تبليغاتX
ΚΛΜΨΛΓ ΛΓΨΛΝΛ
نمایش آگهی در کامیارآریانا X
نمایش آگهی در کامیارآریانا
کیسم روستای شمالی ایران
ریاضی زیباست، هیچ چیز زیباتر از علم نیست! و دانش پارسی اسم های قبلی این وبلاگ بودند

شهردار تهران آقای قالیباف به عنوان یکی از ۱۱ شهردار برتر انتخاب شده ... سایت شهردار جهان زندگی نامه ای از تمام ۱۱ نفری که انتخاب شدن گذاشته ... خیلی برام جالب بود زندگی نامه شهردار تهران ... اگر می خواهید بخوانیدش به دقت بخوانید. مـشـاهـده مـتـن کـامـل


حتما متوجه شدید که امسال باید با کمبود آب و برق مقابله کنیم ... هر چند خیلی مشکلی جدی ای نیست ولی خیلی براش تبلیغ می کنن ... دلیلش رو نمی دونم ، شاید به خاطر اینکه مردم صرفه جویی رو یاد بگیرن ... راستش واقعا خجالت داره که ما ایرانی ها تو همه چی زیاده روی می کنیم ... اینم فرهنگه دیگه ... ادعامون هم می شه ... من کاملا با گرون شدن بنزین موافق بودم ... یه کم جلوی اینایی که الکی بنزین مصرف می کنن می گیره ... من خودم تا جایی که امکان داشته باشه از خودروی خودمون و تاکسی استفاده نمی کنم. بهترین وسیله متروه ... اتوبوسم برای رسیدن به مترو ... . داشتم می گفتم یا دلیل این همه تبلیغ اینه که مردم یاد بگیرن صرفه جویی کنن یا اینکه دولت می خواد صـندوق ذخیره ی ارزی رو خالی کنه که کرده ... می گه می ریزیم تو جیب مردم ... این پول مردمه ... پول مردم به چه دردشون می خوره وقتی اگه این پول بره تو جیبشون کالای 100 تومنی رو باید 1000 تومن بخرن؟

حالا جالب اینه که روزی 4 ساعت از ساعت 12 تا 2 و از 2 صبح تا 4 برق خونه ی ما می ره ... تو اقتصاد امروز خیلی طبیعیه که یه کشور امکاناتی رو که دارد رو به کشورای دیگه بفروشه ... ولی آخه وقتی که خودمون موندیم باید از حق کشورمون بزنیم بدیم اجنویا؟ احمقانست ... سال های پیش خانواده ام از دستم عاصی بودن هی لامپ ها رو کولرو روشن می کرن می رفتم خاموش می کرم می گفتم در مصرف برق صرفه جویی کنین ... ولی واقعا الان حالم بهم می خوره ... دلم می خواد لامپ های اضافیه بیشتری روشن باشه ... شاید این دولتمردان نهم خجالت بکشن اعتراف کنن که اخه گند زدیم به کشور ...

پریشب وزیر فناوری اطلاعات و ارتباطات اومده بود شبکه 1 در کمال پررویی می گفت سرعت اینترنت ما از 3 سال پیش (زمان خاتمی) ده ها برابر شده. بابا چه تغییری کرده اینترنت؟ نمی دونم چرا هر چی می خواست بگه با سه سال پیش مقایسه می کرده؟ مگه قراره عقب گردم داشته باشیم؟ هر چند جلو هم نرفتیم!!! مجریه پرسید چرا سرعت خانگی این قدر کمه؟ گفت کابل مسیه بیشتر نمی شه ... نگفت مجلس محترم آقای حداد عادل (که هم سو با دولت نهم هم بود) گند زده تصویب کرده بیشتر از 120 کیلو بایت بر ثانیه حق ندارن تو خونه ها نصب کنن ... همه جای دنیا دارن سرعت رو می برن بالا اینجا محدود می کنن که چی ؟ یه نفر شاید فیلم مبتذل دانلود کنه ... آخه به تو چه دخلی داره ... هز کس خودش می دونه و خدای خودش ...

حالا که بحث به اینجا کشید باید بگم حجاب هر کس هم به خودش ربط داره نه به پلیس کشور ... از اون اتفاقی که تو آریاشهر افتاد اون دختره جیغ و داد کرد و مغازه دارا پلیسرو از گلدیس انداختن بیرون هر روز هفت هشتا ماشین پلیس دمه گلدیس وایمی ستن ... قبلا ظهرها خبری نبود الان ظهرها هم پره ... می خواستم در مورد برق صحبت کنم به کجا کشید ... خیلی دلم پره ... وضع ایران زیادی آشفته است!


کامیار | لینک | حرف دل  | 

کنکورم رو دادم ... هم آزاد هم سراسری ... دوباره برگشتم تا وبلاگم رو به روز کنم ولی دیگر نمی خوام مطالب علمی اینجا بذارم ... وبلاگ شخصیم می شه ... حوصله داشتم بازم می یام می نویسم.


کامیار | لینک | حرف دل  | 

 
norooz-2.jpg
(Traditional Haft Sin table with the Holy Quran shining in it)
 

The Vernal equinox is started right now and we are exactly at the first of spring. This fabulous and delightful day is called “Nowruz” (having various local and international pronunciations) in Persian culture, so I have a basket full of happy congratulations to present you within the best wishes at the very beginning of New Year.
It was about 7030 years ago that Iranians decided to call the coronation day of “Jamshid the King” as their New Year’s origin so the 1st of Farvardin (March 21st) has been officially registered as the starting point of Persian New Year that is called “Nowruz” and means “New day” etymologically.
Jamshid was a semi-mythological king that Master Ferdowsi has described him, his personality, his empire of kingdom and his efforts in Shahnameh.

Jamshid (Yima in Avestan language) was the first Persian king that ordered citizens in 5 ranks; businesspeople, slaves, farmers, religious clerics and militants. He also helped the industry to improve, prepared the preliminaries for common people to educate and made lots of journeys to all around the Great Persia in order to talk with different groups of people and become acquainted with their problems and difficulties of life.
It is told that his travels even took long from the coasts of Caspian Sea to the borderlines of Persian Gulf. However, Jamshid was a bright-minded and smart person who was strongly respected by all of the people because of his peaceful and fair opinions. Furthermore, the “Persepolis” (Persian: Takht-e-Jamshid) is named in the honor of his efforts and activities for enhancing the Persian culture, civilization and religious beliefs on that time.

It is quoted of Shahnameh that “one day after Jamshid completed his endeavors and done his programs for the development of Iran in the last years of Kingdom, Iranian people crowded from all over the country in Persepolis (Ceremonial Palace of Achaemenidan dynasty which was also the official residency place of Jamshid) to express their appreciation for Jamshid’s cultural and constructional efforts. They held a thanksgiving festival for Jamshid that was coincided with the first day of spring. Later, this splendid day has been named as Nowruz and became the Persian New Year festival.”
Nowruz is also considered as a religious holy day in Islamic culture as most of Shia Imams pointed about Nowruz out in their quotes and speeches and called it as a valuable day for all. In addition Iranians always place the Holy Quran on their “Haft Sin table” in order to bless their new year with divine assists from the Majesty God.

“Haft Sin” table is the most distinguished symbol of Nowruz customs in Persian culture. It is often settled a few hours before the “new year transition’s moment” and will remain a few days later.
Traditionally, this table is consisted of some 7 blessed and holy natural items, most of them edible. The names of these items are all started with “S” sound and any of them refers to one aspect of theological powers. For example, Senjed is one of the important parts in Haft Sin table; it is the dried fruit of the oleaster tree and symbolizes love and peace. Samanu; a sweet pudding made from wheat germ is also a very popular part of Haft Sin table. It resembles affluence and success. Sekke (Coins) as the symbol of wealth and happiness, Serke (Vinegar) as the symbol of patience, Seir (Garlic) as the symbol of physical and mental health, Sib (apple) as the symbol of beauty and freshness, Sabzeh (wheat, barley or lentil sprouts growing in a dish) as the symbol of Spring and rebirth besides of Mirror, candles, a bowl of Goldfish and decorated eggs are the other predominant elements on Haft Sin table.
The moment when the Sun is positioned directly over the Earth’s equator and, by extension, the apparent position of the Sun at that moment is called Solstice moment and known as the “New year transition’s moment”.
Passing this moment, Iranians start to celebrate and make cheer, eating from the edibles of Haft Sin table and randomly open a page of Holy Quran and read its instructions for starting a successful upcoming year.

Nowruz is celebrated in 16 Muslim countries that formerly were parts of Ancient Persia and speaking Persian is still common there; Iran, Afghanistan, Turkey, Azerbaijan, Tajikistan, Kazakhstan, Turkmenistan, Kyrgyzstan, Albania, Armenia, Lebanon, Iraq, Pakistan, Uzbekistan, Syria and India.
Starting Nowruz, young rural girls wear their colorful folklore skirts and participate in wedding ceremonies, traditional dance of Persian tribes and ethnic shows, giving presents and gifts to family members and guests.

مـشـاهـده مـتـن کـامـل

کامیار | لینک | ایران وطن ما  | 

 

با تشکر از رهام عزیز که منو به این بازی دعوت کرد.

پنج آرزوی محال من :

1 – دنیای بدون فقر.

2- نابودی تمام سلاح ها.

۳- ببینم ایران مثل قدیم قدیما پر قدرت و آزاده.

۴- رئیس جمهور ایران شم.

۵- برم مریخ رو از نزدیک ببینم.

 

نمی دونم کیا رو دعوت کنم ... کسایی رو دعوت می کنم که بیشتر پست آزاد ارسال می کنن

 هفت نفری که به این بازی دعوت می کنم :

۱-مرتضی ۲-شیوا ۳-شقایق ۴-فرزانه ۵-حنانه ۶-غزل ۷-فرشید 


کامیار | لینک |  

در داستان هاي علمي تخيلي تاب خوردن فضا – زمان يك موضوع پيش پا افتاده است و از آن براي سفر سريع به كهكشان هاي دور استفاده مي شود . اينكه سفر در زمان اغلب داستان هاي علمي تخيلي امروز واقعيت هستند و اين بخت و اقبال فضا – زمان است .

 

به عقيده من فضا مي تواند خميده شود يا اينكه تاب بردارد . براي بيش از دو هزار سال اصل هاي هندسه ي اقليدسي بديهي بودند . حتي امروزه شما مي تواند قدرت آن را براي آموزش در مدارس مشاهده كنيد . از نتايج مهم و اساسي اين هندسه اين است كه مجموع زواياي داخلي مثلث را ١٨٠ درجه در نظر مي گيرد . گرچه امروز مردم به اين موضوع پي برده اند كه قدم هاي ديگر نيز در علم هندسه  ممكن است .

 براي مثال در سطح زمين نزديكترين چيز به يك خط صاف چيزي است كه آن دايره بزرگ مي خوانند . بين دو نقطه كوتاهترين مسير وجود دارد . بنابراين اين يك اصل است و آن جريان استفاده از خط است .

حال به مثلث سطح زين كه ستوا را مي سازد . خط صفر درجه در طول جغرافيايي در لندن و طول جغرافيايي در شرق كه ٩٠ درجه است و از بنگلادش مي گذرد . دو خط طول جغرافيايي در استوا در حالي كه زاويه قائم است با هم مواجه مي شوند . اين دو طول جغرافيايي همچنين در قطب شمال با هم ملاقات دارند در حالي كه زاويه ٩٠ درجه است . بنابراين مثلثي با سه زاويه قائم داريم كه مجموع زواياي داخلي آن ٢٧٠ درجه است و در اين حالت مجموع زواياي از ١٨٠ درجه بيشتر است . اين مثلث كه در هندسه اقليدس وجود دارد در صفحه صاف صدق مي كند .

مـشـاهـده مـتـن کـامـل

کامیار | لینک | شیمی و فیزیک  | 

 

در اين مقاله در رابطه با يكي از تئوري هاي مهم فيزيك صحبت مي كنيم .
ما اطلاعاتي از تئوري هاي ذره اي داريم مي دانيم كه دانشمندان ذرات بنيادي را ساختار طبيعت و كيهان در نظر مي گيرند در جايي كه هم نيرو و هم ماده از ذرات بنيادي به نام بوزون و فرميون ساخته مي شوند .
 
تئوري ريسمان به ما چه مي گويد ؟

تئوري ريسمان به ما مي گويد كه هر آنچه كه وجود دارد از رشته هايي يك بعدي كه ريسمان ناميده مي شود ساخته مي شوند . اين ريسمان ها قادر اند تا در فركانس هاي متفاوت به نوسان به بپردازند . هر فركانس خاص موجب به وجود آمدن يك ذره ي خاص مي شود . مقياس و جرم ذره به نوع نوسان بستگي دارد . همچنين تئوري ريسمان به ما مي گويد كه نمي توان هيچ تفاوت اندازه گيري را نمي توان بين ريسمان هايي كه به دور ابعاد كوچكتر پيچيده اند با ريسمان هايي كه در ابعاد بزرگتر حركت مي كنند نمي توان يافت . جالب است كه اين ذرات دقيقا با نوسان است كه طيف ريسمان ناميده مي شود .
مـشـاهـده مـتـن کـامـل

کامیار | لینک | شیمی و فیزیک  | 

 

۱- براساس نظريه ريسمان ها، جهان ما پوسته اى ۴ بعدى است كه در يك فضا- زمان ۱۰ بعدى شناور است.
۲- درصورت انحناى شديد ابعاد فراسوى جهان ما، هر ذره اى كه قادر به خروج از ابعاد چهارگانه اين جهان باشد، مى تواند با ميان بر زدن از ميان بعد پنجم، حتى از نور هم پيشى بگيرد.
۳- حركت سريع تر از نور، از ديد برخى از ناظرهاى اين جهان، به معناى سفر در زمان و بازگشت به گذشته است.
۴- گراويتون ها و نوترينوهاى خنثى ذراتى هستند كه امكان خروج از جهان ما را دارند. بنابراين اين ذرات قادرند در زمان سفر كنند.
۵- بدين ترتيب طى چند دهه آينده و با كمك نوترينوهاى خنثى قادر خواهيم بود ايده سفر در زمان را به طور تجربى بيازماييم.

مـشـاهـده مـتـن کـامـل

کامیار | لینک | شیمی و فیزیک  | 


آتشى كه نميرد هميشه در دل ماست...

زمانى كه خورشيد راى رفتن مى كند و باختر به سرخى مى گرايد، هيمه بزرگى از چوب در انتظار روشنى ديگر است، نورى به جاى خورشيد بايد آن را به چشم ها نشان دهد. نورى ساخته بشر. زيرا كه هيچ چيز بدون حضور نور ديدنى نيست.
هيمه در انتظار است. چوب هاى كوچك و بزرگى كه روى هم قرار گرفته اند و تپه اى بزرگ ساخته اند.آواى اوستا خوانان به گوش مى رسد كه نزديك مى شوند و نزديك تر.مشعل هاى روشن به دست دارند و بر زبان آواى گرم اهورايى. مى خوانند و مى آيند تا هيمه را از انتظار درآورند.لحظه پيوند نزديك است و هيمه در انتظار. شعله هاى آتش به زيرين ترين چوب مى رسد و در يك لحظه، هيمه آتش مى گيرد.

گرماى وصل هيمه را مى سوزاند. چوب ها گر مى گيرند و به نظاره مى نشينند.زمستان است و باد و باران در راه.
آسمان را بنگر. سوز سرما شروع شده است و ابرها نم نم مى بارند.چهار عنصر حيات جشن مى گيرند زادروز آتش را. كشف بزرگ بشر و پاسدارى از آن را.

آتش براى ما ترس آور نيست، خطرآفرين نيست و آن چيزى نيست كه در كودكى از آن دورمان مى كردند.
نور است، گرماست، وصل است و پايان انتظار.سرود و شادى است و نور خداوند است كه مى توان او را ديد.دل ها غرق نور است و چشم ها به دنبال او مى گردد در درون نور.
همه سكوت كرده اند و تنها صداى سوختن چوب هاست كه به گوش مى رسد.آنها مى سوزند تا نور و گرما بخشند آنها مى سوزند تا شور و شوق هديه دهندآنها مى سوزند تا چشمان ما در شكوه آميزش آسمان و زمين،
آب و باد و خاك و آتش را بنگرد
و خدا را آن بالا به نظاره بنشيند
آواى اهورايى و سرود مهر پايان مى يابد.
و تنها وزن و آهنگش در دل ها مى ماند.

به خود بباليم كه اين روز جشن است و ايران، كشف عنصر چهارم را جشن مى گيرد.ايرانيان خدا را در نور مى يابند نه در تاريكى و ظلمت.و امروز، روز مهر است از بهمن (۱۰ بهمن) كه به نام «سده» نامدار شده است...

مـشـاهـده مـتـن کـامـل

کامیار | لینک | ایران وطن ما  | 

 

          اعداد

 

چكيده:

زمانیکه فیثاغورث و پیروانش این نظريه را ارائه نمودند که «تمام جهان هستي بر اساس اعداد ساخته و پرداخته شده‌ است. مطمئنا حوزه زندگی اجتماعی و فرهنگی جوامع بشری را نیز در نظريه پردازي خود مدنظر داشته­اند. چرا که در این عرصه نیز اعدادی حضور دارند که علاوه بر ارزش کمی، از جایگاه و ویژگی­های کیفی و معنوی عمیقی برخورد می باشند. به طوری که وجه کمّی این اعداد در پس این خصلت، فراموش شده و باورها، اعتقادات و ویژگی­های دیگر و گاها متفاوت به خود می­گیرند. اعدادی چون هفت (نماد تقدس و خوش یمنی و تمامیت مانند سفره هفت سین، هفت امشاسبند و ...)، چهل (نماد کمال و تمامیت، مانندچله نشینی، چهل سالگی : سن کمال)، سه: (در باور مردم، شمارگان یک و دو، در حوادث و امور معلق است و باید سه را به دنبال داشته باشد تا کامل شود و ضرب­المثل "تا سه نشه، بازی نشه" (اسدیان:59:1384) و همچنین سه منش کردار نیک، گفتار نیک و پندار نیک در آيين زرتشت، سه مرحله وجودي فروهرها (ارواح): مرحله پيش از هستي‏، مرحله زندگي زميني، مرحله زندگي پسين، اقالیم سه­گانه: وجود، علم و حیات، موید همین دیدگاه می­باشند) ، چهار (اصل و ریشه طبیعت جاودان: چهار عنصر حیات، چهار فصل سال ، چهار دوره سه هزار ساله جهان در اساطیر زرتشتی و نشانه استحکام و موزونی: چهار جهت، چهار ستون بدن انسان و چهار گوشه) ،  سيزده (نماد نحسی و بديمني: اساطیر ایران: عمر جهان دوازده هزار سال است و در پايان دوازده هزار سال (اغاز هزاره سیزده)، آسمان و زمين در هم خواهد شد. سیزده بدر؛  تورات: برخورد ستاره  دنباله دارى با زمين در روز سيزده  فروردين، مسیحیت: در آخرين غذاى حضرت عيسى (شام آخر)، سيزده نفر بر سر سفره بوده اند، و خيانت يكى از آنان موجب مصلوب شدن مسيح شده است، گرفتارى حضرت مسيح در روز سيزدهم ماه )(حسن­زاد، 1385: 4) و ...؛ كه هر كدام با داشتن خصلت‌هايي همچون مقدس، خوش‌يمن، بديمن، نحس و …  رفتار، اعتقادات و عملكرد مردم را تحت تأثير قرار می­‌دهند.

موضوع این مقاله نیز بررسی جایگاه اعداد مقدس و خوش­یمن هفت و چهل  در فرهنگ مردم ایران می­باشد. از اینرو پس از توضیحاتی در این خصوص، نمونه­هایی دال بر حضور برجسته این اعداد در عرصه­های مختلف فرهنگ­ عامه و زندگی  مردم ارائه می­گردد.

 

كليد واژه ها: عدد، اعداد، هفت‏، چهل، فرهنگ عامه، ايران

مـشـاهـده مـتـن کـامـل

کامیار | لینک | ایران وطن ما  | 

آیا تاکنون فکرکرده اید که چرا برخی چیزها درون آب شناور هستند امابرخی دیگر ته آب میافتند؟

یا چرا چوب روی آب شناور ولی یک میخ آهنی ته ظرف آب می افتد و یااینکه آیا امکان دارد یک قطعه آهن شناوربماند تمامی این موضوعات به نیرویی مربوط می شود که ارشمیدس دانشمند یونان باستان کشف کرده است.

نیروی ارشمیدس چیست ؟
وقتی جسمی را درون یک شاره مثلا یک لیوان آب می اندازیم اگر جسم تماما درون آب فرو رود به مقدار حجم خود آب را جابجا می کند به نیروی وزن این مقدار آب جابجا شده نیروی ارشمیدس گویند که همیشه رو به بالاست و از رابطه ی زیر بدست می آید:

img/daneshnameh_up/5/51/Arashmidos_Formula.png


دقت کنید که در این رابطه چگالی شاره و vحجم شاره جابجا شده است که مساوی است باحجم قسمتی از جسم که داخل شاره است و gشتاب گرانشی است حال سوالی مطرح می شود و آن اینکه چه شرایطی لازم است تا یک جسم در یک شاره شناور شود ؟ می دانیم در به هر جسمی در یک میدان گرانشی نیروی وزن وارد می شود و به جسم درون شاره حداقل دو نیروی ارشمیدس و نیروی گرانش وارد می شود می دانیم که نیروی گرانش همیشه روبه پایین و نیروی ارشمیدس (نیروی شناوری) همیشه روبه بالا هرگاه این دو نیرو برابر باشند جسم درون آب غوطه ور می شود ولی فرق شناوری و غوطه وری چیست ؟ وقتی می گوییم جسمی شناور است که در سطح آب باشد اما جسم غوطه ور میتواند در هر جای شاره باشدبه طور مثال خود آب درون خود شناور است.


img/daneshnameh_up/9/97/Arashmidos_Test.png


وقتی نیروی ارشمیدس از نیروی وزن بیشتر باشد جسم روی سطح آزاد شاره شناور می شود و وقتی نیروی وزن جسم از نیروی ارشمیدس بیشتر باشد جسم درون شاره غرق می شود.

img/daneshnameh_up/e/e9/Arashmidos_Formula2.png


مثال:آیاجسمی به چگالی 1250 kg/m3 روی آب شناور می ماند؟ و مقدار نیروی ارشمیدس این ماده را برای3 1m از این ماده به دست آورید.

(ب)

img/daneshnameh_up/9/97/Arashmidos_formula3.png


مثال (2) نیروی شناوری را برای آهن mکه در جیوه شناور است بدست آورید .


img/daneshnameh_up/b/b5/Arashmidos_Formula4.png


با توجه به اینکه نیروی وزن این قطعه آهن 3.9 اسحاق نیوتن است پس حتی آهن نیز روی جیوه شناور می ماند


img/daneshnameh_up/d/d1/Arashmidos_test2.png



مسئله : این دو جسم در هوا روی یک ترازوی این چنین به تعادل می رسند اگر آنها را در یک محفظه خلا بگذاریم موقعیت آنان چگونه است ؟(راهنمایی:هوا نیز یک شاره است)

منبع : دانشنامه ی رشد


کامیار | لینک | شیمی و فیزیک  | 

قوانين مكانيك را مي‌توان بطور آماري در دو سطح مختلف به مجموعه‌اي از اتمها اعمال كرد در سطحي كه نظريه جنبشي گازها ناميده مي‌شود. به طريقي كم و بيش فيزيكي و با استفاده از روشهاي نسبتا ساده ميانگين گيري رياضي ، عمل مي‌كنيم. براي فهم نظريه جنبشي گاز را در فشار ، دما ، گرماي ويژه و انرژي داخلي اين روش را كه در سطح بكار برده مي‌شود.


نگاه اجمالي
در ترموديناميك فقط با متغيرهاي ماكروسكوپيك ، مانند فشار و دما و حجم سر و كار داريم. قوانين اصلي ترموديناميك‌ها بر حسب چنين كميتهايي بيان مي‌شوند. ابدا درباره اين امر كه ماده از اتمها ساخته شده است صحبتي نمي‌كنند. ليكن مكانيك آماري ، كه با همان حيطه‌اي از علم سر و كار دارد كه ترموديناميك از آن بحث مي‌كند و وجود اتمها را از پيش مفروض مي‌داند. قوانين اصلي مكانيك آماري حامي قوانين مكانيك‌اند كه در حدود اتمهاي تشكيل دهنده سيسنم بكار مي‌روند.

تاريخچه
نظريه جنبشي توسط رابرت بويل (Rabert Boyle) (1627 – 1691) ، دانيل بونولي (1700 – 1782) ، جيمز ژول (1818 – 1889) ، كرونيگ (1822 – 1874) ، رودولف كلاوسيوس (1822 – 1888) و كلرك ماكسول ( 1831 – 1879 ) و عده‌اي ديگر تكوين يافته است. در اينجا نظريه جنبشي را فقط در مورد گازها بكار مي‌بريم، زيرا برهم كنش‌هاي بين اتمها ، در گازها به مراتب متغيرترند تا در مايعات. و اين امر مشكلات رياضي را خيلي آسانتر مي‌كند.

در سطح ديگر مي‌توان قوانين مكانيك را بطور آماري و با استفاده از روشهايي كه صوري‌تر و انتزاعي‌تر از روشهاي نظريه جنبشي هستند بكار برد. اين رهيافت كه توسط جي ويلارد گيبس (J.willard Gibbs) و لودويگ بولتز ماني (Ludwig Boltz manni) (1844 – 1906) و ديگران تكامل يافته است، مكانيك آماري ناميده مي‌شود، كه نظريه جنبشي را به عنوان يكي از شاخه‌هاي فرعي در بر مي‌گيرد. با استفاده از اين روشها مي‌توان قوانين ترموديناميك را به دست آورد. بدين ترتيب معلوم مي‌شود كه ترموديناميك شاخه‌اي از علم مكانيك است.

محاسبه فشار بر پايه نظريه جنبشي
فشار يك گاز ايده‌آل را با استفاده از نظريه جنبشي محاسبه مي‌كنند. براي ساده كردن مطلب ، گازي را در يك ظرف مكعب شكل با ديواره‌هاي كاملا كشسان در نظر مي‌گيريم. فرض مي‌كنيم طول هر ضلع مكعب L باشد. سطحهاي عمود بر محور X را كه مساحت هر كدام e2 است. A1 و A2 مي‌ناميم. مولكولي را در نظر مي‌گيريم كه داراي سرعت V باشد. سرعت V را مي‌توان در راستاي يالهاي مولفه‌هاي Vx و Vy و Vz تجزيه كرد. اگر اين ذره با A1 برخورد كند در بازگشت مولفه X سرعت آن معكوس مي شود. اين برخورد اثري رو ي مولفه Vy و يا Vy ندارد در نتيجه متغير اندازه حركت عبارت خواهد بود :

(m Vx - m Vx) = 2 m Vx - )= اندازه حركت اوليه – اندازه حركت نهايي

كه بر A1 عمود است. بنابراين اندازه حركتي e به A1 داده مي‌شود برابر با m Vx2 خواهد بود زيرا اندازه حركت كل پايسته است.

مـشـاهـده مـتـن کـامـل

کامیار | لینک | شیمی و فیزیک  | 

( Stephen Hawking )

متولد 8 ژانويه 1942
او از هر گونه تحرك عاجز است. نه مي تواند بنشيند نه برخيزد. نه راه برود. حتي قادر نيست دست و پايش را تكان بدهد يا بدنش را خم و راست كند. از همه بدتر توانايي سخن گفتن را نيز ندازد. زيرا عضلات صوتي او كه عامل اصلي تشكيل و ابراز كلمات اند مثل 99 درصد بقيه عضلات حركتي بدنش در يك حالت فلج كامل قرار دارند. مشتي پوست و استخوان است روي يك صندلي چرخدار كه فقط قلبش و ريه هايش و دستگاه هاي حياتي بدنش كار مي كنند و بخصوص مغزش فعال است. يك مغز خارق العلده كه دمي از جستجو و پژوهش و رهگشايي بسوي معماها و نا شناخته ها باز نمي ماند.


اين اعجوبه مفلوج استيفن هاوكينگ پرآوازه ترين دانشمند دهه آخر قرن بيستم است كه اكنون در دانشگاه معروف كمبريج همان كرسي استادي را در اختيار داردكه بيش از دو قرن پيش زماني به اسحق نيوتن كاشف قانون جاذبه تعلق داشت.همچنين وي را انيشتين دوم لقب داده اند زيرا مي كوشد تئوري معروف نسبيت را تكامل بخشد و از تلفيق آن با تئوري هاي كوانتومي فرمول واحد جديدي ارائه دهد كه توجيه كننده تمامي تحولات جهان هستي از ذرات ريز اتمي تا كهكشان هاي عظيم باشد.
اينشتين معتقد بود كه چنين فرمول يا قانون واحدي مي بايست وجود داشته باشد و سالهاي آخر عمرش را در جستجوي آن سپري كرد اما توفيقي نيافت.
استيفن هاوكينگ شهرت و اعتبار علمي خود را مديون محاسبات رياضي پيچيده و بسيار دقيقي است كه در مورد چگونگي پيدايش و تحول سياهچاله هاي آسماني يا حفره هاي سياه انجام داده است.اين اجرام فوق العاده متراكم كه به علت قدرت جاذبه بسيار قوي حتي نور امكان جدايي از سطح آن ها را نداردوجودشان بر اساس تئوري نسبيت انيشتين پيش بيني شده بود و به همين جهت هم سياهچاله ناميده شدند.رديابي و رويت آنها بوسيله قويترين تلسكوپ ها يا هر وسيله ديگر تا كنون ممكن نبوده است. با وجود اين استيفن هاوكينگ با قدرت انديشه و محاسبات رياضي چون و چرا ناپذيرش- نه فقط وجود سياهچاله ها را به اثبات رسانده و چگونگي شكل گيري و تحول آن ها را نشان داده بلكه به نتايج جالبي در رابطه اين اجرام با كيفيت وقوع انفجار بزرگ Big Bang در آغاز پيدايش كيهان دست يافته است كه در دانش فيزيك اختري و كيهان شناسي اهميت بسزايي دارد و به عقيده صاحبنظران بناي اين علوم را در قرن آينده تشكيل خواهد داد.

كتاب جديد هاوكينگ در اين زمينه كه بعنوان سياهچاله ها و جهان هاي نوزاد انتشار يافت در محافل علمي جهان مثل يك بمب صدا كرد و شگفتي فراوان برانگيخت. اما قبل از اشاره خلاصه اي مي آوريم از زندگي نويسنده اش كه براستي از كتاب او شگفتي بر انگيز تر است .

استيفن هاوكينگ در 8 ژانويه 1942 در شهر دانشگاهي آكسفورد زاده شد و دوران كودكي و تحصيلات اوليه اش را در همان شهر گذرانيد. از همان زمان به علوم رياضيات علاقه داشت و آرزوي دانشمند شدن را در سر مي پروراند اما در مدرسه يك شاگرد خودسر و بخصوص بد خط شناخته مي شد و هرگز خود را در محدوده كتاب هاي درسي مقيد نمي كرد بلكه چون با مطالعات آزاد سطح معلواتش از كلاس بالاتر بود هميشه سعي داشت در كتاب هاي درسي اشتباهاتي را گير بياورد و با معلمان به جر و بحث و چون و چرا بپر دازد !

پدر و مادرش از طبقه متوسط بودند با يك زندگي ساده در خانه اس شلوغ و فرسوده اما مملو از كتاب كه عادت به مطالعه را در فرزندانشان تقويت مي كرد. فرانك پدر خانواده پزشك متخصص در بيماري هاي مناطق گرمسيري بود و به همين جهت نيمي از سال را به سفرهاي پژوهشي در مناطق آفريقايي مي گذرانيد. اين غيبت هاي متوالي برلي بچه ها چنان عادي شده بود كه تصور مي كردند همه پدر ها چنين وضعي دارند. و مانند پرندگان هر ساله در فصل سرما به مناطق آفتابي مهاجرت مي كنند و بعد به آشيانه بر مي گردند. در عين حال غيبت هاي پدر نوعي استقلال عمل و اتكا به نفس در بچه ها ايجاد مي كرد.

مـشـاهـده مـتـن کـامـل


قانون لنز

قانون لنز كه در مورد جريانهاي القايي بكار مي‌رود چنين بيان مي‌شود كه جريان القايي در مدارهاي بسته در جهتي است كه با عامل بوجود آورنده خود مخالفت مي‌كند. اين قانون علامت منفي موجود در قانون فاراده را توجيه مي‌كند.

مقدمه

طبق قوانين القاي الكترومغناطيسي اگر شارمغناطيسي گذرا از مدار تغيير كند، نيرو محركه الكتريكي در مدار جاري مي شود. با برقراري نيرو محركه القايي در مدار، جريان الكتريكي القايي در آن جاري مي شود. طبق قانون لنز جهت جريان القايي در مدار در جهتي است كه ميدان مغناطيسي حاصل از آن با تغييرات شار مغناطيسي گذرا از مدار مخالفت مي كند. اگر چكشي را از بالاي نردباني رها كنيم، هيچ نيازي به قاعده‌اي كه بگويد چكش به طرف مركز زمين يا در جهت مخالف آن حركت مي‌كند، نداريم. اگر در اين موقع كسي از ما بپرسد كه از كجا مي‌دانيد كه چكش سقوط خواهد كرد، بهترين پاسخي كه مي‌توانيم بدهيم اين است كه بگوييم، هميشه به اين صورت بوده است و اگر بخواهيم جوابمان علمي‌تر باشد، مي‌توانيم بگوييم كه زماني كه چكش سقوط مي‌كند، انرژي پتانسيل گرانشي آن كاهش مي‌يابد و برعكس انرژي جنبشي آن افزايش پيدا مي‌كند.

اما اگر چكش به جاي سقوط ، به طرف بالا برود، در اين صورت انرژي جنبشي و انرژي پتانسيل آن هر دو افزايش پيدا مي‌كنند و اين موضوع پايستگي يا بقاي انرژي را نقض مي‌كند. استدلال مشابه را مي‌توان در مورد تعيين جهت نيروي محركه الكتريكي كه با تغيير شار مغناطيسي در يك مدار القا مي‌شود، بكار برد، يعني در اين مورد اخير نيروي محركه القايي بايد در جهتي باشد كه با اصل پايستگي سازگار باشد و اين با استفاده از قانون لنز توضيح داده مي‌شود.

تاريخچه

در سال 1834 ، يعني سه سال بعد از اين كه فاراده قانون القا خود را ارائه داد (قانون القا فاراده)، هاينريش فريدريش لنز (Heinrich Friedrich Lenz) قاعده معروف خود را كه به قانون لنز معروف است، براي تعيين جهت جريان القايي در يك حلقه رساناي بسته ارائه داد. اين قانون به صورت يك علامت منفي در قانون القاي فاراده ظاهر مي‌گردد. به اين معني كه در رابطه نيروي محركه القايي يك علامت منفي قرار داده و اعلام كنند كه اين علامت بيانگر قانون لنز است.

تشريح قانون لنز

حلقه رسانايي را در نظر بگيريد كه به يك گالوانومتر حساس متصل است. حال آهنربايي را در دست گرفته و به آرامي به اين حلقه ، نزديك كنيد. ملاحظه مي‌گردد كه با نزديك شدن آهنربا به حلقه عقربه گالوانومتر منحرف شده و وجود جرياني را در مدار نشان مي‌دهد. اين جريان را جريان القايي مي‌گويند. حلقه جريان ، مانند آهنرباي ميله‌اي ، داراي قطب‌هاي شمال و جنوب است.

حال اگر آهنربا را از حلقه دور كنيم، باز هم گالوانومتر منحرف مي‌شود، اما اين بار انحراف در جهت مخالف است و اين امر نشان دهنده اين مطلب است كه جريان در جهت مخالف در حلقه جاري شده است. اگر ميله آهنربا را سر و ته كنيم و آزمايش را تكرار كنيم، باز همان نتايج حاصل خواهد شد، جز اين كه جهت انحراف‌هاي عقربه گالوانومتر عوض خواهند شد. براي تشريح اين آزمايش با استفاده از قانون لنز به صورت زير عمل مي‌كنيم:

زماني كه آهنربا را به آرامي به حلقه نزديك مي‌كنيم، تعداد خطوط شار مغناطيسي كه از حلقه مي‌گذرد، تغيير مي‌كند و همين امر سبب ايجاد يا القا جريان در حلقه مي‌شود و چون در ابتدا هيچ جرياني وجود نداشت، اين جريان بايد در جهتي باشد كه با هل دادن آهنربا به سمت حلقه مخالفت كند. برعكس ، اگر بخواهيم آهنربا را از حلقه دور كنيم، باز جهت جريان در حلقه عوض شده و از دور كردن آن جلوگيري مي‌كند. يعني در حالت اول اگر قطب N آهنرباي ميله‌اي در طرف حلقه باشد، جريان القايي در حلقه به گونه‌اي خواهد بود كه در برابر آن يك قطب N ايجاد كند تا مانع نزديك شدن آهنربا شود.

حال زماني كه آهنربا را از حلقه دور مي‌كنيم، حلقه جهت جريان خود را عوض نموده و با ايجاد قطب S ، آهنربا را جذب كرده و مانع از دور كردن آن مي‌شود.

مـشـاهـده مـتـن کـامـل

کامیار | لینک | شیمی و فیزیک  | 

img/daneshnameh_up/6/62/Einestein.png

آلبرت انیشتین در چهاردهم مارس 1879 در شهر اولم که شهر متوسطی از ناحیه و ورتمبرگ آلمان بود متولد شد. اما شهر مزبور در زندگی او اهمیتی نداشته است، زیرا یک سال بعد از تولد او خانواده وی از اولم عازم مونیخ گردید. پدر آلبرت ، هرمان انیشتین کارخانه‌ کوچکی برای تولید محصولات الکترو شیمیایی داشت و با کمک برادرش که مدیر فنی کارخانه بود از آن بهره‌برداری می‌کرد. گر چه در کار معاملات بصیرت کامل نداشت. پدر آلبرت از لحاظ عقاید سیاسی نیز مانند بسیاری از مردم آلمان گر چه با حکومت پروسیها مخالفت داشت، اما امپراتوری جدید آلمان را ستایش می‌کرد و صدر اعظم آن «بیسمارک» و ژنرال «مولتکه» و امپراتور پیر یعنی «ویلهم اول» را گرامی می‌داشت.

مادر انیشتین که قبل از ازدواج پائولین کوخ نام داشت بیش از پدر زندگی را جدی می‌گرفت و زنی بود از اهل هنر و صاحب احساساتی که خاص هنرمندان است و بزرگترین عامل خوشی او در زندگی و وسیله تسلای وی از علم روزگار موسیقی بود. آلبرت کوچولو به هیچ مفهوم کودک اعجوبه‌ای نبود و حتی مدت زیادی طول کشید تا سخن گفتن آموخت، بطوری که پدر و مادرش وحشت زده شدند که مبادا فرزندشان ناقص و غیر عادی باشد. اما بالاخره شروع به حرف زدن کرد، ولی غالباً ساکت و خاموش بود و هرگز بازیهای عادی را که مابین کودکان انجام می‌گرفت و موجب سرگرمی کودک و محبّت فی مابین می‌شود را دوست نداشت.

آلبرت مرتباً و هر سال از پس سال دیگر طبق تعالیم کاتولیک تحصیل کرد و از آن لذّت فراوان می‌برد وحتّی در مواردی از دروس که به شرعیات و قوانین مذهبی کاتولیک بستگی داشت چنان قوی شد که می‌توانست در هر مورد که همشاگردانش قادر نبودند به سؤالهای معلّم جواب دهند او به آنها کمک می‌کرد.

انیشتین جوان در ده سالگی مدرسه ابتدائی را ترک کرد و در شهر مونیخ به مدرسه متوسطه «لوئیت پول» وارد شد. در مدرسه متوسطه اگر مرتکب خطایی می‌شدند، راه و رسم تنبیه ایشان آن بود که می‌بایست بعد از اتمام درس ، تحت نظر یکی از معلّمان ، در کلاس توقیف شوند و با درنظر گرفتن وضع نابهنجار و نفرت انگیز کلاسهای درس ، این اضافه ماندن شکنجه‌ای واقعی محسوب می‌شد.

مـشـاهـده مـتـن کـامـل


مولانا

 مولانا جلال الدين محمد بلخي ؛ رومي؛ فرزند بهاالدين الولد سطان العلماء در ششم ربيع الاول سال ۶۰۴ در شهر بلخ متولد شد.هنوز بحد رشد نرسيده بود كه پدر او به علت رنجشي كه از سلطان محمد خوارزمشاه پيدا كرده بود شهر و ديار خود راترك كرد و با خاندان خود به عزم حج و زيارت كعبه از بلخ مهاجرت نمود. در نيشابور به زيارت » عطار « عارف مشهور قرن هفتم شتافت . » جلال الدين « را ستايش كرد . وكتاب اسرار نامه ئ خود را به او هديه داد.
پدرش از خراسان عزم بغداد كرد واز آنجا پس از سه روز اقامت در مدرسه مستنصريه عازم مكه شد. وپس از بر آوردن مناسك حج قصد شام كرد و مدتها در آن شهر ماند و در پايان عمر به شهر قونيه رفت و تا آخر عمر در آن شهر ماند و به ارشاد خلق مي پرداخت.

مـشـاهـده مـتـن کـامـل


                   مولانا

 

زادگاه مولانا:

جلال‌الدين محمد درششم ربيع‌الاول سال604 هجري درشهربلخ تولد يافت. سبب شهرت او به رومي ومولاناي روم، طول اقامتش‌ و وفاتش درشهرقونيه ازبلاد روم بوده است. بنابه نوشته تذكره‌نويسان وي درهنگامي كه پدرش بهاءالدين از بلخ هجرت مي‌كرد پنجساله بود. اگر تاريخ عزيمت بهاءالدين رااز بلخ  در سال 617 هجري بدانيم، سن جلال‌الدين محمد درآن هنگام قريب سيزده سال بوده است. جلال‌الدين در بين راه در نيشابور به خدمت شيخ عطار رسيد و مدت كوتاهي درك محضر آن عارف بزرگ را كرد.

چون بهاءالدين به بغدادرسيدبيش ازسه روزدرآن شهراقامت نكرد و روز چهارم بار سفر به عزم زيارت بيت‌الله‌الحرام بر بست. پس از بازگشت ازخانه خدا به سوي شام روان شد و مدت نامعلومي درآن نواحي بسر برد و سپس به ارزنجان  رفت. ملك ارزنجان آن زمان اميري ازخاندان منكوجك بودوفخرالدين بهرامشاه‌نام داشت، واو همان پادشاهي است حكيم نظامي گنجوي كتاب مخزن‌الاسرار را به نام وي به نظم آورده است. مدت توقف مولانا در ارزنجان قريب يكسال بود.

بازبه قول افلاكي، جلال‌الدين محمددرهفده سالگي ‌درشهرلارنده به‌امرپدر، گوهرخاتون دخترخواجه لالاي سمرقندي را كه مردي محترم و معتبر بود به زني گرفت و اين واقعه بايستي در سال 622 هجري اتفاق افتاده باشد و بهاءالدين محمد به سلطان ولد و علاءالدين محمد دو پسر مولانا از اين زن تولد يافته‌اند.

مـشـاهـده مـتـن کـامـل


در فرهنگ ايرانيان قديم و زرتشتيان امروز روز دهم آبان، آبان روز نام دارد وقتى نام روز و ماه در فرهنگ زرتشتى يکى شد، جشن برپا مى شود. دهم آبان نيز به جشن آبانگان اختصاص دارد. آبان به نام آب و فرشته آب است. اين فرشته به نام «برزيزد» نيز خوانده مى شود. در اوستا «اپم نپات» و در پهلوى «آبان» گفته مى شود. آب جمع باران است. در اوستا و پهلوى «آپ» و در سانسکريت «آپه» و در فرس هخامنشى «آپى» است. اين عنصر مانند عناصر اصلى (آتش، خاک، هوا) در آيين مقدس است و آلودن آن گناه است و براى هر يک از آنها فرشته مخصوصى تعيين شده است.

• جشن و يسنه

واژه جشن از کلمه «يسنه» اوستايى آمده و اين کلمه نيز از ريشه اوستايى مشتق شده که به معناى ستايش کردن است. بنابراين معنى واژه جشن، ستايش و پرستش است.در جشن هاى ايران باستان هميشه شادى و تفريح، با ستايش اهورا مزدا و آفرين و نيايش همراه بود. به اين معنى که پيش از آغاز برنامه اصلى جشن، با حضور شرکت کنندگان سرودهايى از اوستا و دعاى آفرينامه خوانده مى شده، سپس برنامه اصلى جشن آغاز مى گرديده. جشن هاى ايران باستان به سه دسته تقسيم مى شوند: جشن هاى ساليانه يا گهنبارها، جشن هاى ماهيانه و جشن هاى متفرقه.
جشن ها يادگارهاى درخشان پدران بيدار دل ما هستند که متاسفانه در طول تاريخ بسيارى از آنها به علت جبر زمان و تعصبات بسيار، از بين رفته و هم اکنون از آنها نمونه هايى بسيار اندک در جامعه ايرانى به چشم مى خورند. ولى اين نمونه اندک، نشانه هايى بس بزرگ هستند از انديشه بلند و طبع ظريف ايرانى، طبعى که خداوند به اين قوم ارزانى داشته است.
هدف از برگزارى جشن ها در ايران باستان ستايش پروردگار، گردهمايى مردم، سرور و شادمانى، داد و دهش و بخشش به بينوايان و زيردستان بوده است.

• آب مقدس

روز دهم آبان در تقويم زرتشتى به نام «آبان» است و اکنون در گاهشمارى جديد اين روز، ۶ روز به عقب آمده و ۴ آبان شده است. دليل اين تفاوت اين است که در گاهشمارى قديم، همه ماه هاى سال ۳۰ روز بودند و حالا که شش ماه نخست سال ۳۱ روزه است، اين روزها تغيير مى کنند.
هرودوت مى گويد: «ايرانيان در آب ادرار نمى کنند، آب دهان نمى اندازند و در آب روان دست نمى شويند.»

مـشـاهـده مـتـن کـامـل

کامیار | لینک | ایران وطن ما  | 

 همانند طرح يك فيلم علمي-تخيلي نوع ب، اتفاق عجيب غريبي در عمق زير زمين در حال اتفاق افتادن است، جايي كه چرخش پيوسته‌ي هسته‌ي مايع و فلزي زمين، ميدان مغناطيسي نامرئي‌اي توليد مي‌كند كه سياره‌ي ما را از تابش‌هاي مضر كيهاني محافظت مي‌كند. اين ميدان، به آرامي در حال ضعيف‌تر شدن است. آيا ما به سمت رستاخيز غيرمغناطيسي شدني به پيش مي‌رويم كه ما را در برابر اثرات مهلك بادهاي خورشيدي و اشعه‌هاي كيهاني بدون دفاع باقي مي‌گذارد؟ «طوفان مغناطيسي» براي آينده‌ي مبهم مغناطيسي ما محتمل به نظر مي‌رسد. دانشمنداني كه اين مسأله را مورد بررسي قرار داده‌اند در همه‌جا به مطالعه پرداخته‌اند، از مريخ، كه در چهار بيليون سال پيش دچار يك بحران مغناطيسي شده است و از آن زمان به بعد عاري از هرگونه ميدان مغناطيسي، جو قابل ملاحظه و محتملاً حيات شده است، گرفته تا آزمايشگاهي در دانشگاه مريلند، كه تيمي به سرپرستي دن لاترپ فيزيكدان، دست به شبيه‌سازي هسته‌ي مذاب آهني زمين با استفاده از 240 پوند سديم مذاب به شدت قابل انفجار زده‌اند. واضح‌ترين نشانه‌هاي ميدان مغناطيسي زمين شفق‌هاي قطبي هستند، كه در اثر برهمكنش ذرات باردار كيهاني با جو زمين در هنگام فروافتادن در قطب شمال و جنوب مغناطيسي به وجود مي‌آيند.

ليكن نشانه‌هاي تحليل ميدان مغناطيسي بسيار ظريف مي‌باشند - اگرچه آن‌ها در هر ظرف سفالي‌اي كه تا كنون در كوره پخته شده است آشكارند. در هنگام پخته شدن سفال‌ها در دماي بالا، ناخالصي‌هاي آهني موجود در خاك رس حالت دقيق ميدان مغناطيسي زمين را دقيقاً در آن لحظه به ثبت مي‌رسانند. جان شاو زمين شناس از دانشگاه ليورپول انگليس، با بررسي كوزه‌ها از عصر حجر تا زمان حال مدرن كشف كرده است كه شدت تغييرات ميدان مغناطيسي تا چه حد هيجان‌انگيز مي‌باشد. او مي‌گويد: «هنگامي كه ما نمودار نتايج حاصل از سراميك‌ها را رسم مي‌كنيم، كاهش سريعي را با حركت به سمت زمان حال مشاهده مي‌كنيم. نرخ تغييرات در 300 سال اخير از هر زمان ديگري در 5000 سال گذشته بيشتر است. ميدان مغناطيسي از يك ميدان قوي به سمت يك ميدان ضعيف به پيش مي‌رود، و اين اتفاق به سرعت در حال افتادن است.»

با نرخ كنوني، ميدان مغناطيسي زمين در عرض چندين قرن به طور كامل از بين مي‌رود، و سياره زمين در برابر جرقه‌هاي بي‌رحمانه‌ي ذرات باردار كيهاني بدون حفاظ مي‌ماند با نتايجي غير قابل پيشبيني براي جو زمين و حيات. احتمالات ممكن ديگر: ميدان مي‌تواند از ضعيف شدن دست بكشد و دوباره قوي بشود، و يا بعد از ضعيف شدن تا حد خاصي ناگهان جهت خود را تغيير دهد - يعني اين‌كه قطب‌نماها سمت قطب جنوب را نشان مي‌دهند. آثار قديمي‌تري از نوسان ميدان مغناطيسي زمين نسبت به آن‌چه از تحقيقات شاو حاصل شده است نتايجي بسيار پيچيده‌تر را نشان مي‌دهد. گدازه‌هاي آتشفشاني كهن در جزيره هاوايي هم در مورد قدرت ميدان مغناطيسي زمين با توجه به زمان سرد شدن گدازه‌ها و هم در مورد جهت قطب‌هاي شمال و جنوب مغناطيسي با توجه به جهت گدازه‌ها به ما اطلاعات مي‌دهند. مايك فولر زمين‌شناس از دانشگاه هاوايي مي‌گويد: «وقتي ما به 700,000 سال پيش بر‌مي‌گرديم پديده‌ي غير قابل باوري را مشاهده مي‌كنيم. جهت مغناطيسي صخره‌ها ناگهان در جهت معكوس قرار گرفته است. به جاي آن‌كه آن‌ها به سمت شمال مغناطيسه باشند- همانند چيزي كه امروز مشاهده مي‌كنيم - به سمت جنوب مغناطيسه شده‌اند.»

به نظر مي‌رسد كه چنان تغيير جهت ميدان مغناطيسي‌اي به طور متوسط هر 250,000 سال يك‌بار به وقوع پيوسته است، كه نتيجتاً هم اكنون براي جابه‌جايي ديگري در قطب‌هاي مغناطيسي خيلي هم دير شده است. گري گلاتزماير دانشمندي از دانشگاه سانتا كروز كاليفرنيا چنان جابه‌جايي‌هايي را بين دو قطب شمال و جنوب در شبيه‌سازي‌هاي كامپيوتري مشاهده كرده است (يكي از شبيه‌سازي‌ها را در اين‌جا مي‌بينيد). اين اتفاقات مجازي شباهت خيلي زيادي با رفتار كنوني ميدان مغناطيسي زمين نشان مي‌دهد ولذا مي‌توان نتيجه گرفت كه ما در آستانه‌ي تجربه يكي ديگر از جابه‌جايي‌هاي قطب‌هاي زمين قرار داريم، اگرچه تكميل آن چندين قرن به طول مي‌كشد.

برخي از محققان عقيده دارند كه ما در حال حاضر هم در مرحله انتقالي قرار داريم، با توجه به توسعه نواحي‌ با رفتارهاي غير متعارف مغناطيسي - كه خطوط ميدان در جهت اشتباه حركت مي‌كنند - نشانه‌هايي از حالت ضعيف‌تر و آشوبناك‌تري براي سپر محافظ ما است.

راب كو زمين شناس از دانشگاه سانتا كروز كاليفرنيا، حتي ممكن است شواهدي در گدازه‌هايي در اُرگان پيدا كرده باشد كه حاكي از ضربات مغناطيسي ناشي از دوره‌ي جابه‌جايي مي‌باشد. تصويري كه ايجاد مي‌شود ممكن است به پرسروصدايي استانداردهاي آبروريزي‌هاي هاليوودي نباشد، ليكن با توجه به اين‌كه تمدن بشري هيچ گاه در چنين موقعيتي قرار نداشته است، نسل بشر مي‌تواند دوران جالب و پرمبارزه‌اي را در پيش رو داشته باشد. مـشـاهـده مـتـن کـامـل

کامیار | لینک | شیمی و فیزیک  | 

 

image۰۰۲.jpg

 

تاریخچه:
سودوکو یا سادوکو  مخفف عبارت ژاپنی “Suuji wa dokushin ni kagiru”  به معنی عدد های بی تکرار است و نوعی جدول اعداد است که امروزه یکی از سرگرمی های رایج در کشورهای مختلف جهان بشمار می آید. سودوکو فقط یکی از نامهای این بازی است. در آمريكا این بازی به نام “number place “مشهور است. گفته می شود که این بازی ریشه در چین باستان دارد و در قرن ۱۷ میلادی به اتریش برده شد و بعد از آن به بقیه اروپا و آمريكا راه پیدا کرده، بعد از گذشت زمان های طولانی در دهه ی۸۰ میلادی در مجله های تفریحی ظاهر شد. اما در جایی دیگر نیز آمده است که نخستین جدول سودوکو را یک ریاضیدان اروپایی در قرن هجدهم طراحی کرده است .

مـشـاهـده مـتـن کـامـل

کامیار | لینک | ریاضیات  | 

همجوشی هسته ای

از ديرباز آرزوي بشر دستيابي به منبعي از انرژي بوده كه علاوه بر آنكه بتواند مدت مديدي از آن استفاده كند توليد پسماندهاي خطر ناك نيز در پي نداشته باشد.اكنون در هزاره سوم ميلادي اين آرزوي به ظاهر دست نيافتني كم كم به واقعيت مي پيوندد.اكنون بشر خود را آماده مي كند تا با ساخت اولين رآكتور گرما هسته اي (همجوشي هسته اي)آرزوي نياكان خود را تحقق بخشد.سوختي پاك و ارزان به نام هيدروژن,انرژي توليدي اي سرشار و پسماندي بسيار پاك به نام هليوم.

اكنون مي پردازيم به واكنشهاي گرما هسته اي راهكارهاي استفاده از آن.

خورشيد و ستارگان:

سالهاست كه دانشمندان واكنشي را كه در خورشيد و ستارگان رخ داده و در آن انرژي توليد مي كند كشف كرده اند.اين واكنش عبارت است از تركيب (برخورد) هسته هاي چهار اتم هيدروژن معمولي و توليد يك هسته اتم هليوم.اما مشكلي سر راه اين نظريه است.

بالا ترين دمايي كه در خورشيد وجود دارد مربوط به مركز آن است كه برابر 15ضرب در 10 به توان6 مي باشد.در حالي كه در ستارگان بزرگتر اين دما به 20 ضرب در ده به توان 6 مي رسد.به همين خاطر تصور بر اين است كه آن واكنش معروف تركيب چهار اتم هيدروژن معمولي وتوليد يك اتم هليم در ساير ستارگان بزرگ نيست كه باعث توليد انرژي مي شود.بلكه احتمالا چرخه كربن در آنها به كمك آمده و كوره آنها را روشن نگه مي دارد.منظور از چرخه كربن آن چرخه اي نيست كه روي زمين اتفاق مي افتد.بلكه به اين صورت است كه ابتدا يك اتم هيدروژن معمولي با يك اتم كربنC12تركيب مي شود(همجوشي) و يك اتم N13 به علاوه يك واحد گاما را آزاد مي كند.بعد اين اتم با يك واپاشي به يك اتمC13به علاوه يك پوزيترون ويك نوترينو تبديل مي شود.بعد اينC13دوباره با يك اتم هيدروژن تركيب مي شود وN14و يك واحد گاما حاصل مي شود.دوباره در اثر تركيب اين نيتروژن با يك هيدروژن معمولي اتمO15و يك واحد گاما توليد مي شود.O15واپاشي كرده و N15به علاوه يك پوزيترون ويك نوترينو را بوجود مياورد.و دست آخر با تركيب N15با يك هيدروژن معموليC12به علاوه يك اتم هليوم بدست مي آيد.

مـشـاهـده مـتـن کـامـل

کامیار | لینک | شیمی و فیزیک  | 

7

الف) مقدمه:

عدد هفت عددی است که شاید مثل همه ی عدد های دیگر در نظر ما عادی جلوه کند اما نگرش ما وقتی متبلور می شود که خواص عدد هفت را بدانیم و ببینیم چه «هفت» هایی در زندگی ما وجود دارند و ما در گیر و دار زندگی ماشینی و با بی تفاوتی از کنار آن ها رد می شویم مثلا شاید جالب باشد که بدانیم، رنگین کمان دارای هفت رنگ است .عجایب جهان، هفت تا هستند.(که به عجایب هفت گانه معروفند ) یا در یونان باستان، اسطوره ای با نام هفت خدای، در ذهن مردم نقش بسته است، ویا شهر عشق، که دراشعار عطار آمده است، هفت شهر می باشد، سوره ی مبارکه حمد، که اوّلین سوره ی قرآن کریم است، هفت آیه دارد. آسمان دارای هفت طبقه است. بهشت وجهنم هر کدام دارای هفت طبقه و درجه هستند و طواف خانه خدا هفت دور است، موسیقی ایران و یونان هفت دستگاه داد، هفت نوع ساز بادی وجود دارد و علاوه بر این هفت نت موسیقی وجود دارد(دو، ر، می، فا، سل، لا، سی) و…

ب) تاریخچه:

در سال ۱۸۸۹ میلادی کتابی ار یک جهان گرد منتشر شد که، از جمله روش شمردن را در میان قبیله ای از تورس شرح داده است. اینها برای شمردن تنها از دو واژه استفاده می کردند: یک و دو. برای عدد سه می گفتند «دو و یک » برای چهار «دو و دو»، برای پنج «دو و دو یک » و برای شش «دو و دو و دو» ولی برای عددهای بزرگ تر از ۶، هر قدر بود، می گفتند «خیلی ». گرچه این آگاهی مربوط به پایان سده ی نوزدهم است ولی می تواند گواهی بر شیوه ی شمردن در آغاز شکل گیری مفهوم عدد در میان انسان های نخستین باشد. بعد ها که برای عددهای بزرگتر هم نامی در نظر گرفتند به احتمالی برای عدد «هفت» از همان واژه ی قبلی «خیلی» یا «بسیار» استفاده کردند. عدد هفت که سده های متوالی برای آنها نا شناخته بود، اندک اندک به صورت عددی مقدس در آمد. وقتی که مصری ها، بابلی ها و دیگر امت ها توانستند پنج سیاره ی نزدیک تر به خورشید را بشناسند، با اضافه کردن ماه و خورشید، به عدد هفت رسیدند و این بر تقدس عدد ۷ افزود وقتی در قصه های کهن تر، که تا زمان ما هم ادامه پیدا کرده است، صحبت از شهری می شود که هفت برج و هفت بارو داشت، به معنای آن است که این شهر برج و باروهای بسیار داشت. هفت آسمان و هفت دریا و هفت کشور، به معنای آسمان ها و کشور ها و دریاهای بزرگ است نه هفت آسمان و هفت دریا (نه کم و نه زیاد ). هنوز در زبان فارسی اندرز می دهند « هفت بار گز کن یک بار پارچه کن ». این جمله به معنای آن نیست که برای دقت کار و کم کردن اشتباه در اندازه گیری یا هر کار دیگری باید درست ۷ بار آزمایش کرد، نه شش یا هشت بار. در اینجا هم هفت به معنی «بسیار» است. عدد۱۳ هم چنین سرنوشتی دارد….

ب) هفت و…

نزد بسیاری از اقوام عهد باستان «هفت» عدد ویژه ای بود. در فلسفه و نجوم مصریان و بابلی ها، عدد هفت به عنوان مجموع هر دو زندگی، سه و چهار، جایگاه ویژه ای داشت.(پدر و مادر و فرزند؛ یعنی سه انسان، پایه و اساس زندگی هستند و عدد چهار مجموع چهار جهت آسمان و باد است.)
ایرانیان قدیم در آیین زرتشت، اهورامزدا را مظهر پاکی میدانستند و برای او هفت صفت را بر می شمردند و در مقابل او اهریمن را پدید آورنده ی پلیدیها می دانستند و می گفتند در پیرامون اهورامزدا فرشتگانی هستند که مظاهر صفات حسنه هستند و برای احترام به آن ها که اول هرکدامشان سین بود هنگام سال تحویل سفره می گستراندند و هفت قسم خوراکی که نام هریک با سین شروع می شود: سیر، سرکه، سیب، سماق، سمنو، سنجد، سکه، و سبزی را سر سفره می گذاردند که به سفره ی هفت سین معروف بود.
برای فیلسوف و ریاضیدان یونانی«فیثاغورث» نیز عدد هفت، مفهموم ویژه ی خود را داشت که از مجموع دو عدد سه و چهار تشکیل می شود: مثلث و مربع نزد ریاضیدانان عهد باستان اشکال هندسی کامل محسوب می شدند، از این رو عدد هفت به عنوان مجموع سه و چهار برای آن ها عدد مقدسی بود. علاوه بر این در یونان هر هفت سیاره را خدایی میدانستند : سلن، هیلیوس،آرس،هرمس، زئوس، آفرودیت و کرونوس.
یهودیان قدیم نیز برای عدد هفت معنای ویژه ای قایل بودند. در کتاب اول عهد عتیق (تورات) آمده است که خداوند جهان را در شش روز خلق کرد، در روز هفتم خالق به استراحت پرداخت. موسی در ده فرمان خود از پیروانش می خواهد که این روز آرامش را مقدس بدارند(روز شنبه و روز تعطیل یهودیان). علاوه بر این در آن کتاب مقدس هفت با عنوان عدد تام و کامل نیز استعمال شده است. از آن زمان عدد هفت نزد یهودیان و بعد ها نیز نزد مسیحیان که عهد عتیق را قبول کردند، به عنوان عددی مقدس محسوب می شد.
به این ترتیب بود که از دوران باستان هفتگانه های بیشماری تشکیل شدند: یونانیان باستان همه ساله هفت تن از بهترین هنرپیشگان نقش های سنگین و غمناک و نقش های طنز و کمدی را انتخاب میکردند. آن ها مانند رومی های باستان به هفت هنر احترام میگذاشتند. روم بر روی هفت تپه بنا شده بود. در تعلیمات کلیسای کاتولیک هفت گناه کبیره(غرور، آزمندی، بی عفتی، حسد، افراط، خشم و کاهلی) و هفت پیمان مقدس(غسل تعمید، تسلیم و تصدیق، تقدیس و بلوغ، ازدواج، استغفار و توبه، غسل قبل از مرگ با روغن مقدس، در آمدن به لباس روحانیون مسیحی) وجود دارد. برای پیروان محمد(ص) آخرین مکان عروج، آسمان هفتم محسوب می شود. در بیست و هفتم ژوئن هر سال، روز «هفت انسان خوابیده » مسیحیان یاد آن هفت برادری را که در سال ۲۵۱ بعد از میلاد، برای عقیده و ایمان خود، زنده زنده لای دیوار نهاده شده و شهید شدند، گرامی می دارند؛ مردم عامه می گویند که اگر در این روز باران ببارد، به مدت هفت هفته بعد از آن هوا بد خواهد بود، آن گاه انسان باید هفت وسیله ی مورد نیازش را بسته بندی کند و با چکمه های هفت فرسخی خود به آن دورها سفر کند. صور فلکی خوشه ی پروین یا ثریا به عنوان «هفت ستاره» معروف است، در حالی که حتی با چشم های غیر مسلح میتوان در این صورت فلکی تا یازده ستاره را دید.
عرفای بزرگ عشق و وصال را در هفت مرحله و هفت وادی نشان داده اند و فاصله ی بین هستی و تباهی را پنچ مرحله دانسته اند.
در افسانه ها نیز با هفت سحر آمیز برخورد می کنیم: سوار ریش آبی هفت همسر داشت، سفید برفی با هفت کوتوله پشت هفت کوه زندگی می گرد و افسانه ی اژدهای هفت سر…
علاوه بر این می توان به هقت اقلیم، هفت اورنگ، هفت دفتر شاهنامه، هفت پیکر، هفت هیکل، هفت گناه کبیره، هفت خان رستم، هفت الوان، هفت گنج، هفت رکن نماز،هفت تحلیل و هفت طواف (در اعمال حج)، هفت قبله(مکه، مدینه،نجف،کربلا،کاظمین،سامرا،مشهد) و… اشاره کرد و به این ترتیب بود که تعداد بیشماری هفتگانه در دنیا بوجود آمد و به عدد هفت تقدس خاصی بخشید.

مـشـاهـده مـتـن کـامـل

کامیار | لینک | ریاضیات  | 

گرم شدن زمين یعنی چه؟

مي‌دانيم كه كره زمين به طور طبيعي در اثر تابش خورشيد گرم مي‌شود، اما اينجا منظور ما از گرم شدن زمين، پديده ديگري است.اين پديده نسبتا جديد عبارت است از تغيير دماي زمين در اثر فعاليتهاي بشري كه با تغييرات طبيعي آن فرق دارد. در طول ۱۰۰ سال گذشته، كره زمين به طور غيرطبيعي ۴/۰ درجه سانتيگراد گرمتر شده كه اين موضوع دانشمندان را نگران كرده‌است. آنها حدس مي‌زنند فعاليت‌هاي صنعتي در ايجاد اين مشكل بسيار موثر است و به گرم شدن كره زمين
كمك مي‌كند.

منظور از«گرم شدن زمين» افزايش ميانگين دماي زمين است. «تغيير آب و هوا» در اثر اين افزايش دما به وجود مي‌آيد. گرم شدن زمين موجب تغيير الگوي بارش، افزايش سطح آب درياهاي آزاد و كاهش سطح آب درياچه‌ها و تاثيرات وسيع بر گياهان، حيات وحش و انسانها مي‌شود.

اثر گلخانه اي چيست؟ گازهاي گلخانه اي چه گازهايي هستند؟

به مجموعه‌اي از گازها كه مقداري از انرژي خورشيد را در جو زمين نگه مي‌دارندو باعث گرم شدن جو مي‌شوند‍‍، گازهاي گلخانه‌اي مي‌گويند. بخار آب(H2O)، دي اكسيدنيتروژن (NO2)، دي اكسيدكربن (CO2) و متان (CH4) گازهاي گلخانه‌اي اصلي هستند. اگر اين گازها در جو نبودند، انرژي گرمايي خورشيد مجددا به فضا بر مي‌گشت و به اين ترتيب هواي زمين ۳۳ درجه سانتيگراد سردتر از الان مي‌شد. اثر گلخانه‌اي به افزايش دماي كره زمين در اثر وجود گازهاي گلخانه‌اي در جو زمين گفته مي‌شود.

آيا مي دانيد چرا به اين گازها، گازها‌ي‌ گلخانه‌اي مي‌گوييم؟

آيا شما تا حالا يك گلخانه ديده ايد؟
گلخانه يك اتاق شيشه‌اي است كه نور خورشيد از شيشه‌هاي آن به داخل مي‌تابد و هواي گلخانه را گرم مي‌كند. اما شيشه‌هاي گلخانه اجازه نمي‌دهند كه اين هواي گرم از گلخانه خارج‌شود.

جو يا هوايي كه در اطراف ماست، شبيه يك گلخانه است. گازهاي گلخانه‌اي در جو درست مثل شيشه‌هاي گلخانه عمل مي‌كنند. نور خورشيد پس از عبور از لايه‌هاي گازهاي گلخانه‌اي وارد جو زمين مي‌شود. زماني كه نور خورشيد به سطح زمين مي‌رسد، مقداري از انرژي گرمايي آن توسط خاك، آب و ساير موجودات جذب مي‌شود. مقداري هم در جو زمين مي‌ماند و باقيمانده آن به فضا برمي‌گردد. اگر مقدار گازهاي گلخانه‌اي در جو از حد طبيعي آن بالاتر باشد، انرژي كمتري به فضا برمي‌گردد، در نتيجه جو زمين گرم تر مي‌شود و به دنبال آن دماي كره زمين بالا مي‌رود.

اثر گلخانه‌اي، كره زمين را به اندازه‌اي گرم نگه مي دارد كه ما انسان ها بتوانيم بر روي آن زندگي كنيم. اما اگر اثر گلخانه اي شدت يابد، ممكن است دماي زمين به قدري زياد شود كه ما و بقيه گياهان و جانوران نتوانيم گرماي آن را تحمل كنيم.

تغيير آب و هوا يعني چه و اثرات آن چيست؟

اصلا «هوا» و «آب و هوا» با هم چه فرقي دارند؟

هر وقت آسمان صاف باشد و گرماي ملايمي به ما برسد و باد به شدت نوزد، مي گوييم هوا خوب است. هر وقت آسمان گرفته باشد، باد تند بوزد يا برف و باران ببارد و ما را دچار زحمت كند، مي گوييم هوا بد است. معمولا اخبار هواشناسي ما را از چگونگي وضع هوا آگاه مي‌سازد.

هواي برخي مناطق كره زمين معتدل است، يعني باران به اندازه كافي مي بارد و هوا زياد گرم يا سرد نمي‌شود. هواي بعضي جاها سرد است يعني برف مي‌بارد و دماي هوا سرد مي‌شود. جاهايي هم هست كه بسيار گرم و خشك است. هر كدام از اين جاها يك نوع آب و هوا دارد.

براي تعيين آب و هواي هر منطقه، تغييرات دماي هوا و مقدار باران و برف را در طول سال اندازه گيري مي‌كنند. شما هم مي‌توانيد اندازه تغييرات دماي هوا و مقدار باران و برف را در محل سكونت خودتان به دست آوريد. اما براي اين كه آب و هواي جاهاي گوناگون را بشناسيم، بايد اين مقادير را چندين سال پشت سرهم اندازه گيري كنيم.

مـشـاهـده مـتـن کـامـل

کامیار | لینک | علوم تجربی  | 

بدان ای اسکندر پس از مرگ من
پس از ریزش آخرین برگ من

 

توانی گشایی در پارس را

نهی بر سرت افسر پارس را

 

به تخت جم و کاخ شاهنشهان

قدم چون نهی با دگر همرهان

 

مبادا شوی غره از خویشن

که ایران بسی پرورد همچو من