| ΚΛΜΨΛΓ ΛΓΨΛΝΛ | ||
![]() | ||
ميدانيم كه كره زمين به طور طبيعي در اثر تابش خورشيد گرم ميشود، اما اينجا منظور ما از گرم شدن زمين، پديده ديگري است.اين پديده نسبتا جديد عبارت است از تغيير دماي زمين در اثر فعاليتهاي بشري كه با تغييرات طبيعي آن فرق دارد. در طول ۱۰۰ سال گذشته، كره زمين به طور غيرطبيعي ۴/۰ درجه سانتيگراد گرمتر شده كه اين موضوع دانشمندان را نگران كردهاست. آنها حدس ميزنند فعاليتهاي صنعتي در ايجاد اين مشكل بسيار موثر است و به گرم شدن كره زمين
كمك ميكند.
منظور از«گرم شدن زمين» افزايش ميانگين دماي زمين است. «تغيير آب و هوا» در اثر اين افزايش دما به وجود ميآيد. گرم شدن زمين موجب تغيير الگوي بارش، افزايش سطح آب درياهاي آزاد و كاهش سطح آب درياچهها و تاثيرات وسيع بر گياهان، حيات وحش و انسانها ميشود.
به مجموعهاي از گازها كه مقداري از انرژي خورشيد را در جو زمين نگه ميدارندو باعث گرم شدن جو ميشوند، گازهاي گلخانهاي ميگويند. بخار آب(H2O)، دي اكسيدنيتروژن (NO2)، دي اكسيدكربن (CO2) و متان (CH4) گازهاي گلخانهاي اصلي هستند. اگر اين گازها در جو نبودند، انرژي گرمايي خورشيد مجددا به فضا بر ميگشت و به اين ترتيب هواي زمين ۳۳ درجه سانتيگراد سردتر از الان ميشد. اثر گلخانهاي به افزايش دماي كره زمين در اثر وجود گازهاي گلخانهاي در جو زمين گفته ميشود.
آيا شما تا حالا يك گلخانه ديده ايد؟
گلخانه يك اتاق شيشهاي است كه نور خورشيد از شيشههاي آن به داخل ميتابد و هواي گلخانه را گرم ميكند. اما شيشههاي گلخانه اجازه نميدهند كه اين هواي گرم از گلخانه خارجشود.
جو يا هوايي كه در اطراف ماست، شبيه يك گلخانه است. گازهاي گلخانهاي در جو درست مثل شيشههاي گلخانه عمل ميكنند. نور خورشيد پس از عبور از لايههاي گازهاي گلخانهاي وارد جو زمين ميشود. زماني كه نور خورشيد به سطح زمين ميرسد، مقداري از انرژي گرمايي آن توسط خاك، آب و ساير موجودات جذب ميشود. مقداري هم در جو زمين ميماند و باقيمانده آن به فضا برميگردد. اگر مقدار گازهاي گلخانهاي در جو از حد طبيعي آن بالاتر باشد، انرژي كمتري به فضا برميگردد، در نتيجه جو زمين گرم تر ميشود و به دنبال آن دماي كره زمين بالا ميرود.
اثر گلخانهاي، كره زمين را به اندازهاي گرم نگه مي دارد كه ما انسان ها بتوانيم بر روي آن زندگي كنيم. اما اگر اثر گلخانه اي شدت يابد، ممكن است دماي زمين به قدري زياد شود كه ما و بقيه گياهان و جانوران نتوانيم گرماي آن را تحمل كنيم.
هر وقت آسمان صاف باشد و گرماي ملايمي به ما برسد و باد به شدت نوزد، مي گوييم هوا خوب است. هر وقت آسمان گرفته باشد، باد تند بوزد يا برف و باران ببارد و ما را دچار زحمت كند، مي گوييم هوا بد است. معمولا اخبار هواشناسي ما را از چگونگي وضع هوا آگاه ميسازد.
هواي برخي مناطق كره زمين معتدل است، يعني باران به اندازه كافي مي بارد و هوا زياد گرم يا سرد نميشود. هواي بعضي جاها سرد است يعني برف ميبارد و دماي هوا سرد ميشود. جاهايي هم هست كه بسيار گرم و خشك است. هر كدام از اين جاها يك نوع آب و هوا دارد.
براي تعيين آب و هواي هر منطقه، تغييرات دماي هوا و مقدار باران و برف را در طول سال اندازه گيري ميكنند. شما هم ميتوانيد اندازه تغييرات دماي هوا و مقدار باران و برف را در محل سكونت خودتان به دست آوريد. اما براي اين كه آب و هواي جاهاي گوناگون را بشناسيم، بايد اين مقادير را چندين سال پشت سرهم اندازه گيري كنيم.

آغاز شیمی همراه با پیدایش حیات بر روی زمین بود . تمام پدیده های (طبیعی ٬مصنوعی)زمان مربوط به علم شیمی بود برای مثال هنگامی که کوه های آتشفشان فعال میشد مواد مذاب آتشفشان ٬گاز های سمی ایجاد شده و... همگی جزو مواد شیمیایی به حساب می آیند .
شیمی یعنی زندگی : چون ما در زندگی در تمام عمر با علم شیمی بدون آنکه متوجه آن شویم سر و کار داریم مثلا ما بدون آنکه متوجه بشویم به چای آبلیمو اضافه میکنیم و اینکار یک تغییر شیمیایی است.
بگذریم .
تاریخچه شیمی :
به علت اینکه شیمی در دوران ها و کشور های مختلف فرق داشت دانشمندن شیمی را به سه دوره تقسیم کردند که در زیر به شرح این سه دوره میپردازیم :
۱ـدوران شیمی باستان : در این دوره علم شیمی تازه علاقه مندان زیادی پیدا کرد و به همین دلیل دوران ابتدایی علم شیمی بود اکثر دانشمندان این دوره در یونان باستان زندگی میکردند به همین دلیل قلمرو شیمی در آن زمان یونان باستان بود . و از دانشمندان معروف همان دوره می توان ارسطو ٬سقراط٬دموکریت و ... را نام برد.
۲ـ دوران کیمیا گری : در این دوره بیشتر دانشمندان مسلمان بودند و قلمرو این دوره تقریبا کشور های خاورمیانه امروزی بوده اند . در این دوره کیمیا گران بر این فکر بودند که ماده فرضی قرمز رنگی وجود دارد که اگر آنرا به فلزات بی ارزش بمالند آن فلز به طلا و نقره تبدیل میشود(سنگ فیلسوفان) و همینطور ماده ای وجود دارد که به انسان عمر جاویدن میدهد (اکسیر حیات). کیمیا گران برای کشف این دو ماده وسایل را ابداع کردند ولی هیچکدام به نتیجه نرسیدند. و از دانشمندان معروف این دوره میتوان . زکریا رازی و جابر بن حیان را نام برد .
۳ـ دوران شیمی نوین : بعد از اینکه دانش شیمی کیمیاگران به وسیله کتاب ها و مقالات به اروپا منتقل یافت آنها از این دانش استفاده کردند و خود را بالا تر از آنها بردند و قلنرو شیمی به اروپا منتقل شد در این دوره اشتباه بودن بعضی از افکار کیمیا گران از جمله سنگ فیلسوفان و اکسیر حیات مشخص شد . از دانشمندان معروف این دوره : جان دالتون .
نویسنده : سهیل
وبلاگم :خانه شیمی
بدان ای اسکندر پس از مرگ من
پس از ریزش آخرین برگ من
توانی گشایی در پارس را
نهی بر سرت افسر پارس را
به تخت جم و کاخ شاهنشهان
قدم چون نهی با دگر همرهان
مبادا شوی غره از خویشن
که ایران بسی پرورد همچو من

در آن زمان ها، دکتر محمود حسابی که نیاز ایران به یک دانشگاه را برای خودکفایی کشور و عدم نیازمندی به غربیها ضروری می دید، برای بیان طرح خود نزد، آقای حکمت، وزیر فرهنگ آن زمان ایران، رفت و با او گفت و گویی را انجام داد که به شرح زیر است:
دکتر حسابی: تا همین اواخر یعنی قرن هفدهم، اگر کسی در اسپانیا به ابن سینا یا به قول خودشان آویسنت توهین می کرد، مجازات او اعدام بود. چه طور یک دانشمند ایرانی در مرکز اروپا تا این حد احترام داشته است؟ ولی حالا چگونه است؟ ما برای معالجه شاه باید از اروپا پزشک بیاوریم. یا برای ساختن پل باید مهندس از آنجا بیاوریم.
حکمت: منظور شما چیست؟
دکتر حسابی: تا بیش از این دیر نشده باید اجازه بدهید جایی درست کنیم تا خودمان دکتر، مهندس و متخصص تربیت کنیم تا نیازمند خارجیها نباشیم و بیش از این از اروپاییها عقب نیفتیم.
حکمت که از این پیشنهاد خوشش آمده بود، گفت:
بروید پیشنهادتان را روی کاغذ بیاورید و برای من بفرستید.
بدین ترتیب دکتر حسابی که از مدتها قبل در فکر انجام این کار بود و از سالها قبل قوانین دانشگاههای فرانسه و بلژیک را جمع آوری کرده بود، پس از سه ماه تلاش شبانه روزی طرح را آماده کرد و برای حکمت برد. حکمت نیز طرح را برای تایید نهایی و تصدیق، برای صدیق اعلم، رئیس تعلیمات عالیه، فرستاد. ولی هیچ جوابی از طرف اعلم داده نشد. دکتر حسابی تصمیم گرفت که خودش به دیدن اعلم برود. اعلم اول با دکتر خوش و بش کرد. اما پس از اینکه فهمید نویسنده آن طرح، دکتر حسابی است، با عصبانیت تمام فریاد کشید و گفت: چه کسی به شما گفته که پایتان را در کفش خارجی ها بکنید؟ تربیت دکتر و مهندس، کار خارجی هاست نه کار ما! تاسیس دانشگاه هفتاد سال برای مملکت زود است!
دکتر حسابی مغموم و ناراحت نزد حکمت بازگشت و ماجرا را برای او شرح داد. و گفت: چه لزومی داشت شما این طرح را نزد صدیق اعلم بفرستید؟
مگر شما وزیر فرهنگ نیستید.
حکمت نیز که گویی دل خوشی از اعلم نداشت، گفت: او نشسته است که فقط ایراد بگیرد. فقط وقتی کاری انجام می شود جلو می آید تا همه چیز را به اسم خودش تمام کند. کسی هم جرات ندارد حرف بزند چون او منتخب شاه است.
بدین ترتیب حکمت قرار ملاقاتی را بین دکتر حسابی و رضاشاه تنظیم کرد و دکتر خود را در مقابل شاه ایران، رضا شاه، مشاهده کرد. دکتر حسابی نزدیک به نیم ساعت با شاه صحبت کرد و رضاشاه نیز در این مدت با دقت به حرفهای او گوش کرد. پس از اتمام حرفهای دکتر، شاه گفت: همه اینها که توضیح داده اید درست. ولی بگویید ببینم این دانشگاه به چه درد می خورد؟
دکتر حسابی در جواب گفت: این کارخانه قند کهریزک که توسط آلمانیها ساخته می شود، هزینه گزاف آن تحمل بر بودجه دولت است. یا راه آهن سراسری که با این هزینه گزاف و گران کردن قند و شکر توسط آلمانیها انجام می شود. یا راههای شوسه که دانمارکی ها برایمان می سازند.همه بار سنگین مالی آن بر دوش دولت است. فعلا اشکالی ندارد که لوکوموتیو و واگنها را بیاوریم، ولی برتای راه سازی از همین الان باید بگویم که نیازی به آلمانیها نداریم.اگر پشتیبانی بشود و خودمان بتوانیم مرکزی به نام دانشگاه داشته باشیم، تمام این حرفها را بچه های خودمان یاد خواهند گرفت و انجام خوهاند داد.
در این حال رضاخان سوال هوشمندانه ای پرسید: این آرزوهایی که دارید میگویید، پس از چند سال نتیجه می دهد؟
دکتر گفت: طول تحصیلات در رشته های مختلف بین سه تا پنج سال است. از حالا میتوانیم خودمان این کارها را شروع کنیم.
رضاشاه که از حرفهای دکتر حسابی به وجد آمده بود، گفت: به حکمت بگویید که قانونش را بنویسد و به مجلس ببرد. من هم برای انجام دادن این کارهایی که گفتید، تمام تلاشم را می کنم.
حکمت نیز بلافاصله هیئتی را انتخاب کرد تا لایحه قانونی تاسیس دانشگاه تهران را تصویب کند. جالب اینجا بود که پس از گذشت تنها سه روز از ملاقات دکتر حسابی و شاه، مبلغ صد هزار تومان برای ساخت دانشگاه تهران از دربار برای حکمت رسید. میزان این حواله برای حکمت به قدری عجیب و باورنکردنی بود که حد نداشت. زیرا آن روزها معروف بود که یک کوچه و خانه هایش را به صد تومان می خرند. چه برسد به صد هزار تومان. دکتر حسابی قوانین تاسیس دانشگاه تهران را بر اساس قوانین کشور فرانسه و بلژیک نوشت و به حکمت داد. حکمت نیز آن را تصویب کرد و این لایحه را به مجلس فرستاد. اما مجلس به این لایحه رای نداد.دکتر حسابی نزد حکمت، که کاملا مایوس شده بود، رفت و گفت: منتظر تصویب مجلس نمانیم. چون ممکن است ماهها یا سالها طول بکشد و پولی که شاه برای این کار فرستاده از بین برود. خودتان با شاه ملاقات کنید و زمین مناسبی را فراهم کنید تا کارهای ساختمانی دانشگاه را آغاز کنیم. حکمت نیز اینچنین کرد و زمینی در جلالیه آن روز برای این کار اختصاص یافت. و دکتر حسابی ساختمان دانشکده فنی را به عنوان اولین کار ساختمانی خود در ایران به کمک موسیو سیروی فرانسوی که فوق العاده به ایران علاقمند بود، شروع کرد. دکتر حسابی در این مدت تلاش بی نظیری را از خود به نمایش گذاشت. ایشان از صبح تا ظهر به مجلس می رفت تا با تک تک نماینده ها صحبت کند، و بتواند کار تاسیس دانشگاه تهران را رسما آغاز نماید.پس از دو سال دوندگی وصف ناشدنی دکتر حسابی رئیس کمیسیون فرهنگ و آموزش مجلس به همراه اعضای آن برای بازدید از دانشکده فنی اقدام کردند. این بازدید بیش از نصف روز طول کشید. در هنگام پایین آمدن از پلکان دانشکده فنی، رئیس کمیسیون رو به دکتر حسابی کرد و گفت: به حکمت بگو لایحه را تنظیم کند و به مجلس بفریتد. ما هم آن را تصویب می کنیم. در نهایت تاسیس دانشگاه تهران با تلاش وصف ناپذیر و شگفت آور دکتر حسابی، خردمندی بالای حکمت و درایت و عرق ملی رضا شاه آغاز شد و به انجام رسید.
درود بر یکه مرد تاریخ فیزیک ایران ، پروفسور دکتر سید محمود حسابی