورهای جهان موجود بوده است.در کشور چین،روزی مشابه وَلِنتَین موجود است که تحت عنوان ((شبِ هفتها)) نامیده می شود.برابر با افسانه ای چینی، پسر گاوچران و دختر بافنده،در هفتمین روز هفتمین ماه از تقویم قمری در آسمان با یکدیگر ملاقات کردند.آخرین ((شبِ هفتها)) در 30 اوت 2006 بود.روایتی دیگر از این روز با اندکی تفاوت نسبت به چین،در ژاپن نیز موجود است که از آن،به عنوان ((تاناباتا)) یاد می گردد و برابر با هفتم ژوئیه تقویم خورشیدیست.در کشور مصر،روز عشق دیگری موجود است که برابر با چهارم نوامبر هر سال است.در کره جنوبی،در 11 دسامبر هرسال،روزی تحت عنوان ((روز پِپِرو)) موجود است که در آن زوجهای جوان هدایایی را به یکدیگر تقدیم می کنند.
بسیاری از محققان بر آنند که وَلِنتَین ایرانی روز سپندارمذگان است.تلفظ واژه اِسپَندارمَذ،در زبان اوستایی، ((سپَنتا آرمَئیتی)) و در زبان پهلوی ((سپَندارمَت)) است که در پارسی دری،سپندار مذ،اسپندارمذ،اسفندارمذ و سفندارمذ نیز تلفظ می گردد.((سِپَنت)) در زبان اوستایی، به معنای مقدس و صفت است که بعدها به ((آرمَئیتی)) متصل گشته است که خود مرکب از دو جزء است:نخست،اَرِم،به معنای درست،آنچنانکه باید و شاید و به جا که قید است و دو دیگر،متی به معنای اندیشیدن.در ترکیب اَرِم و متی،میم به ادغام حذف و واژه ((اَرِمَتی)) یا ((آرمَئیتی)) ایجاد گشته است که نخست به معنای ((اندیشه درست)) و سپس در گذرگاه تاریخ با تحول معنایی به معنای فروتنی،بردباری و سازگاری گشته است و ((سپَنته آرمَتی)) یا ((سپَنتا آرمَئیتی)) به معنای بردباری و فروتنی مقدس است.در ((ودا))،کتاب مقدس هندوان نیز ((آرمتی)) آمده است.در یک موضع از ((ریگ ودا)) و گاه نیز در ((اوستا)) این واژه به معنای زمین نیز به کار رفته است و در پهلوی آنرا خرد کامل ترجمه کرده اند.((اِسپَندارمَذ)) یکی از امشاسپندان2هفتگانه آیین زرتشت است که در عالم معنا،مظهر مهربانی،شکیبایی و فروتنی اهورامزدا و در جهان جسمانی فرشته ای موکل بر زمین است و بدانروی آنرا مؤنث دانسته،دختر اهورا مزدا خوانده اند.سپندارمذ موظف است تا زمین را خرم و آباد و پاک و بارور نگاه دارد.هر که به کار کشت پردازد و خاکی را آباد سازد خشنودی اسپندارمذ را فراهم ساخته است.کلیه خشنودی و آسایش در روی زمین،سپرده به دست اوست.مانند خود زمین این فرشته،شکیبا،بردبار و مظهر وفا،اطاعت،صلح و آرامش است.ایزد آبان و ایزد دین و ایزداَرد از همکاران و یاران اویند.دیو ناخشنودی و خیره سری موسوم به تَرومَییتی،همستار یا رقیب و دشمن بزرگ سفندارمذ محسوب است.آخرین ماه سال(اسفند) و پنجمین روز ماه،موسوم به سپندارمذ است.ابوریحان بیرونی بر آن است که در ایران باستان در این روز جشن می گرفته اند و آنرا ((اِسپَندارجشن)) می نامیدند و از آنجا که این عید به زنان تخصیص داشته،از شوهران خود هدیه دریافت می کرده اند،از این رو به جشن ((مِژدگیران))،به معنای مُزدگیران معروف بوده است.3 همچنین در برهان قاطع آمده است:(([اسپندارمذ] تمام روز پنجم از هر ماه شمسی است و پارسیان این روز را در این ماه مبارک شمرند و عید کنند و جشن سازند بنا بر قاعده کلیه ای که پیش ایشان متداول است که چون نام ماه با نام روز موافق باشد آن روز را عید کنند؛نیک است در این روز جامه پوشیدن و درخت نشاندن.)) و نیز مسعود سعد سلمان در این باره گوید:
سپندارمذروز خیز ای نگار سپندآر ما را و جام می آر
به هر تقدیر اسپندارمذ به چهار معناست:فرشته موکل بر درختان و بیشه ها و تدبیر امور و مصالحی که در ماه و روز اسفندار واقع گردد؛نام ماه دوازدهم از سال خورشیدی؛ زمین و مدت ماندن آفتاب در برج حوت.4
تا بدینجای کار میان محققان اختلافی نیست؛اختلاف از زمانی آغاز می گردد که برخی به گونه ای نادرست بر آنند که ((اِسپَندارجشن)) برابر با 29 بهمن ماه هرسال است.متاسفانه این اطلاعات نادرست در سایتهایی نظیر ویکی پدیا نیز درج گشته است که از تمامی اربابان تفکر و اندیشه که دستی بر قلم دارند انتظار می رود تا این خطای فاحش تاریخی را به مسؤولان ذی ربط،خاطرنشان سازند.اشتباه مذکور از آنجا نشأت می گیرد که از آنجا که در تقویم کهن پارسی،ماههای سال سی روز بوده اند و در انتهای تقویمها پس از پایان ماه اسفند،پنج روز اضافه می گشته،و با تبدیل شش ماه نخست سال به ماههای سی و یک روزه،این مسأله نیز برطرف گشته است،لذا باید از تاریخ ((پنجم اسفند ماه))،شش روز کم شود و بدین روی شایسته است تا روز ((بیست ونهم بهمن ماه))،روز((اِسپَندارجشن)) یا وَلِنتَین ایرانی نامیده شود.توضیح آن که پنج روز مذکور را در تقویم پارسی کهن،((خمسه مسترقه)) یا ((پنجه دزدیده)) می نامیدند و بنا بر برهان قاطع،وجه تسمیه به دزدیده از آن جهت است وزیر یکی از پادشاهان حاصل این پنج روز را در تمام ممالک او به حساب نمی آورده است که البته در صحت این روایت نیز جای تردید است.به هر تقدیر از آنجا که طول تمامی ماههای پارسی، سی روز و 12 ماه سال برابر با 360 روز بوده است در آخر اسفندارمذ،ماه دوازدهم،پنج روز بدان می افزوده اند تا سال،تکمیل گردد و آنرا پنجه دزدیده یا خمسه مسترقه می نامیدند.در واقع،پنج روز مذکور را بدون آن که جزء ماه بدانند جزء سال می دانستند.آرام آرام با گسترش دانش گاهشماری در ایران،متخصصان بر آن گشتند که از آنجا که کشور پهناور ایران،در نیمکره شمالی قرار دارد و دورانِ میانِ اعتدال خریفی تا اعتدال ربیعی،کوتاهتر از دورانِ میان اعتدال ربیعی تا اعتدال خریفیست،خمسه مسترقه را میان شش ماه نخست سال سرشکن کردند تا مشکل گاهشماری از میان برود.5همین مسأله در گاهشماری میلادی نیز به گونه ای دیگر مورد رسیدگی قرار گرفته است و اگر روزهای ماههای دسامبر و ژانویه 31 روز است،طول ماه فوریه به 28 روز تقلیل یافته است و موارد دیگر که به طور تفصیل وارد نمی گردیم.با توجه به قدمت کهن و طولانی ((اِسپَندارجشن))،باید خاطر نشان گشت که برابر با فرهنگ دهخدا،پیش از آنکه خمسه مسترقه را به پایان اسفندماه بیاورند،آنرا به نامهای اَهنَوَد،اَشتَوَذ،اِسفَندمَذ،خِشت و هَشتویش در پایان ماه هشتم یعنی ماه آبان می افزودند که مطابق با این استدلال،از آنجا که ماه آبان،از حیث زمانی مقدم بر بهمن ماه است و دیگر موردی ندارد تا 6 روز از پنجم اسفندماه کاسته گردد،دانستن 29 بهمن به عنوان ((اِسپَندارجشن))،عقیده ای مردود است.با توجه به استدلالات فوق به نظر می رسد که روز((اِسپَندارجشن)) یا وَلِنتَین ایرانی همان روز پنجم اسفندماه است که به غلط آنرا 29 بهمن دانسته اند.
امیرعباس امیرشکاری
آسمان روز از بهمن ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و پنج خورشیدی
---------------------------------------------------------------------------------------
1-American Greeting Card Assosiation Website
(http://pressroom.americangreetings.com/archives/val07/valbiz07.html)
2-اَمشاسپَند در برهان قاطع و فرهنگ آنندراج به معنای فرشته و مَلِک آمده است. در اوستا نیز به صورت ((اَمِشَه سپَتَه)) آمده که مرکب از دو جزء است؛جزء نخست، ((اَمِشَه)) مرکب از ((اَ)) علامت نفی و ((مِشَه)) از ریشه ((مَر)) به معنای ((مردن)) است و جزء دوم ((سپنته)) یا ((سپته)) به معنای مقدس است که در مجموع ((جاودان مقدس)) معنا می دهد.شماره امشاسپندان یا ((مِهین فرشتگان)) هفت است که نام شش تای آنها در ضمن ماههای دوازده گانه کنونی مندرج است:وَهومَن به معنای بهمن،اَشَه وَ هیشتَه به معنای اردیبهشت،خشثره و ائیریه به معنای شهریور،سپَنتَه اَرمَئیتی به معنای سپندارمذ یا اسفند،هَئوروَتات به معنای خرداد و اَمِرتات به معنای مرداد.در آغاز پیدایش مزدیسنا،در رأس این شش،((سپنتا مینیو)) یا ((سپنتا مینو)) به معنای خرد مقدس قرار داشت که بعدها به جای او اهورا مزدا را گذاشتند و گاه نیز به جای اهورا مزدا،سروش را نهادند.درگاثاها کهنترین بخش اوستا،نام امشاسپندان به کرات ذکر گشته که هر یک از آنان مظهر یکی از صفات اهورا مزداست و حتی به وجهی شاعرانه به هر یک از این مظاهر صفات الهی،پاسبانی و حفظ قسمتی از عالم هستی سپرده شده است تا در امر پروردگار عالم به کار برند.(ر.ک.دکتر معین،مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات فارسی،صص158-157)
3-پورداوود،یشتها،ج1،صص95-93
4-موید الفضلاء می گوید:
باد عمر و ملک او چون مهر و آبان همنشین تا ز اسفندارمذ مه را به فروردین برند
5-به دلیل توازن میان فواصل اعتدال بهاری و اعتدال خریفی،شش روز از انتهای اسفندماه به طور مساوی میان شش ماه اول سال توزیع گشت.اسفند بیست ونه روزه شد تا در هر سال کبیسه،روزی بدان افزوده گردد.
-------------------------------------------------------------------------------------------
جشن اسپندگان یا اسفندگان یا سپندارمذگان یکی از جشنهای ایرانی است که در بیست و نهم بهمن ماه برگزار می شود. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است که ایرانیان باستان این روز را روز بزرگداشت زمین و بانوان میدانستند.
در گاهشماری های مختلف ایرانی، علاوه بر این که ماهها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بهعنوان مثال روز اول هر ماه «روز اورمزد»، روز دوم هر ماه، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم هر ماه، اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم هر ماه، شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم هر ماه، «سپندارمذ» بودهاست. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق میورزد. زشت و زیبا را به یک چشم مینگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان میدهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بهعنوان نماد عشق میپنداشتند.
در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی میشدهاست که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن میشد، جشنی ترتیب میدادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه، «مهر» نام داشت و که در ماه مهر، «مهرگان» لقب میگرفت و میبینیم که چگونه هر جشنی با معنی و مفهوم عمیق خود برای مردم شادی میآفرید.
روز آبان در ماه آبان جشن «آبانگان» است یعنی جشن ستایش آب و روز آذر در ماه آذر جشن «آذرگان» است یعنی جشن ستایش آتش و همین طور روز پنجم ماه دوازدهم (اسفند)، «سپندارمذ» یا «اسفندار مذ» نام داشت که جشنی با همین عنوان میگرفتند. «سپندارمذگان» جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا میکردند. روز «سپندارمزد» جشن زمین و گرامیداشت مقام زن است.
روز پنجم اسفند در همه گاهشماری های ایرانی به عنوان روز جشن اسپندار مذگان شناخته میشود
--------------------------------------------------
وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست،چون عبارت "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود."
-----------------------------------------
کلمات کلیدی : سپندارمذگان - اسپندگان - ولنتاین - وانتاین - عشق - اسفندارمذگان
------------------------------------------
------------------------------------------
آخرین به روز رسانی در ۳۰ بهمن ۱۳۸۶
علم چیست؟
به مجموعه اطلاعات و اکتشافات و اختراعات در هر زمینه ای در طول تاریخ علم میگویند.![]()
علم در هرزمینه ای نقش دارد و بدون آن قادر به انجام هیچکدام از کارهای روزمرهء مان نیستیم و پس نتیجه میگیریم علم در ٬ صنعت٬ اتومبیل سازی٬ کامپیوتر سازی٬ کارخانه های تهیه پوشاک٬ و کارخانه های ساخت تهیه ماشین آلات سنگین هم در صنعت و کشاورزی و... نقش دارند.
ولی با این وجود علم هم در تولید کالا نقش دارد و هم خدمت رسانی: مثلا یک طراح میخواهد یک پل بسازد و خدمتی برساند باید آزمایش های لازمه را روی آن پل انجام دهد که با تحقیق و گسترش علم به این مهم دست مبیابد٬ و یا یک مهندس کشاورزی آزمایشاتی را باید روی محصول انجام دهد تا بتوان آن محصول را کاشت.
بیلز پاسگال در ژوئن سال 1623 میلادی در کلرمون فراتسه به دنیا آمد . او سومین فرزند و تنها سه سال سن داشت ، از دنیا رفت . اتین پاسگال قاضی محلی کلرمونو خود صاحب وجاهت علمی بود . در سال 1632 خانواده پاسگال که شامل پدر و چهار فرزند او می شد ، کلرمون را به قصد اقامت در پاریس ترک کرد . پدر بیلز دیدگاه های آموزشی نامتعارفی داشت و به این ترتیب تصمیم گرفت تا کار تعلیم پسرش را شخصاً مدیریت کند . برای آن که تکالیف سنگینی به وی تحمیل نشود ، او را در خانه آموزش دادند و برنامه آموزشی به گونه ای تنظیم شده بود که ابتدا تنها محدود به یادگیری زبان ها باشد و تا پانزده سالگی هیچ سخنی از ریاضیات به میان نیاید . به همین دلیل پدر تمام کتاب های ریاضی را از خانه خارج کرد . طبیعتاً این ممنوعیت حسس کنجکاوی کودک را برانگیخت و وی را واداشت تا به پرس و جو در این باره بپردازد . دوازده ساله بود که درباره دانش هندسه از معلم سرخانه خود سؤال کرد و وی آن را علم ساخت اشکال دقیق و تعیین نسبت های میان اجزاء گوناگون این اشکال معرفی نمود . بیلز که از مطالعه این دانش نهی شده بود ساعات بازی خود را به کشف ویژگی های فراوانی درباره اشکال هندسی نایل شود که از همه مهم تر اندازه گیری مجموع زوایای داخلی مثلث بود .
آرايه ها موجودات دوست داشتني هر زبان هستند. قبلا فقط مي شد تنها عناصر همنوع را در يك آرايه قرار داد، اما در php مي توان هر نوع داده اي ( از 8 نوع) را با هر نوع انديسي (integer و string ) در يك آرايه جمع كرد.
به چند روش ميشه، يه آرايه رو تعريف كرد.
1. $a= array( key => value, …. );
2. $a[key]= value;
3. $a[]= value;
چند تا مثال:
ساختن يك آرايه خالي !
$a= array ();
آرايه مشخصات يك نفر
$a= array('name'=>'netvand', 'family'=>''netkadeh", 'age'=>22);
همان آرايه بالايه كه با 3 تا دستور ساخته شده
$a['name']= 'netvand';
$a['family']='netkadeh';
$a['age']= 22;
اگر انديسي براي آرايه مشخص نكنيد، يعني خونه صفرم [0].
$a[]=1;
اما مقادير بعدي بعد از اون به ترتيب قرار مي گيرند. يعني [1] و [2] و…
$a[]=2;
$a[]= 3;
به همين راحتي! جلوتر كه رفتيد، مي تونيد آرايه هاي چندبعدي هم تعريف كنيد. (آرايه اي از آرايه )
براي اينكه ببينيد آرايه كه ساخته ايد، چي از آب دراومده از اين دستور كمك بگيريد:
متدوالترين دستوري كه براي كار با آرايه ها به كار ميره، دستور foreach است.
foreach ( $arrayname as $key =>$value )
echo $value,"
";
foreacho ( $arrayname as $key )
echo $arrayname[$key], "
";
دستورات بالا، مقدار عناصر آرايه رو توي سطرهاي متوالي چاپ ( بخاطر
) مي كنن.
توجه: توي PHP يه عالمه تابع آماده براي كار روي آرايه نوشته شده كه كافيه شما فقط طرز استفادشون رو ياد بگيرين. همين.
:: چند نكته در مورد فرم ها:
همانطور كه مي دونيد، انتقال اطلاعات بين صفحات از طريق دو متد POST (براي فرمها) و GET (از طريق خط آدرس url) ها صورت مي گيره.
شما هر عنصري كه در فرم استفاده كنيد، انديسي همنام با آن در $_POST (كه يك آرايه است) ساخته مي شود كه شما بايد درون برنامه تان از اون


