تبليغاتX
ΚΛΜΨΛΓ ΛΓΨΛΝΛ - جشن سده
نمایش آگهی در کامیارآریانا X
نمایش آگهی در کامیارآریانا
کیسم روستای شمالی ایران
ریاضی زیباست، هیچ چیز زیباتر از علم نیست! و دانش پارسی اسم های قبلی این وبلاگ بودند

به نام دادار اورمزد

آتشى كه نميرد هميشه در دل ماست...

زمانى كه خورشيد راى رفتن مى كند و باختر به سرخى مى گرايد، هيمه بزرگى از چوب در انتظار روشنى ديگر است، نورى به جاى خورشيد بايد آن را به چشم ها نشان دهد. نورى ساخته بشر. زيرا كه هيچ چيز بدون حضور نور ديدنى نيست.
هيمه در انتظار است. چوب هاى كوچك و بزرگى كه روى هم قرار گرفته اند و تپه اى بزرگ ساخته اند.آواى اوستا خوانان به گوش مى رسد كه نزديك مى شوند و نزديك تر.مشعل هاى روشن به دست دارند و بر زبان آواى گرم اهورايى. مى خوانند و مى آيند تا هيمه را از انتظار درآورند.لحظه پيوند نزديك است و هيمه در انتظار. شعله هاى آتش به زيرين ترين چوب مى رسد و در يك لحظه، هيمه آتش مى گيرد.

گرماى وصل هيمه را مى سوزاند. چوب ها گر مى گيرند و به نظاره مى نشينند.زمستان است و باد و باران در راه.
آسمان را بنگر. سوز سرما شروع شده است و ابرها نم نم مى بارند.چهار عنصر حيات جشن مى گيرند زادروز آتش را. كشف بزرگ بشر و پاسدارى از آن را.


آتش براى ما ترس آور نيست، خطرآفرين نيست و آن چيزى نيست كه در كودكى از آن دورمان مى كردند.
نور است، گرماست، وصل است و پايان انتظار.سرود و شادى است و نور خداوند است كه مى توان او را ديد.دل ها غرق نور است و چشم ها به دنبال او مى گردد در درون نور.
همه سكوت كرده اند و تنها صداى سوختن چوب هاست كه به گوش مى رسد.آنها مى سوزند تا نور و گرما بخشند آنها مى سوزند تا شور و شوق هديه دهندآنها مى سوزند تا چشمان ما در شكوه آميزش آسمان و زمين،
آب و باد و خاك و آتش را بنگرد
و خدا را آن بالا به نظاره بنشيند
آواى اهورايى و سرود مهر پايان مى يابد.
و تنها وزن و آهنگش در دل ها مى ماند.

به خود بباليم كه اين روز جشن است و ايران، كشف عنصر چهارم را جشن مى گيرد.ايرانيان خدا را در نور مى يابند نه در تاريكى و ظلمت.و امروز، روز مهر است از بهمن (۱۰ بهمن) كه به نام «سده» نامدار شده است.


نيايش...
اى آتش، اى بهترين، اى جلوه گاه فروغ يگانه هستى، فروزان باش در اين خانه، همواره پرتوات با زبانه هاى سرخ فام، رخشنده باد....اى نمازگزار، نمازت را، نيايشت را با دل پاك و روشن به آرامى و خلوص نيت بخوان و بدان، اين روشنايى كه قبله گاه و پرستش سوى خود كرده اى پرتويى از روشنى جاودان است كه خداوند در دل مردمان نهاده است.درود و ستايش به تو، اى آتش اهورامزدا، مى ستايم اين روشنى پاك و درخشان را اينك كه به ما آشكارى، توان و نيرويمان بخش تا بهترين انديشه و گفتار و كردار را داشته باشيم.يارى مان ده كه با بدى و زشتى و دروغ پيكار كنيم. روان را پالوده گردان از بدى و راه بى فرجام تا شايسته پرستش اهورامزداى بزرگ باشيم.

آتش و قدمت سده
برخى از اقوام سامى نيز آتش را مقدس مى شمرده اند. به روايت تورات در كوه تور، «نور خدا» به صورت آتشى بر موسى تجلى كرد و «يهوه» يا خداى موسى، با زبانه آتش با موسى سخن گفت. آتش بر ابراهيم خليل گلستان شد. موسى را خاله اش، در كودكى، در تنور مخفى كرد و چون ندانسته تنور را آتش كردند، ديدند موسى در تنور نشسته است و آتش گرد او مى گردد بى هيچ زيان و گزند.
آشناترين و شايد مستندترين نظر آن است كه حماسه سراى ايران بزرگ «فردوسى توسى» در شاهنامه آورده است: روزى هوشنگ شاه پيشدادى با همراهان خود به شكار مى رفته است كه بر سر راه خويش مارى مى بيند.

پادشاه پيشدادى براى كشتن مار سنگى بر گرفته و به سوى آن پرتاب مى كند. اما مار مى جهد و سنگ به سنگ ديگر برخورد كرده و جرقه اى حاصل مى شود و خار و خاشاك اطراف آتش مى گيرد و اين پديده اهورايى زايش مى يابد. مار سوخت و هوشنگ گفت: اين نور خداست كه دشمن ما را كشت و سپاس ايزد به جاى آورد و قبله خود ساخت و در آن روز جشنى بزرگ برپا كرد.از نظر دين زرتشتى، اين جشن به ياد آورنده اهميت آتش، انرژى و نورى است كه از خداوند است و از او جدا نيست و قبله اى است كه در همه جا هست زيرا هر جا نور هست، خدا هم آنجاست.
فروغ خورشيد، ماه، روشنايى آتش و نيز روشنايى درونى دل و جان هم نشانه اى از فروغ اهورامزدا هستند كه در كتاب اوستا به آن روشنايى بى پايان گفته مى شود.به مصداق سوره نور در قرآن: الله نور السموات و الارض مثل نوره كمشكوه فيها مصباح المصباح....يعنى: خدا نور آسمان ها و زمين است مثل نور او مانند چراغدانى است كه در آن چراغى باشد و آن چراغ در شيشه باشد كه گويا كوكب درخشنده اى است كه افروخته مى شود. از درخت خجسته زيتون كه نه خاور دارد و نه باختر.
نزديك است كه روغن آن روشنايى بدهد و اگرچه نرسيده باشد به آن. آتش نورى است فوق نورها و آتش هدايت مى كند. خدا به وسيله نور آن كسى را كه مى خواهد و خدا مثل مى زند براى مردم و خدا بر همه چيز داناست. در سوره هاى حديد، بقره، انعام و رعد هم در مورد نور حقيقى و خدايى صحبت شده است.حكيم عمر خيام در كتاب نوروزنامه خود مى نويسد: «هر سال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نيك در ايران و توران به جاى مى آوردند كه بعد از مدتى به فراموشى سپرده شد.
فقط زرتشتيان كه نگهبان سنت هاى باستانى بوده و هستند، اين جشن باستانى را كماكان برپا مى دارند.»در روزگار ساسانيان در هر شهر و ديار مكان معينى وجود داشته است كه به آن كاخ سده مى گفتند و همه در اين كاخ گردهم مى آمدند و آتش نيايش مى خواندند و پيرامون آتش به شادى مى پرداختند تا بر اثر گرماى بزرگى كه از آتش فراهم آمده بود سرما سپرى گردد.اين جشن شب هنگام برگزار مى شد و گردآورى بوته ها از فرايض به شمار مى رفت و حتى ثروتمندان افرادى را براى گردآورى بوته به كار مى گماردند. آمده است كه با فراهم آمدن اين بوته ها آنچنان آتشى افروخته مى شد كه فروغش از فرسنگ ها ديده مى شد.

چنانچه سده اى كه مسعود غزنوى (۴۳۲ _ ۴۲۱) در سال ۴۲۶ هجرى گرفت، به قول بيهقى از ده فرسنگ راه فروغ آتش آن را ديده بودند. معمولاً اين آتش افروزى در دشتى پهناور صورت گرفته است و همچنين بر فراز تپه ها و كوه ها بوته و هيمه و خار گرد مى كرده اند. چنانچه جشن سده اى كه مرداويج (بنيانگذار آل زيار) در اصفهان گرفت همه دشت و بيابان و تپه و كوه پر از آتش شده بود.در ايران باستان اين جشن را با آتش افروزى، پاس از فرو رفتن آفتاب، با جشن و سرور بر پا مى داشتند و امروز هم با همان سنت با برپايى برنامه هاى دينى، هنرى و پذيرايى حاضرين آغاز و در پايان در حالى كه موبدان لاله به دست با زمزمه اوستا، كوهى از بوته و خار و هيزم (كه از قبل تهيه شده) را آتش مى زنند و همگى دست در دست هم به دور آتش مى چرخند، شادى و پايكوبى مى كنند.

_________________
از برای ملتم ای زرتشت
لبخند و ترانه و رهایی بیاور
می خواهم باز شب میهنم را
در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...

 

-------------------------------------------------------

 

 

جشن سده



واژه سده: بیشتر دانشمندان نام سده را گرفته شده از صد می دانند. ابوریحان بیرونی می نویسد: “سده گویند یعنی صد و آن یادگار اردشیر بابكان است و در علت و سبب این جشن گفته اند كه هرگاه روزها و شب ها را جداگانه بشمارند، میان آن و آخر سال عدد صد بدست می آید و برخی گویند علت این است كه در این روز زادگان كیومرث، پدر نخستین، درست صدتن شدند و یكی از خود را بر همه پادشاه گردانیدند” و برخی برآنند كه در این روز فرزندان مشی و مشیانه به صد رسیدند و نیز آمده : “شمار فرزندان آدم ابوالبشر در این روز به صد رسید .”
نظر دیگر اینكه سده معروف، صدمین روز زمستان از تقویم كهن است، زمستان در تقویم كهن 150 روزه و تابستان 210 روزه بوده است و برخی گفته اند كه این تسمیه به مناسبت صد روز پیش از به دست آمدن محصول و ارتفاع غلات است.

زنده یاد استاد مهرداد بهار معتقد است كه واژه سده از فارسی كهن به معنی پیدایش و آشكار شدن آمده و آن را برگزاری مراسمی به مناسبت چهلمین روز تولد خورشید (یلدا) دانسته و می نویسد: … جشن سده سپری شدن چهل روز از زمستان و دقیقا در پایان چله بزرگ قرار دارد. البته به جشنی دیگر كه در دهم دی ماه برگزار می شده و كمابیش مانند جشن سده بوده هم باید توجه كنیم كه در آن نیز آتش ها می افروختند. اگر نخستین روز زمستان را پس از شب یلدا – تولد دیگری برای خورشید بدانیم، می توان آنرا هماهنگ با جشن گرفتن در دهمین و چهلمین روز تولد، آیین كهن و زنده ایرانی دانست. (در همه استان های كشور و سرزمین های ایرانی نشین، دهم و چهلم كودك را جشن می گیرند) و این واژه “sada” (اسم مونث) كه به معنی پیدایی و آشكار شدن است ، در ایران باستان sadok و در فارسی میانه sadag بوده و واژه عربی سذق و نوسذق (معرب نوسده) از آن آمده است.

پیشینه اسطوره ای پیدایش آیین و جشن سده:
از اسطوره های جشن سده تنها یكی به پیدایش آتش اشاره دارد. فردوسی می گوید: هوشنگ پادشاه پیشدادی، كه شیوه كشت و كار، كندن كاریز، كاشتن درخت … را به او نسبت می دهند، روزی در دامنه كوه ماری دید و سنگ برگرفت و به سوی مار انداخت و مار فرار كرد. اما از برخورد سنگها جرقه ای زد و آتش پدیدار شد. هم در كتاب “التفهیم” و هم “آثارالباقیه” ابوریحان، از پدید آمدن آتش سخنی نیست بلكه آنرا افروختن آتش بر بامها می داند كه به دستور فریدون انجام گرفت و در نوروزنامه آمده است كه : “آفریدون … همان روز كه ضحاك بگرفت جشن سده برنهاد و مردمان كه از جور و ستم ضحاك رسته بودند، پسندیدند و از جهت فال نیك، آن روز را جشن كردندی و هر سال تا به امروز، آیین آن پادشاهان نیك عهد را در ایران و دور آن به جای می آورند.”

برگزاری جشن سده:

تا دوره ساسانی: فردوسی آنرا به هوشنگ نسبت می دهد و ابوریحان بیرونی و نوروزنامه آنرا از فریدون می دانند و همچنین رسمی شدن جشن سده به زمان اردشیر بابكان منسوب گردیده است، اما در هیچكدام به شیوه برگزاری آن اشاره ای نشده است.
پس از ساسانیان: مورخان و نویسندگانی چون بیرونی، بیهقی، گردیزی، مسكویه و … از شیوه برگزاری جشن سده در دوران غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، آل زیار و … تا دوره مغول بسیار نوشته اند. از آیین های عامه مردم سندی نداریم اما در حضور شاهان، رسم شعرخوانی بود و نیز پرندگان و جانورانی به آتش انداخته می شدند و گیاه خوشبو تبخیر می كردند تا مضرات آن را برطرف كنند.
در دوره کنونی: در مازندران، كردستان، لرستان، و سیستان و بلوچستان؛ روستاییان و كشاورزان و چوپانان و چادرنشینان نزدیك غروب یكی از روزهای زمستان (آغاز نیمه یا پایان زمستان) روی پشت بام، دامنه كوه، نزدیك زیارتگاه، كنار چراگاه و یا كشتزار آتشی افروخته و بنا بر سنتی كهن پیرامون آن گرد می آیند بدون آنكه نام جشن سده بر آن نهند.
ولی در كرمان جشن سده یا سده سوزی در بین تمامی اقشار مردم كرمان، مسلمان، زرتشتی، كلیمی … رواج دارد كه همه ساله در دهم بهمن ماه برگزار می شود. در بین چادرنشینان بافت و سیرجان سده سوزی چوپانی برگزار می شود كه شب دهم بهمن آتش بزرگی بنام آتش جشن سده، با چهل شاخه از درختان هرس شده كه نشان چهل روز “چله بزرگ” است در میدان ده برمی افروزند و می خوانند: سده سده دهقانی/ چهل كنده سوزانی/ هنوز گویی زمستانی.
چنانكه از كتاب ها و اسناد تاریخی برمی آید جشن سده جنبه دینی نداشته و تمام داستان های مربوط به آن غیردینی است و بیشتر جشنی كهن و ملی به شمار می آید و وارث حقیقی جشن سده نه فقط زرتشتیان، بلكه همه ایرانیان اند، میراثی كه به بسیاری از كشورهای همسایه نیز راه یافت.

_________________
از برای ملتم ای زرتشت
لبخند و ترانه و رهایی بیاور
می خواهم باز شب میهنم را
در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...


کامیار | لینک | ایران وطن ما  |