| ΚΛΜΨΛΓ ΛΓΨΛΝΛ | ||
![]() | ||
یه مطلب بسیار عجیب رو دیدم گفتم اینجا هم بذارم ...
اول یه ذره مقدمه راجع به قوم عاد بگم :
بی گمان انسان به سبب گرایش به کمال وگریز از کاستی ها و نواقص می کوشد تا همه آن چه را کمالی می یابد تحقق بخشد. از جمله اموری راکه کمالی می یابد مدنیت و تمدن است. به نظر می رسد که ارتباطی میان گرایش تمدنی انسان و ماموریت وی در زمین به عنوان خلیفه الهی وجود داشته باشد.
هرچند که ماموریت های انسانی در زمین امور چندی را دربرمی گیرد ولی یکی از ماموریت های انسانی آبادانی و استعمار زمین است که در آیه 06 سوره هود بیان شده است.
هو أنشاکم من الارض و استعمر کم فیها. از این جا می توان دریافت که گرایش به آبادسازی و آبادانی در فطرت و ذات بشر نهفته است و انسان به طور فطری و طبیعی گرایش بدان دارد و بیان آن در آموزه های قرآنی از باب یادآوری و ذکراست و به گونه ای می توان گفت که تایید و تاکید بر فطری بودن است. از سوی حتی اگر به شکل آموزه های دستوری و نه گزاره های شناختی و تبیینی بیان نمی شد می توان گفت که حکم عقلی بود که به امضای شریعت رسیده است همانند بسیاری از احکام امضایی که تایید بر حکم عقل و یا سیره عقلایی است.
با این همه، انسان در مسیر کمالی خود گاه به عللی به گمراهی می رود و آن چه را که نادرست و باطل است به عنوان درست وحق و کمال می جوید و این گونه است که سر از ناکجا آباد در می آورد. گزارش های قرآنی از تمدن های پیشین خود بیانگر نکات متعددی است که می تواند به عنوان گزاره های شناختی از وضعیت انسان و رفتارهای وی و بازتاب های طبیعی به دست دهد. نگرش قرآن بر این نظریه استوار است که انسان ها در مسیر کمالی کلی خویش هراز گاه به قهقهرا رفته و یا رفتاری ارتجاعی درپیش می گیرند. هم چنین بر این نظریه استوار است که تمدن ها و رفتارهای فردی و اجتماعی بشر از باب «تشابهت قلوبهم» به گونه ای است که تاریخ را به گونه ای تکرار می کنند. به این معنا که رفتارهایی را درپیش می گیرند که عوامل ایجادی و شکوفایی تمدنی و کمالی بشر وجامعه و استعمار و آبادانی زمین می شود ولی درهمان حال با رفتارهای نابهنجار و ضد اخلاقی و قانونی خود نه تنها خویش را بلکه جامعه و حتی تمدنی را به سوی فروپاشی و نیستی می کشانند.
به نظر می رسد که بازخوانی داستان اقوام و امت های پیشین در قرآن و گزارش های عینی و احاطی از علل وعوامل رشد و بالندگی و شکوفایی و هم چنین فروپاشی و یا نیستی و نابودی آن می تواند برای هر جامعه تمدنی مفید و سازنده باشد. از این رو درسال شکوفایی تمدنی و نوآوری درعرصه های مختلف علوم می بایست به گزارش های علمی و تحلیلی قرآن از امت ها توجه داشت و از آن درس های سازندگی و بالندگی آموخت و از علل و عوامل فروپاشی تمدنی و اخلاقی جلوگیری کرد.
گزارش تحلیلی قرآن از علل شکوفایی تمدن قوم عاد
قوم عاد مردمانی بودند که پس از توفان نوح در منطقه جغرافیایی یمن سکونت یافتند. آنان مردمانی بلند قامت و تنومند و با قدرت بالای جسمانی بودند. (قمر آیه 18 و 20 و حاقه آیه 6 و 7 و فجر آیه 6 و 8 به گونه ای از آنان سخن می گوید که گویی آنان به اندازه درختان نخل و خرما بودند و مانند آنان در انسان ها دیده نشده است) از ویژگی های سرزمینی آنان این است که از مواهب طبیعی برخوردار بود. این عامل مهم ترین سبب و علت شکوفایی تمدنی آنان بوده است که در آیات مختلف قرآن بدان اشاره شده است. آنان با بهره گیری از مواهب بسیاری طبیعی توانستند به تمدن و شهرسازی اقدام کنند و در تحلیل قرآنی به تمدن و شهرنشینی به نسبت بالایی دست یابند.
به نظر می رسد که تمدن عاد هرچند به عللی که گفته خواهد شد فرو می پاشد و دچار عذاب سختی شده و نیست و نابود می شود ولی گروهی از مومنان ایشان باقی مانده و به سرزمین دیگری کوچ می کنند و تمدن خود را ادامه می دهند ولی به سبب آن که شرایط محیطی و طبیعی برای باقیماندگان چنان که باید و شاید فراهم نمی شود عاد دوم چنان که بایسته و شایسته است به تمدنی دست نمی یابند و تمدن عاد نخستین در خاطره ها باقی ماند. این گونه است که زمین به گروهی دیگر از اقوام پس از نوح به ام ثمودیان می رسد که آن خود داستان دیگری دارد. خداوند در آیه 50 سوره نجم از هلاکت و نیستی عاد نخست خبر می دهد که خود گواه این مطلب است که گروهی که نیست و نابود شده گروه تمدنی عاد نخست بوده است. از این رو می فرماید: و انه اهلک عادا الاولی؛ خداوند عاد نخست را نابود و هلاک کرد. پس از نابودی تمدن عاد نخست سرزمین آنان دیگر قابل زیست نبود و چنان که خداوند از آن تعبیر می کند از حالت سرزمین با مواهب بستر طبیعی به سرزمین احقاف تبدیل می شود که به معنای ریگزار و شن زار است که درحال حاضر آثار آن در بیابان های میان عمان و حضرموت وجود دارد و از آن به احقاف یاد می شود. بنابراین نام احقاف بر سرزمین عاد نخست زمانی انجام می شود که عذاب الهی تمدن ایشان را نیست و نابود و آثار تمدنی و طبیعت منطقه را دگرگونه می سازد. (نگاه کنید به تاریخ طبری ج 1 ص 150 و نیز البدایه و النهایه ج 1 ص 119 و معجم قبال العرب ج 2 ص 700)