هدف : هدف تربيت كارشناس در صنايع هواپيما و هليكوپترسازي و فردي آشنا به مقدمات و اصول مهندسي هوافضا است. طول متوسط دوره 4 سال است. دانشجويان موظفند 3 واحد پروژه بگيرند و 2 تابستان در دفاتر مهندسي صنايع مربوط كارآموزي كنند. فارغالتحصيلان كادر مورد نياز محاسبات ، طراحي، تحقيقات و ساخت صنايع مختلف هواپيمايي، هليكوپترسازي، موشكي و صنايع ديگر را تامين ميكنند. دروس اين مجموعه شامل دروس عمومي، پايه، اصلي، تخصصي، كارگاهي و كارآموزي است و زمينههايي چون آيروديناميك، سازه هوايي، مكانيك پرواز و جلوبرندهها را در بر ميگيرد. پايههاي اصلي لازم براي تحصيل در اين رشته رياضيات، فيزيك و زبان خارجي است. براي فارغالتحصيلان اين رشته امكان ورود به دوره كارشناسي ارشد مهندسي هوافضا وجود دارد. بايد توجه داشت كه صنايع هوافضا در دنيا يكي از پيشروترين زمينههاي تحقيقاتي است و همواره موجبات ترقي و جهش در ساير رشتههاي علوم و مهندسي را فراهم ساخته و در اين راستا بودجههاي عظيم نظامي و غيرنظامي را به خود اختصاص داده است، موضوعاتي از قبيل طراحي و ساخت هليكوپتر، هواپيماي بدون سرنشين، بدون موتور، عمود پرواز و يا جنگنده از يك طرف و ساخت پايگاههاي فضايي، مسافرت به كرات ديگر و جنگ ستارگان از طرف ديگر جامعيت و حساسيت اين رشته را بيش از پيش روشن ميسازد.

الکـساندر فون هامبولـت را آخرین دانشور جامع در عرضه علوم طبیعی قلمداد کرده اند . او یک طبیعی دان ، گیاه شناس ، جانور شناس ، نقـشه بردار ، جامعه شناس ، مولف و هنرمند بود و در ضمن استعدادها و توانمندی های دیگری هم داشت که کمتر نمود یافته اند . تاثیر شگرف این مرد در سراسر جهان و به ویژه آمریکا بسیار مشهود و قوی است و شگـفـت آن که این تاثیر در دنیای جدید بارزتر است . یادبودهای الکـساندر فون هامبولت در کشورش انگشت شمارند که از جمله مهم ترین آن ها می توان به دانشگاه هامبولت در برلین و مقبره او در تگل اشاره کرد . در مقابل ، در جای جای آمریکای جنوبی و حتی در مناطقی که هیچ گاه پای او به آن ها نرسیده است نیز می توان الواح یادبود وی را یافت . امروزه کودکان ونزوئلایی این مرد را به عنوان کسی که تمامی گل ها و سنگ های کشورشان را نام گذاری کرده است ، می شناسـند . و این در حالی است که سفر اکتشافی او در قاره جدید تنها پنج سال به طول انجامید .
هامبولت طی عـمر خود شش هفته در ایالات متحده اقامت کرد و در این سفـر میهمان توماس جفـرسـن ، رئیس جمهور بود . با این حال دست کم هشت شهر کوچک در این کشور هامبولت سیتی نامیده شده اند ؛ مناطقی از سه ایالت کالیفرنیا ، آیووا و نوادا به نام اوست و خلیج کوچکی در کالیفـرنیا اسم وی را بر خود دارد هم چنین یک رشته کوه ، یک رودخانه ، یک منطقه حفاظت شده ، یک نمک زار و یک پارک ایالـتی به نام هامبولـت خوانده می شوند .
اکنون الکـساندر فون هامبولت از طریق کار و جذبه خود تاثیری محوناشدنی بر دو بخش شمالی و جنوبی آمریکا گذاشته است و در واقع امروز بخشی از هویت این سرزمین وابسته به اوست .
آغـاز عمر :
پدر الکـساندر ، سرهنگ الکساندر گئورگ فون هامبولت یکی از افسران ارتش فردریک کبیر بود که از سال 1797 میلادی بر پروسفرمانروایی کرد . او در سال 1761 در جنگ سیلیسیان زخمی شد و از آن پس وارد خدمت دربار گردید . در همین زمان بود که الکساندر گئورگ با بیوه زنی ازدواج کرد . مری سه فرزند به دنیا آورد . نخستین کودک آن ها دختری بود که در طفولیت از دنیا رفت و دو فرزند دیگر پسرانی بودند که ویلهلم ( متولد 22 ژوئن سال 1767 ) و الکساندر ( متولد 12 سپتامبر سال 1769م برابر با 23 شهریور 1148 هـ ش ) نامیده شدند .
الکساندر ده ساله بود که پدرش فوت کرد و مادر مجبور شد تا به تنهایی وظیفه مراقبت و پرورش دو کودک را به عهده بگیرد . مری الیزابت را به عنوان زنی با احساسات محدود ، که محبت کمی نسبت به فرزندان خود ابراز می داشت ، توصیف کرده اند . با این حال وی شدیدا علاقـمند بود پسرانش از بهترین تحصیلات روز بهره مند شوند و ثروت خانواده هامبولت نیز چنین امکاناتی را برای ایشان فرام می آورد . بی تردید پایداری ویژه ای که الکساندر تا پایان عمر در راه علم نشان داد و سماجت ذاتی او ، حاصل اتکا به نفس و روی پای خود ایستادن در یک چنین محیط خانوادگی بوده است .

زماني كه رياضيدان انگليسي هاردي براي عيادت رياضيدان شهير هند رامانوجان به بيمارستان رفته بود به اين موضوع اشاره كرد كه شماره تاكسي كه به وسيله آن به بيمارستان آمده، عدد بي ربط و بي خاصيت 1729 بوده است . رامانوجان بلافاصله ضمن رد ادعاي هاردي به او يادآور شد كه اتفاقا 1729 بسيار جالب توجه است . خود ۱۷۲۹ عدد اول است. دو عدد ۱۷ و ۲۹ هر كدام عدد اول هستند. جمع چهار رقم تشكيل دهنده آن ميشود ۱۹ كه اول است. جمع دو عدد اوليه و دو عدد آخري ميشود ۸۱۱ كه باز هم عدد اول است دو عدد ابتدايي(سمت چپ) اگر جمع شوند؛عدد ۸۲۹ ميشود كه باز هم عدد اول است. دو عدد اوليه اگر از هم ديگر كسر شوند؛عدد ۶۷ ساخته ميشود كه باز هم عدد اول است. سه عدد سازنده آن عدد اول است(۱و۷و ۲). عدد اول؛عددي است كه فقط بر يك و خودش تقسيم ميشودبنحوي كه نتيجه تقسيم عددي كسري نباشد(خارج تقسيم نداشته باشد) جمع عددي اعداد تشكيل دهنده ۱۷۲۹ يا:۱+۷+۲+۹=۱۹ است؛ عكس ۱۹ عدد ۹۱ است؛ اگر ۱۹*۹۱بشودنتيجه برابر ۱۷۲۹ ميشود. اين هم يكي ديگر از اختصاصات ۱۷۲۹ است كه در هر عددي ديده نميشود. عدد 1729 اولين عددي است كه مي توان آنرا به دو طريق به صورت حاصلجمع مكعبهاي دو عدد مثبت نوشت : به توان 3 به علاوه 1 به توان 3 و 10 به توان 3 به علاوه 9 به توان 3 هردو برابر 1729 مي باشند .(اولين مطلب موجود در رابطه با اين خاصيت 1729 به كارهاي بسي رياضيدان فرانسوي قرن هفدهم باز مي گردد.) حال اگر كمي مانند رياضيدانها عمل كنيد بايد به دنبال كوچكترين عددي بگرديد كه به سه طريق مختلف حاصلجمع مكعبهاي دو عدد مثبت است اين عدد87539319 مي باشد كه در سال 1957توسط ليچ كشف شد: 414 به توان 3 + 255 به توان 3 و 423 به توان 3+ 228 به توان 3 و 436 به توان 3 + 167 به توان 3 هر سه جوابشان برابر 87539319 است . امروزه رياضيدانان عددي را كه به n طريق مختلف به صورت حاصلجمع مكعبهاي دو عدد مثبت باشد ،n ــامين عدد تاكسي مي نامند و آنرا با Taxicab نمايش مي دهند.جالبتر از همه اينكه ،هاردي و رايت ثابت كردند براي هر عدد طبيعي n ناكوچكتر از 1 ،n ــامين عدد تاكسي وجود دارد ! هرچند، چهارمين تا هشتمين اعداد تاكسي نيز كشف شده اند ولي تلاشها براي يافتن نهمين عدد تاكسي تاكنون نا كام مانده است . متاسفانه اطلاعات زيادي درباره اعداد تاكسي موجود نيست . در ضمن ميتوان مسئله را از راههاي ديگر نيز گسترش داد . مثلا همانگونه كه هاردي در ادامه داستان فوق از رامانو جان پرسيد و او قادر به پاسخگويي نبود ، اين پرسش را مطرح كنيد: كوچكترين عددي كه به دوطريق حاصلجمع توانهاي چهارم دو عدد مثبت مي باشد ،كدام است؟ اين عدد توسط اويلر يافت شده است :635318657 حاصلجمع توان چهارم 59 و 158 همچنين توانهاي چهارم 133 و 134 مي باشد.

بطور کلی ستارگان دارای مراحل مختلف جنینی ، کودکی و جوانی و پیری هستند. پس از اکتشاف برابری جرم و انرژی توسط انیشتین ، دانشمندان تشخیص دادند که کلیه ستارگان باید تغییر و تحول یابند. تکامل ، تخریب و محصول نهایی یک ستاره ، به جرم آن بستگی دارد. در واقع سرنوشت نهایی ستاره که تا چه مرحله ای از پیشرفت خواهد رسید با جرم ستاره ارتباط مستقیم دارد. اطلاعات مربوط به جرم ستارگان از مسائل بسیار مهم به شمار میرود.
تشکیل ستارهها
گوی آتشین مورد نظر در نظریه انفجار بزرگ ، حاوی هیدروژن و هلیوم بود، که در اثر انفجار بصورت گازها و گرد و غباری در فضا بصورت پلاسمای فضایی متشکل از ذرات بسیاری از جمله الکترونها ، پروتونها ، نوترونها و نیز مقداری یونهای هلیوم به بیرون تراوش میکند. با گذشت زمان و تراکم ماده در برخی سحابیها شکل می گیرند. این مواد متراکم رشد کرده و تودههای عظیم گازی را بوجود میآورند که تحت عنوان پیش ستارهها معروفند و با گذشت زمان به ستاره مبدل میشوند. بسیاری از این تودهها در اثر نیروی گرانش و گریز از مرکز بزرگ و کوچک میشوند، که اگر نیروی گرانش غالب باشد، رمبش و فرو ریزش ستاره مطرح میشود و اگر نیروی گریز از مرکز غالب شود، احتمال تلاشی ستاره و شکل گیری اقمار و سیارات میرود.
ارتباط جرم با مرگ ستارگان
سه طریق برای مرگ ستارگان وجود دارد. ستارگانی که جرم آنها کمتر از 1.4 برابر جرم خورشید است. این ستارگان در نهایت به کوتولههای سفید تبدیل میشوند. ستارگانی که جرم آنها بیشتر از 1.4 برابر جرم خورشید است، در نهایت به ستارگان نوترونی و به سیاه چالهها تبدیل خواهند شد.
مراحل پایانی عمر ستارگان
دیر یا زود سوخت هستهای ستارگان به پایان رسیده و در این صورت ستاره با تراکم خود ، انرژی گرانشی به انرژی هستهای غالب آمده و این تراکم (رمبش) تا تبدیل شدن الکترونهای آزاد ستاره به الکترونهای دژنره ادامه پیدا میکند، که در این صورت ستاره به یک ستاره کوتوله سفید تبدیل شده است. برخی از ستارگان از طریق انفجارهای ابر نواختری به ستارگان نوترونی تبدیل میشوند. هنگامی که ستاره در اواخر عمر خود باشد، به مراحل نواختر یا ابر نواختر میرسد.
در این مرحله ستاره از حداکثر انرژی خود استفاده میکند و این امر سبب میشود که شدت تابش نور آن بطور چشمگیر تغییر کند. در این حالت ستاره گرد و غبارهای (سحابیها) اطراف خود را میبلعد و این امر سبب میشود که بر ذرات تشکیل دهنده ستاره فشار وارد آید. ستاره حالتی پلاسمایی دارد و فشار ممکن است به حدی برسد که بر الکترونها و هستههای آن اثر کند و الکترون به پروتون برخورد کرده که در این برخورد به نوترون تبدیل میشود.
در طی این واکنش مقادیر زیادی امواج گاما تولید میشود. اگر تعداد نوترونهای تشکیل به قدری زیاد شوند که در این ستاره ، حجم نوترونها به 16 کیلومتر برسد در این هنگام ، چگالی این ستاره بسیار زیاد میشود، بطوری که میتواند نور را از مسیر خود منحرف و خمیده کند. در این مرحله ستاره به ستاره نوترونی تبدیل میشود.
اگر شعاع تعداد نوترونهای آن به بیش از 16000 کیلومتر برسد (البته در این افزایش شعاع ، نوترونها به هم فشرده هستند)، چگالی این ستاره به قدری زیاد میشود که میتواند نور را هم به خود جذب کند، که به آن سیاهچاله میگویند. سیاهچالهها با جرم زیاد خود ، حجم کوچکی دارند. تشکیل سیاه چاله آخرین مرحله مرگ ستاره میباشد.
انواع سیاهچاله
1. شوارتس شیلید: ساده ترین نوع سیاهچالههاست، بار و چرخش ندارد، تنها یک افق رویداد و یک فوتون کره دارد، از آن نمی توان انرژی استخراج کرد. شامل تکینگی ، نقطهای است که در آن ماده تا چگالی نامحدود در هم فرو رفته است.
2. رایزنر- نورد شتروم: هم بار دارد وهم چرخش ، می تواند دو افق رویداد داشته باشد ، اما تنها یک فوتون کره دارد. شامل یک تکینگی نقطه ای است که وجود آن در طبیعت نامحتمل است، زیرا بارهای آن همدیگر را خنثی می کنند.
3. کر: چرخش دارد، اما بار ندارد. بیضی و از بیرونی حد استاتیک است. منطقه تیره میان افق رویداد و حد استاتیک ارگوسفر است، که می توان از آن انرژی استخراج کرد. می تواند دو افق رویداد و دو حد استاتیک داشته باشد. دو فوتون کره دارد. شامل یک تکینگی حلقهای است.
4. کر- نیومان: هم بار دارد و هم چرخش ، همان سیاهچاله کر است، جز اینکه بار دارد، ساختارش شبیه ساختار سیاهچاله کر است. میتوان از آن انرژی استخراج کرد. یک تکنیگی حلقهای دارد.
بنظر پژوهشگران چهارنوع سیاهچاله همچنانکه ذکر شد می تواند وجود داشته باشند. مهمترین موضوع در باب سیاه چاله آنست که ، بدانیم ماده در داخل سیاهچالهای که حاصل آمده است در نهایت به چه سرنوشتی دچار می شود؟ اختر فیزیکدانان میگویند:
اگر مقداری ماده به داخل حفره سیاه از قبیل آنچه که از یک ستاره وزین مرده بجای مانده بیندازید، نتیجه نهایی همواره الزاما یک چیز خواهد بود و تنها جرم ، بار الکتریکی و اندازه حرکت زاویه ای که جسم با خود حمل می کند باقی خواهند ماند. اما اگر کل جهان به داخل حفره سیاه خود بیفتد، یعنی به شکل سیاهچاله در آید، دیگر حتی کمیاب بنیادی (جرم) ، بار الکتریکی و اندازه حرکت زاویه ای نیز ناپدید می گردند



