تبليغاتX
ΚΛΜΨΛΓ ΛΓΨΛΝΛ - همیشه زنده باشی ایران
نمایش آگهی در کامیارآریانا X
نمایش آگهی در کامیارآریانا
کیسم روستای شمالی ایران
ریاضی زیباست، هیچ چیز زیباتر از علم نیست! و دانش پارسی اسم های قبلی این وبلاگ بودند

    نمی دانم چگونه بگویم ایران را دوست دارم و به آن عشق می ورزم . کشوری که در سالیان درازی که پذیرای ملل و قوم های مختلف بوده پستی ها و بلندی های زیادی را تجربه کرده . بی شک نقطه عطف آن پادشاهی پادشاهان هخامنشی است که سبب غرور ما نیز می شود . کسانی چون کوروش که شخصیت افراد را به دین و مذهبشان ترجیح می داد . کسی که پس از پیروزی بر قومی با لباسهای دینی آن قوم در شهر گشت می زد . کسی که مردم را در انتخاب دین آزاد می گذاشت . کسی که اولین قواعد را برای دفاع از حقوق بشر نوشت .و یا کسانی چون داریوش که ایران را به ۳۰ ساتراپی تقسیم کرد .  کسی که تخت جمشید را با آن عظمت احداث نمود و برخلاف قواعد معمول از برده استفاده نکرد . هر کارگر بر اساس توانایی هایش حقوق می گرفت . مردان در زمان وی برتری نسبت به زنان نداشتند . چه دوران خوبی داشت ایران عزیز .

 

                  

 

      ولی نقاط تاریک تاریخ ایران قطعا از زمانی آغاز شد که قومی به دور از تمدن بشری به آن حمله ور شد تازی ها . تازی ها قومی که پختن گوشت را بلد نبودند . قومی که هیچ از تمدن و تاریخ نمی دانستند به ما حمله ور شدند . قومی که سالیان سال به بت پرستی می پرداختند . قومی که مورد لطف خداوند دانا قرار گرفت . عمر جانشین پیامبر و خلیفه وقت  دستور جهاد داد اما مگر جهاد شرایط ندارد ؟ تازی هایی که ما را به جرم آن که خدا را در آتش می دیدیم به جرم آنکه آتش را به عنوان مظهری از خداوند یکتا می دانستیم مجازات کردند . مجازاتی که فرهنگ چندین هزار ساله ما را تغییر داد . قومی که زنان ما را به تاراج بردند . مسلمانان برای چه در کشور ما بودند ؟ برای آزادی ما یا برای از بین بردن فرهنگ و آزار و اذیت مردمان ما ؟  قومی که تمدنی چند هزار ساله ما را که به دست افرادی چون کوروش و داریوش برای ما ساخته شده بود را از بین برد و ما را به این روز انداخت . قومی که در سر راه خود هر زرتشتی را می کشد و سبب مهاجرت زرتشتی ها به شرق شد . هر چند تازی ها هیچ وقت آدم نمی شوند ولی اگر بر فرض محال شدند آن را مدیون لطف خداوند و تمدن ما هستند .

 

                  

 

      قوم تازی آمد ولی با رشادت های ایرانیان ناسیونالیست آن زمان مجبور به ترک سرزمین های آباد ایران شد . ایران عزیز با افرادی چون ابومسلم خراسانی که گویا نسبش به گودرز پسر گشیاد می رسد به استقلال رسید . هر چند پیش از آن هم امور مهم مملکتی بر عهده خود ایرانیان بود . ایرانیان سعی در بهبود وضعیت خویش داشتند ولی به دلیل وجود نداشتن حکومتی واحد و قدرتمند نمی شد به آن رسید . تا اینکه در نهایت در زمان سلجوقیان که خود قومی مهاجر بودند مغولان به سرداری چنگیز خون ریز به همسایگی کشورمان رسید . به علت وجود نسبت های خانوادگی ای که بین شاه سلجوقی و استانداران وقت وجود داشت . قوم مغول به کشورمان حمله ور شد و شهرهای آبادی چون نیشابور را به آتش کشید . تفاوت این قوم با تازی ها در این بود که آن ها دیگر کسی را نمی گرفتند تا از وطنش دورش کنند یا به دختران و زنان ما تجاوز نکردند بلکه آن ها را کشتند .  این قوم که قومی به مراتب وحشی تر و خون خوارتر از تازی ها بودند پس از مدتی تحت تاثیر فرهنگ غنی ایران قرار گرفتند و رام شدند . آن ها با وزرای ایرانی خود که اکثرا افرادی لایق کاردان وباتجربه بودند دست به سازندگی زدند که از ذات قوم مغول و سردار آنها چنگیز بسیار بعید است .

 

                  

 

     مردم ایران باز هم به استقلال رسیدند ولی به قدرت رسیدن کشورهای غربی که آن ها هم با فرهنگ ایران زمین دارای تمدن شده بودند بار دیگر سبب تفرقه میان قومی شد که دیگر امید خود را از دست داده بودند . قومی که زود گول می خورد . قومی که حرفهای دروغ پادشاهان و رهبران دروغین خود را خیلی زود باور کرد . معاشرت با اقوام پایین سطح تر موجب شد مردم عادی ما نیز مانند آن ها بیندیشند و مانند آن ها فکر کنند و حالا در حالی که قرن ها از آن زمان های تاریک گذشته هنوز اثرات  آن در مردم ما دیده می شود . مردمی که با دید کور رای می دهند . مردمی که دروغ های بعضی از مسئولین را به سادگی باور می کنند و ... .

    تمام این ها را نوشتم تا بگویم ایران امروز برای رسیدن به روز های اوج نیاز به همکاری و همدلی دارد . تفرقه میان ما ایرانیان همان چیزی است که دشمنان ما می خواهند ببینند .

   


کامیار | لینک | ایران وطن ما  |