تبليغاتX
ΚΛΜΨΛΓ ΛΓΨΛΝΛ - جشن مهرگان
ΚΛΜΨΛΓ ΛΓΨΛΝΛ
کیسم روستای شمالی ایران
  روز پيروزى كاوه بر ضحاك 

      جشن مهرگان يكى از كهن ترين جشن ها و گردهمايى هاى هندو ايرانى است كه در ستايش و نيايش ايزد بزرگ و كهن هندو ايرانى به نام مهر يا ميترا (در اوستا و پارسى باستان «ميثره»، در سانسكريت «ميتره»)، ايزد نام آور روشنايى، پيمان، دوستى و محبت و خداى بزرگ دين مهرى (و ميترائيسم بعدى) برگزار مى شود.
     ماه مهر و روز مهر و جشن فرخ مهرگان\جهان است. اين جشن كه مردم آن را جشن پيروزى كاوه آهنگر بر ضحاك بيدادگر مى دانند ريشه در دوران اساطيرى و حماسى ايران دارد. دوران اساطيرى از زمان كيومرث آغاز مى شود و دوران حماسى از روزگار فريدون آغاز مى گردد. به هرحال بنا به روايت شاهنامه و بنا به باور ايرانيان در چنين روزى كاوه ستمديده بر ضحاك ستمگر چيره مى گردد. او كه صاحب فرزندان زيادى بوده همه پسرانش را در راه خودكامى و مردم ستيزى ضحاك از دست داده و در حالى كه آخرين و كوچكترين پسرش را ماموران ضحاكى مى خواهند به كشتارگاه ببرند صبر و طاقت او به پايان مى رسد و دادخواهان در حالى كه چرمه آهنگرى خود را بر سر چوبى نصب كرده به سوى كاخ ضحاك روان مى شود. مردم ستمديده نيز در راه به او مى پيوندند و همه دادخواهان و فريادزنان به كاخ ضحاك حمله ور گرديده و او را دستگير مى نمايند و در كوه البرز به بند مى كشند براى همين است كه كوه البرز و به ويژه دماوند در نزد ايرانيان حالت تقدس دارد و گرامى شمرده مى شود البته به جز اين چون اولين اشعه خورشيد بامدادان در ايران زمين به دماوند و البرز مى تابد و برخورد مى كند و بر جبين قله البرز نخستين بوسه صبحگاهى خود را نثار مى نمايد بر اعزاز و تقدس آن افزوده است. 
جشن مهرگان يکی از دو جشن بزرگ ايرانيان باستان بود که تا پيش از انقلاب بعنوان يک جشن ملی در ايران برگزار می شد.

دکتر کوروش نيکنام پژوهشگر و نماينده زرتشتيان در مجلس ايران :

"زرتشتيان و ايرانيان همچنان به ياد گذشتگان خود ، جشن مهرگان رو گرامی می دارند و اون رو برگزار می کنند. اين جشن بعد از نوروز ، از اهميت ويژه ای برخوردار است. به دليل اينکه هر دو جشن سرآغاز دو فصلی است که در ايران باستان بوده.

يعنی نوروز فصل تابستان و اعتدال بهاری رو گزارش ميده و در برابر اون ، اول زمستان که در واقع از اواسط ماه مهر شروع می شده و اعتدال پاييزی را داشه. به هر حال امروزه زرتشتيان اين جشن رو از شانزدهمين روز ماه مهر ، به مدت پنج روز جشن می گيرند."

آقای نيکنام ، برای جشن سنتی مهرگان آيا سفره ای مثل سفره نوروز هست که مخصوص اون جشن باشه ؟
بله. مانند سفره نوروزی اما بدون هفت سين و بعضی از نماد ها ، سفره ای رو می گسترانند و اون عناصری رو که مربوط به نماد های عرفانی زرتشتی هست ، يعنی سبزه ، روشنايی که همون مجمر آتش يا چراغ روشن هست ، جام فلزی، آجيل های مختلف رو بر سر اين سفره می گذاشتند.

در کنار اونها ترازو هم وجود داره و اين نماد ميزان و اعتدال هست که همون برابر شدن روز و شب رو اعلام می کرده. از يک سو به دليل اينکه مهر ، عدالت هست ، نماد عدالت يعنی اين ترازو را ما بر سر سفره مهرگان می بينيم. چيز ديگری که بر سر سفره مهرگان تازگی داره اين هست که هفت نوع حبوبات مثل ماش ، عدس ، لوبيا و نخود را آماده می کردند و بر سفره می گذاشتند و در حقيقت اون رو برای کاشتن آينده سفارش می کردند.

يعنی هفت تا سبزه بوده ، يا خود حبوبات رو به صورت خيس خورده می گذاشتند ؟
چون در فصل قبل از جشن ، محصول رو برداشت کرده بودند ، خود حبوبات رو در هفت ظرف در داخل سفره می گذاشتند که نماد برداشت محصول در ماه گذشته و کاشتن يکی دوماه بعد بوده.

جشن مهرگان الان واقعاً پنج روز طول می کشه ؟
در شهرهای بزرگ مثل تهران بيشتر روز اول جشن مهرگان رو برگزار می کنند. به دليل اينکه مثل روستاها آنقدر سنتی نيستند و همان يک شب ، جشن مهر رو در تالار و يا در سالن اجتماعات با بيان فلسفه مهرگان گرامی می دارند. ولی در روستاهای سنتی مثل (چم؟) ، زين آباد ، مبارکه يزد، هنوز جشن مهرگان رو پنج روز متوالی جشن می گيرند.

جشن مهرگان در روستاها چه ويژگی سنتی و باستانی داره که ديگه توی شهرها نيست ؟
در روستاهای سنتی ، مردم پنج روز را به نام مهريزد جشن می گيرند. همه افرادی که در شهرهای ديگه زندگی می کنند ، برای برپای اين جشن به روستاهای خود باز می گردند. هر خونه ای برای خودش سعی می کنه که نان خانگی تهيه و حلواهای مختلف درست بکنه.

مردم ضمن اينکه خانه هايشنان را آب و جارو و تميز می کنند ، يکی از خوردنی هايی مخصوص اين جشن ، يعنی گوشت گوسفند بريان شده را هم فراهم می کنند. حلواهای مختلفی مانند حلوای شکر ، حلوای سن و حلوای برنج و همچنين نان روغنی به نام سيرب را نيز برای اين جشن تهيه می کنند.

در روز پايانی جشن ، همه مردم روستا با ساز و سرنا يا دف ، در يک ساعتی از بامداد در کنار قنات و سرچشمه آن روستا گرد هم جمع می شوند و در اونجا شخصی سالخورده که بيشتر خبر از گذشته آن روستا و قنات و اشخاص آن روستا داره ، حضور پيدا می کنه و ياد گذشتگان رو گرامی می داره.

سپس از همون جا با ساز و دف شروع به حرکت می کنند و بيرون هر خانه ای که می رسند ، اجداد آن خانه را تا هفت نسل گذشته اسم می برند و خدابيامرزی می دهند. درب خانه در حقيقت توسط بانوی خانه باز می شه ، همه با همون حرکت ساز و دف داخل خونه می شوند و در آنجا می ايستند و بانوی خانه ضمن دادن آينه و گلاب و نقل و شيرينی به همه ، برای گرامی داشت جشن مهرگان ، آجيل مخصوصی هم به يکی از اين اشخاص ميده که دستمال بزرگی به نام چادر شب به کمر خودش بسته.

اينها به تمام خانه ها به صورت متوالی مراجعه می کنند و اين آجيل ها را می گيرند. در هر بار شخصی که در خانه مانده بوده با گروه همراه ميشه و اين کار تا زمانی که به آتشکده روستا برسند ادامه پيدا می کنه. سپس اهالی در آتشکده روستا جمع می شوند و در هنگام نيايش ، هزينه ای جور می کنند و به آتشبان روستا می دهند.

اين کا را برای پاسداری از اين روشنايی يا مهر روستا انجام می دهند تا در يک سال آينده مهر را در روستای خود پايدار داشته باشند. آجيلی را هم که از هر خانه ای گرفتند و در داخل چادر شب مخلوط شده ، به باشندگان تقسيم می کنند. اين نوعی خيراتی است که شامل همه مردم روستا ميشه.

ولی خوب اين رسم در شهرهای بزرگ خيلی مشکل انجام ميشه ، درسته ؟
بله. در شهرهای بزرگی مثل تهران که آپارتمان نشين هستند ، ديگه اين حرکت شدنی نيست و اين بيشتر در بافت روستاهايی انجام ميشه که همه خبر از هم دارند. يک مورد ديگه ای که برای جشن مهرگان گفتی است ، اين هست که نسبتی رو که به جشن مهرگان می دهند ، پيروزی فريدون هست بر ضحاک.

چون در اسطوره های ايران ، ضحاک نماد بدی ها و پليدی ها است. به دليل اينکه در اين اسطوره ها آمده که مارهايی بر دوش اين شخص بوده که مردها را می خورده. خوردن مردها يعنی به دور بودن از خردمندی. هنگامی که فريدونی پيدا ميشه و می خواهد خردمندی را در جامعه رشد بده ، خود به خود مردم جشن می گيرند و اين جشن رو به مهرگان نسبت می دهند.

مهرگان؛ ديروز و امروز

«کسی که با يک نفر عهد ميبندد نبايد آنرا بشکند. خواه يک نفر مزديسنی باشد خواه با ديويسنی و دُروَند. زيرا عهد با هرکه بسته شد درست و سزاوار احترام است (مهريشت)

بيگمان هر ايرانی تاکنون بارها نام مهرگان را شنيده و تصوری از آن و عمدتا تحت نام «جشن و گردهمايی ويژه ی زرتشتيان» در ذهن خويش دارد. جشن پربار ملی و پر از شادی ديروز ؛ در گذر ساليان به «گردهمايی اقليت زرتشتی» دگرگون شده و ارزش اش را برای عامه از دست داده است بگونه ای که شايد بتوان گفت امروزه بجز زرتشتيان تنها مورد توجه طبقه ی پژوهشگر و تحصيل کرده ی ايرانيان می باشد. بهتر ميبينم نخست به توضيحاتی درباره ی چيستی و چگونگی پيدايش جشن مهرگان (مهرگانِ ديروز) بپردازم و پس از آن روند برگزاری اين جشن ملی را در ايران امروز بررسی کنم.

مهر و مهرگان
ايرانيان بپاسداشت رهايی از چنگال انديشه و ظلم بيگانه «جشن مهرگان» را بنياد گذاشتند.

«مهر»(۱) از پايه های معنوی همه ی اديان بوده ٬ در اوستا ٬ بودا و مسيحيت صريحا به آن اشاره شده است. واژه ی مهر در کيش زرتشت تنها بمعنی مهر و محبت نيست بلکه بمعنی راستی و درستی٬ راست کرداری٬ ميانه روی و وفای به پيمان نيز می باشد.اتلاق واژه ی مهرگان نيز بمعنای آنچه متعلق به مهر است  می باشد. سرچشمه ی آغازين جشن مهرگان را تاحدودی بدليل پيوند خوردن مناسبت اين جشن با اسطوره های ايرانی و مناسباتی که در طی ساليان دراز در ايران پيش آمده و با اين جشن پيوند خورده است شايد بدرستی نتوان تشخيص داد. در تاريخ گفته شده که چون «فريدون» بهمراهی «کاوه آهنگر»(۲) بر ضحاک ٬ پادشاه فرهنگ سوز و ظالم تازی پيروز شدند٬ ايرانيان بپاسداشت رهايی از چنگال انديشه و ظلم بيگانه «جشن مهرگان» را بنياد گذاشتند. ديدگاه موازی و تکميل کننده ی ديگر به کشاورز بودن بيشتر ايرانيان باز ميگردد. بر روال تقويم ايرانيان باستان، هرسال دربرگيرنده ی دو فصل بوده: تابستان بزرگ و زمستان بزرگ و جشن مهرگان درست در ميانه ی ايندو تحول بزرگ جای داشته است. زمانيکه فصل برداشت محصول فرا ميرسيده و خرمن ها انبار شده و از غله پر می گشته است. در چنين شرايطی و بپاسداشت فراوانی و برداشت محصول، اين جشن نيز با شکوه يک امر ملی مهم و همه گير همچون جشن نوروز و پس از يکدوره ی طولانی کار و فعاليت برگزار می شد و همه ی واحد های اجتماع را بتکاپوی جشن می انداخت. 

 دلايل اصلی کم توجهی به اين جشن را می توان فاصله گرفتن مردم از کشاورزی، بهانه کردن دين اسلام و زدن برچسب زرتشتی به آن، از ميان رفتن رنگ و بوی ملی و هويتی اين جشن  و نيز عدم آگاهی-رسانی و بی انصافی دولتی برشمرد..

از ديدگاه تاريخی، برگزاری اين جشن تا هنگاميکه پادشاهان ايرانی -پيش از حمله تازيان- بر ايران تسلط داشتند همواره بمدت شش روز با شکوه بسيار دنبال میشده است و پس از تسلط فيزيکی تازيان نيز آنچنان خللی در برگزاری اين جشن حاصل نيامد و تنها چون ديگر دولتی وجود نداشته تا آنرا قدر بگذارد کمی از شکوه برگزاری اش کاسته شد. ديگر رويداد مهم و اثرگذار بر دوام و پويايی اين جشن، حمله ی مغولان(۳) به ايران بوده است که تقريبا برای مدت زيادی ايرانيان را از خود و انديشه ی بخود غافل نمود و ضربه های مرگباری بر پيکره ی فرهنگ ايران وارد آورد اما اينان نيز همچون تازيان، هنگاميکه آتش نخستينشان فرو نشست و بمرحله ی آدميت و شهريگری نزديک شدند در فرهنگ ايران حل گرديدند و ايرانيان باز هم در مبارزه ی اصلی که همانا جنگ هويت و فرهنگ هاست پيروز بيرون آمدند. بگمانم پس از آن و بتدريج اين جشن، بواسطه ی وجود پيوندهای دينی مهر با زرتشتيان در اختيار آنها قرار گرفت و از سوی ديگر مردمان کمتر مورد توجه قرار گرفت. از ديدگاه من، دلايل اصلی کم توجهی به اين جشن را می توان فاصله گرفتن مردم از کشاورزی، بهانه کردن دين اسلام و زدن برچسب زرتشتی به آن، از ميان رفتن رنگ و بوی ملی و هويتی اين جشن  و نيز عدم آگاهی-رسانی و بی انصافی دولتی(۴) برشمرد.

مهرگان امروز
 بسياری گمان ميکنند که جشن مهرگان تنها ويژه ی زرتشتيان است و از« معاني ملي» آن بی خبرند.

همانگونه که پيشتر گفتم بسياری گمان ميکنند که جشن مهرگان تنها ويژه ی زرتشتيان است و از معانی ملی آن بی خبرند. بسياری انتظار دارند که برای شرکت درين جشن در ميان زرتشتيان حضور يابند و چگونگی انجام آنرا همچون يک «راز» دريابند. از ديگر سو؛ منابع خوب و در دسترس برای علاقه-مندان به پژوهش درين مقولات فرهنگی نيز بسيار کم است.

چيزی که بيش از همه برای دوستان علاقمند مورد پرسش است اينست که اين جشن را چگونه برگزار ميکنند و اگر خود بخواهند چنين جشنی برپا دارند چه بايد بکنند. در پاسخ به پرسش هايی ازين دست بايد بگويم که روند برگزاری اين جشن بسيار ساده و به بی پيرايگی جشن نوروز است. بدين روش که مردم در خانه های خود سفره هايی برپا ميکنند و برآن خوراک های رنگارنگ می چينند. آب ، آويشن، انار و گل و گلاب و آينه و شمعدان بر آن ميگذارند. به ديد و بازديد خانوادگی می روند و الخ. روش برگزاری جشن در مراسم ها و گردهمايی های بزرگتر و کلاسيک

 امروزه جشن مهرگان را چگونه برگزار ميکنند و اگر خود بخواهند چنين جشنی برپا دارند چه بايد بکنند؟

زرتشتی نيز تقريبا بر همين منوال است. يعنی معمولن کار را با گاهان-خوانی می آغازند و قسمتهايی از گاتها را می خوانند، پس از آن هموندان به گفتگو و بيان ديدگاهها و مشکلات خود می پردازند و از شادی ها و غمهايشان می گويند. پس از آن نيز به شاهنامه خوانی ، مقاله خوانی ، شعر خوانی و کارهای فرهنگيی ازين دست می پردازند. آنگاه با خاطره ای خوش و آرزوهای نيک برای يکديگر از هم جدا ميشوند. اين چکيده ی برگزاری يک جشن مهرگان امروزی می تواند باشد. يادمان باشد، که مهرگان جشنی ميهنی ست و بايد انرا جدا از مرام های دينی و مسلک های سياسی پاس داشت! .. مهر-افزون!

 

به خشنودی اهورامزدا



جشن مهرگان



مهر روز از مهرماه برابر با شانزدهم مهرماه در گاهشماری ایرانی

"می ستاییم مهرِ دارنده ی دشت های پهناور را،
او که به همه ی سرزمین های ایرانی،
خانمانی پُر از آشتی، پُر از آرامی و پُر از شادی می بخشد."
«اوستا - مهریَشت»
«جشن مهرگان» که در گذشته آن را «میتراکانا یا متراکانا (Metrakana)» می نامیدند و در نخستین روز از پاییز برگزار می شد(1)، پس از نوروز بزرگ ترین جشن ایرانی و هندی است در ستایش ایزد «میثرَه» یا «میترا» و بعدها «مهر» که از مهرروز آغاز شده تا رام روز به اندازه ی شش روز ادامه دارد.




سنگ‌‌نگاره ی میترا در نمرود داغ، آناتولی خاوری
سده یکم پیش از میلاد


«مهریشت» نام بخش بزرگی در اوستا است که در بزرگداشت و ستایش این ایزد بزرگ و کهن ایرانی سروده شده است. مهر یشت، دهمین یشت اوستا است و همچون فروردین یشت، از کهن‌ترین بخش های اوستا بشمار می‌آید. مهر یشت از نگاه اشاره‌های نجومی و باورهای کیهانی از مهم‌ترین و ناب‌ترین بخش‌های اوستا است و کهن‌ترین سند در باره ی آگاهی ایرانیان از کروی بودن زمین، بند 95 همین یشت می باشد. از مهر یشت تا به امروز 69 بند کهن و 77 بند افزوده شده از دوران ساسانیان، به جا مانده است.
روز آغاز جشن مهرگان، مهرگان همگانی (عامه) و روز انجام، مهرگان ویژه (خاصه) نام دارد.
همان طور که می دانیم در گاهشماری باستانی ایران، سال به دو پاره (فصل) بخش می شد، تابستان (هَمَ - Hama) هفت ماهه و زمستان (زَیَنَ Zayana) پنج ماهه، که جشن نوروز جشن آغاز تابستان و مهرگان جشن آغاز زمستان بود و از این رو این دو جشن با هم برابری می کرده اند.



برج رادکان - برج رادک خواجه نصیر توسی

آن چنان كه ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه»‌ از زبان «سلمان فارسی» آورده است:
«... ما در عهد زرتشتی بودن می‌گفتیم، خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد و فضل این دو روز بر روزهای دیگر مانند فضل یاقوت و زبرجد است بر جواهرهای دیگر ...»
در برهان قاطع «خلف تبریزی» نیز درباره ی مهرگان می خوانیم:
«نام روز شانزدهم از هرماه و نام ماه هفتم از سال شمسی باشد و آن بودن آفتاب عالم تاب است در برج میزان که ابتدای فصل خزان است و نزد فارسیان بعد از جشن و عید نوروز که روز اول آمدن آفتاب است به برج حمل از این بزرگتر جشنی نمی باشد و هم چنان که نوروز را عامه و خاصه می باشد، مهرگان را نیز عامه و خاصه است و تا شش روز تعظیم این جشن کنند. ابتدا از روز شانزدهم و آن را مهرگان عامه خوانند و انتها روز بیست و یکم و آن را مهرگان خاصه (روز جشن مُغان یعنی آتش پرستاران) خوانند و عجمان گویند که خدایتعالی زمین را در این روز گسترانید و اجساد را در این روز محل و مقر ارواح گردانید ...»


پیدایش مهرگان

پیشینه ی جشن مهرگان به اندازه ی قدمت ايزدش، میترا است و تا آن جا كه بن نوشت های موجود نشان می‌دهند، اين جشن دست كم از دوران فريدون پیشدادی آغاز شده است که شاهنامه ی فردوسی به روشنی به پیدایش اين جشن در دوران پادشاهی فريدون اشاره كرده است:
فریدون چو شد بر جهان كامکار
ندانست جز خویشتن شهریار
به رســم کیان تاج و تخت مهی
بیاراست با کاخ شاهنشهی
به روز خجسته ســر مهر ماه
به سر برنهاد آن كیانی كلاه
زمانه بی اندوه گشـت از بدی
گرفتند هر کــس ره بـخردی
دل از داوری هـا بپرداخـتـنـد
به آیین یکی جشن نو ساختند
نـشـسـتـنـد فرزانگان شادكام
گـرفتند هـر یک ز ياقوت جام
می روشن و چهره ی شاه نو
جهان نو ز داد از سرِ ماه نو
بـفـرمـود تا آتش افـروخـتـنـد
همه عنبر و زعفران سوختند
پـرسـتـیـدن مهرگان دیـن اوسـت
تن‌آسانی و خوردن آیین اوست
كنون یادگارست ازو ماه مهر
به كوش و به رنج ایچ منمای چهر



ابوریحان بیرونی نیز می‌آورد:

«... در روز مهرگان فرشتگان به یاری كاوه ی آهنگر شتافتند و فریدون به تخت شاهی نشست و ضحاك را در كوه دماوند زندانی كرد و مردمان را از گزند او برهانید ...»
و تاریخ نگار دیگری به نام «ابوسعید عبدالحی بن ضحاک بن محمود گردیزی» که در سال 444 هجری کتاب «زین الاخبار» را نگاشته از جشن های ایران باستان بخشی را آورده است و درباره ی مهرگان می گوید:

«این روز مهرگان باشد و نام روز و ماه همراهند و چنین گویند که اندر این روز آفریدون بر بیوراسب که او را ضحاک گویند، پیروز شد و او را اسیر کرد و او را بست و به دماوند برد و در آن جا وی را زندانی کرد. مهرگان بزرگ و برخی از مغان چنین گویند که این پیروزی فریدون بر بیوراسب، رام روز بوده است و زرتشت که مغان او را به پیامبری دارند، ایشان را فرموده است، بزرگ داشتن این روز و روز نوروز را.»
گویا تاریخ‌نویسان، شاعران و نویسندگان هم‌پیمان گشته‌اند تا از پیدایش مهرگان گزارش‌های یكسانی ارائه دهند.
«اسدی توسی» نیز در گرشاسب‌نامه از چرایی پیدایش مهرگان گزارش می‌دهد:

فریدون فرخ به گرز نبرد
ز ضحاك تازی برآورد گرد
چو در برج شاهین شد از خوشه مهر
نشست او به شاهی سر ماه مهر

و باز هم «بیرونی» در التفهیم می‌نویسد:

«... مهرگان شانزدهمین روز از مهرماه و نامش مهر، اندرین روز، آفریدون ظفر یافت بر بیورسب جادو، آنك معروف است به ضحاك و به كوه دماوند بازداشت و روزها كه سپس مهرگان است همه جشنند، بر كردار آن چه از پس نوروز بُوَد ...»

گزارش خلف تبریزی درباره ی پیدایش مهرگان نیز این چنین است:

«... و دراین روز ملایکه یاری و ممدکاری کاوه آهنگر کردند و فریدون در این روز برتخت شاهی نشست و در این روز ضحاک را گرفته به کوه دماوند فرستاد که در بند کنند و مردمان به سبب این مقدمه جشنی عظیم کردند و عید نمودند و بعد از آن حکام را مهر و محبت به رعایا به هم رسید و چون مهرگان به معنی محبت پیوستن است بنابراین بدین نام موسوم گشت ...»

دكتر «محمود روح‌الامینی» به نقل از آثارالباقیه ی بیرونی می‌نویسد:

«… و برخی مهرگان را بر نوروز برتری داده‌اند چنان‌كه پاییز را بر بهار برتری داده‌اند و تكیه‌گاه ایشان اینست كه «اسكندر» از «ارسطو» پرسید كه كدام یك از این دو فصل بهتر است ؟ ارسطو گفت پادشاها در بهار حشرات و هوام آغاز می‌كند كه نشو یابند، و در پاییز آغاز ذهاب آن هاست، پس پاییز از بهار بهتر است...»
و حتی بیرونی كه به سخت‌كوشی و پركاری نامدار است گویا بایسته‌ی خویش می‌داند كه در مهرگان و نوروز بیاساید، آن گونه كه «شهروزی» در مورد وی می‌گوید:
«… دست و چشم و فكر او هیچ‌گاه از عمل بازنماند، مگر به روز نوروز و مهرگان.»
در نظم و نثر پارسی از روزگاران گذشته، درباره ی جشن مهرگان گفت وگو و اشاره بسیار شده است. پس از ساسانیان، در آن روزگاران پر آشوب که نابسامانی و پریشانی در ایران گسترش پیدا کرده بود، باز هم ایرانیان آیین های گذشته و آدابشان را همچنان نگه می داشتند و هنگامی که فرصتی به دست می آوردند، این آداب و آیین ها به آشکاری و روشنی و فر و شکوه برگزار می شد و هنگامی که سختگیری تازیان در این باره آغاز می شد، ایرانیان به گونه های پنهان آیین های خود را برگزار می کردند. سرانجام به انگیزه اهلیت این آیین ها، شایان نگرش بود و پذیرا شدن یا زیر همان عنوان ها و یا زیر سرپوش ها و عنوان هایی تازه مورد پذیرش و اقتباس تازیان یورشی و دشمنان ایران قرار می گرفت. از آن جمله است جشن مهرگان. «رودکی» درباره ی مهرگان چنین سروده است:

ملکا جشن مهرگان آمــــد
جشن شاهان و خسروان آمــد
جز به جای ملهم و خرگاه
بـــدل بــاغ و بـــوسـتـان آمـــد
مورد برجای سوسن آمـــد بــاز
می بر جای ارغوان آمــــد
تو جوانمرد و دولت تو جوان
می بر بخت تو جوان آمـد (5)

«ابولفضل بیهقی» نیز شرح جشن مهرگان را در که در روزگار مسعود غزنوی برگزار می شد در کتاب خود آورده است:

«... و روز دوشنبه دو روز مانده از ماه رمضان به جشن مهرگان بنشست و چندان نثارها و هدیه ها و طرف و ستور آورده بودند که از حد و اندازه بگذشت و سوری صاحب دیوان بی اندازه چیزها فرستاده بود، نزدیک درش تا پیش آورد، همچنان نمایندگان بزرگان پیرامون چون خوارزمشاه آلتونتاش و امیر چغانیان و امیر گرگان و کشورهای قصدار، مکران و دیگران بسیار چیز آوردند و روزی با نام بگذشت.(6)

چگونگی برپایی جشن مهرگان در گذشته

با نگاهی با آثار به جا مانده از بزرگان و دانشمندان و مورخانی چون فردوسی، بیرونی، اسدی توسی، کتزیاس، دوریس، استرابون، و همچنین آثار شاعرانی چون رودکی، فرخی، منوچهری دامغانی، ناصرخسرو، سعد سلمان و ... می توان به راحتی شیوه ی برگزاری جشن مهرگان در دوران های پیشین را دریافت:

«کتزیاس»(Katesias) یونانی، پزشک ویژه ی اردشیر دوم هخامنشی می نویسد: «... پادشاهان هخامنشی به هیچ گونه نباید مست شوند، مگر در روز جشن مهرگان که لباس های ارغوانی گرانبهایی می پوشند و همراه با مردم و دسته‌های نوازندگان و خنیاگران در باده پیمایی همگانی شرکت می جویند ...»
این تنها روز در ایران هخامنشی بوده که مردم می‌توانستند در حضور پادشاهان به صورت همگانی باده گساری کنند.
تاریخ نگار دیگری به نام «دوریس»(Duris) می نویسد: «... پادشاهان در این جشن پایکوبی و دست افشانی می کردند....»
بنا به گفته ی «استرابون»(Strabon) خشتره پاون (ساتراپ) ارمنستان، در جشن مهرگان بیست هزار کره اسب به رسم پیشکشی به دربار شاهنشاه هخامنشی گسیل می داشت.
اردشیر پاپکان (بابکان) و خسرو انوشیروان در این روز تن پوش نو به مردم می بخشیدند.
در این روز موبدموبدان خوانچه ای که در آن لیمو، شکر، نیلوفر، سیب، به، انار، و یک خوشه انگور سفید و هفت دانه مورد گذاشته بود، واج گویان(2) نزد شاه می اورد. هفت مورد و هفت چیز دیگر که در خوانچه می گذاشتند، همان هفت چین (3) بود که جز تشریفات جشن نوروز و مهرگان به حساب می آید.

ابوریحان بیرونی می گوید:

«... گویند مهر، نام خورشید است و در چنین روزی پدیدار گشته، از این رو، نام مهرگان را به او نسبت داده اند.
پادشاهان در این روز تاجی به شکل خورشید که در آن دایره ای مانند چرخ چسبیده بود بر سر می گذاشتند و می گیند که در این روز فریدون بر بیوراسپ (ضحاک ماردوش) دست یافت. چون در چنین روزی فرشتگان از آسمان به یاری فریدون پایین آمدند، لذا در جشن مهرگان به یاد آن روز، در سرای پادشاهان، مردی دلیر می گماشتند و بامدادان به آواز بلند ندا می داد، ای فرشتگان به سوی دنیا بشتابید و جهان را از گزند اهریمنان برهانید.»
خلف تبریزی نیز بخشی از مراسم جشن مهرگان را چنین توصیف می کند که:
«... و گویند که اردشیر بابکان تاجی که بر آن صورت آفتاب نقش کرده بودند در این روز بر سر نهاد و بعد از او پادشاهان عجم نیز در این روز هم چنان تاجی بر سر اولاد خود نهادندی و روغن «بان» که آن درختیست و میوه ی آن را «حسب البان» گویند به جهت یُمن و تبرک بر بدن مالیدندی و اول کسی که در این روز نزدیک پادشاهان عجم آمدی موبدموبدان و دانشمندان بودی و هفت خوان از میوه همچو ترنج و سیب و بی و انار و عناب و انگور سفید و کُنار با خود آوردندی، چه عقیده ی فارسیان آن است که در این روز از هر هفت میوه ی مذکور بخورند و روغن بان بر بدن بمالند و گلاب بیاشامند و برخود و دوستان خود بپاشند ...»
«کومون»(Cumont) خاورشناس و دانشمند بلژیکی در کتاب گرانبهای خود به نام «آیین میترا» چنین می گوید:
«.. بدون تردید، جشن مهرگان که در کشورهای روم باستان، روز پیدایش خورشید نامیده می شد و آن را «سل ناتالیس این وکتی»(Sol-Natalis-Invecti)(4) یعنی روز زایش خورشید شکست ناپذیر می گفتند که به بیست و پنجم ماه دسامبر کشیده شد و شماری زیاد از عیسویان پیش از عیسی مسیح به آیین مهرپرستی گرویدند و پس از گسترش دین مسیح در اروپا، روز زایش مسیح قرار داده شد. چون عیسویان نمی خواستند این روز را جشن بگیرند به نام زاده شدن عیسی جشن گرفتند.»
در واقع باید گفت که کریسمس عیسویان بر پایه ی مهر روز ایرانیان باستان است.
دکتر ذبیح الله صفا در مجله ی مهر شماره ی ده سال نخست چنین می گوید:
«در روزهای مهرگان و نوروز، پارسیان، مُشک و عنبر و عود هندی به یکدیگر می دادند و توده های مردم هر کدام به فراخور حال و توانایی و کار خود برای پادشاه پیشکش می آوردند و رسم و آیین و آداب جشن مهرگان همانند بزرگواری روز نخست نوروز بوده است.»
به روایتی نیز تاجگذاری اردشیر پاپكان، مقارن با جشن مهرگان بود.
ابومسلم خراسانی، برمكیان و دولت مردان آن زمان عباسیان، در گرفتن جشن مهرگان پافشاری داشتند.
در کتاب «تلمود»، از کتاب های مقدس یهود هم از جشن مهرگان سخن رفته است و این نشان می‌دهد که این جشن در بسیاری از مناطق دنیای باستان برگزار می‌شده است.
واژگان «مهرجان»(مهرجانات) و «نیروز» که معرب شده ی مهرگان و نوروز است و اکنون نیز در بسیاری از کشورهای عرب زبان حاشیه ی خلیج فارس و برخی از کشورهای شمال آفریقا به مفهوم جشنواره (فستیوال)، كاربرد دارد و وارد زبان و قلمرو فرهنگی كشورهای مسلمان و عرب‌زبان گردیده است نیز،‌ نشانه‌ی دیگری است بر فر و شكوه این دو جشن باستانی.

چگونگی برگزاری کنونی جشن مهرگان

امروزه هم میهنان گرامیمان چند روز مانده به پاییز با خانه تکانی به پیشباز پاییز و مهرگان می روند، در روز مهر از ماه مهر جلوی در خانه ها را آب پاشی و جارو کرده و پس از آن با رفتن به نیایشگاه ها و گردهم آمدن با تهیه ی خوراک های سنتی از یکدیگر پذیرایی می کنند و با سخنرانی ، سرود و شعر و دکلمه جشن مهرگان را با شادی برپا می کنند.
در برخی روستاهای کشور جشن مهرگان همراه با اجرای موسیقی سنتی همراه است بدین گونه که در روز پنجم پس از مهرگان گروهی از اهالی روستا که بیشتر آنان را جوانان تشکیل می دهند در تالار مرکزی یا نیایشگاه مرکزی روستا یا سرچشمه و قنات، گرد هم می آیند و «گروه ساز» را تشکیل می دهند، هنرمندان روستایی نیز با سُرنا و دف گروه را همراهی می کنند، آن ها با هم حرکت کرده و از یک سوی روستا و از نخستین خانه مراسم بازدید از اهالی روستا را آغاز می کنند و با شادی وارد خانه ها می شوند، کدبانوی هر خانه مانند همه ی جشن های ایرانی نخست آینه وگلاب می آورد و اندکی گلاب در دست افراد ریخته و آینه را در برابر چهره ی آن ها نگه می دارد و سپس «لُرَک» را که فراهم نموده میان همه ی گروه پخش می کند، این آجیل مخصوص مخلوطی است از تخم کدو، آفتابگردان، و نخودچی کشمش که همراه با شربت و چای پذیرایی می شود.

آن گاه یکی از افراد گروه ساز که صدایی رسا دارد نام های کسانی را که پیش از این در این خانه سکونت داشته و درگذشته اند باز می گوید و برای همه ی آن ها آمرزش و شادی روان آرزو می کند. بعد از آن بشقابی از لرک از این خانه دریافت می کنند و در دستمال بزرگی که بر کمر بسته اند می ریزند و از خانه بیرون می آیند و به خانه بعدی می روند. چنان که در خانه ای بسته باشد برای لحظه ای بیرون خانه می ایستند و با بیان نام های درگذشتگان این خانه بر روان و فروهر آن ها درود می فرستند. برخی از خانواده ها نیز پول و میوه برای استفاده در جشن مهرگان به گروه می دهند و برخی دیگر نیز نوعی نان مخصوص به نام «لورگ» درست می کنند و گوشت های بریان شده که به قطعات کوچکی تقسیم شده است همرا با سبزی داخل نان قرار داده به گروه می دهند. پس از پایان مراسم در نیایشگاه، موبد یا کدخدا، آجیل، میوه و نان و گوشت و سبزی جمع آوری شده را در میان شرکت کنندگان پخش می کند. مردم تا آن جا که امکان دارد با لباس های ارغوانی گرد هم آمده و به پایکوبی و شادی می پردازند و هر یک چند نبشته ی شادباش (کارت تبریک) برای هدیه به همراه دارند.




سفره ی مهرگان

خوان یا سفره مهرگانی نیز همچون نوروز و دیگر سفره های جشن های ایرانی، هفت چینی از میوه ها و خوراکی هاست همراه با شاخه هایی از درختان «سرو»،«مورد» و «گز» و شربتی از عصاره ی «هوم»(هَئومَه) که با شیر رقیق شده و نان مخصوص «لورگ» كه روی پارچه‌ای ارغوانی گرد یک آتش دان چیده می شوند.
هفت میوه همچون سیب، انار، ترنج، سنجد، بی (به)، انگورسفید، انجیر، كُـنار، زالزالک، ازگیل، خرمالو و ...
آجیل ویژه ای از هفت خشکبار از جمله مغز گردو، پسته، مغز فندق، بادام، تخمه، توت خشک، انجیرخشک، نخودچی و ...
آش هفت غله از گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن.
کاسه ای پر از آب و گلاب و سکه و برگ آویشن همراه با گل های بنفشه و نازبو (ریحان)، آیینه، سرمه دان، شیرینی و بوهای خوش همچون اسفند و عود و کُندر.





مهرگان در ادبیات

در ادبیات به ویژه چامه های (شعرهای) پارسی، از مهرگان بسیار سخن به میان آمده؛ که در این جا به بخش کوتاهی از آن اشاره می شود و چند بیت از چامه ی برخی از چامه سرایان (شاعران) در زیر می آید:
روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان
مهر بفزا ای نگار ماه چهر مهربان
مهربانی كن به جشن مهرگان و روز مهر
مهربانی کن به روز مهر و جشن مهرگان
جام را چون لاله گردان از نبید باده رنگ
وندر آن منگر که لاله نیست اندر بوستان
کاین جهان را ناگهان از خرمی امروز کرد
بوستان نو شکفته عدل سلطان جهان
«مسعود سعد سلمان»


شاد باشید که جشن مهرگان آمد
بانگ و آوای ِدَرای ِکاروان آمد
کاروان مهرگان از خَزران آمد
یا ز اقصای بلاد چینستان آمد
نا از این آمد، بالله نه از آن آمد
که ز فردوس برین وز آسمان آمد
مهرگان آمد، هان در بگشاییدش
اندر آرید و تواضع بنماییدش
از غبار راه ایدر بزداییدش
بنشانید و به لب خرد نجاییدش
خوب دارید و فرمان بستاییدش
هرزمان خدمت لختی بفزاییدش
«منوچهری دامغانی»


گاه آن آمد که باد مهرگان لشگر کشد
دست او پیراهن اشجار از سر بر کشد
باغ ها را داغ های عریان بر برزند
شاخ ها را چادر نسطوریان بر سر کشد
زانکه سی سنبر چون ما مست و نرگس شوخ چشم
هردو بدخو را همی در زر و در زیور کشد
مهرگان آمد و جشن ملک افریدونا
آن کجا گاو خوشش بودی بر ما یونا
«دقیقی»



آدینه و مهرگان و ماه نو
بادند خجسته هر سه بر خسرو
«قطران تبریزی»



مهرگان آمد گرفته فالش از نیکی مثال
نیک روز و نیک جشن و نیک وقت و نیک فال
«عنصری»



نـوروز بـه از مـهـرگـان، گـرچـه
هـــر دو زمـــانــنــد، اعــتــدالــــی
«ناصر خسرو»



بــگشاییم کفتران را بــال
بــفروزیم شعله بـر سر کوه
بـسـرایـیـم شادمانه سرود
وین چنین با هزار گونه شکوه
مهرگان را به پیشباز رویم...

رقص پر پیچ و تاب پرچم ما
زیر پرواز کفتران سپید
شادی آرمیده گام سپهر
خنده ی نوشکفته ی خورشید
مهرگان را درود می گویند...
گرم هر کار مست، هر پندار
همره هر پیام، هر سوگند
در دل هر نگاه، هر آواز
توی هر بوسه، هر لبخند

«امیرهوشنگ ابتهاج (هـ الف. سایه)»


" ما خواهانیم که پشتیبان کشور تو باشیم،
ما نمی خواهیم از کشور تو جدا شویم،
نمی خواهیم از خانه خود جدا شویم،
مباد جز این ای مهر نیرومند! "
«اوستا، مهر یشت، بند 75»


________________________________________
پانوشت ها :
1. جشن بزرگ «میثرَکَنَه / میتراکانا / مهرگان»، بزرگ ترین جشن هخامنشی است در ستایش و گرامیداشت «میترا» که در نخستین روز ماه «باگایادی / بَغَیادی»(یاد خدا)، و نیز آغاز سال نو در گاهشماری هخامنشی برگزار می شده است و امروزه نیز سنت کهن آغاز سال نو از ابتدای پاییز با نام «سال وِرز»، در تقویم محلی کردان مُکری مهاباد و طایفه های کردان شکری باقی مانده است. هنگام اصلی جشن «مهرگان» نیز در اصل در چنین روزی بوده که بعدها به شانزدهم مهرماه منتقل شده است. (تقی زاده، ص 76).
2. زمزمه کنان
3. هفت چین پس از ورود اسلام و اعراب به ایران به هفت سین تبدیل شد زیرا که در زبان تازی «چ» نیست.
4. یشت ها استاد پورداوود ، صفحه ی 396 به بعد و یشت ها 44:2 و خرده اوستا ، صفحه ی 205 تا 209.
5. چهار بیت را «شمس الدین محمدبن قیس رازی» در «کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم» آورده است.
6. تاریخ بیهقی - به کوشش دکتر غنی و دکتر فیاض (ص273).
________________________________________
بن نوشت ها :
آیین‌ها و جشن‌های كهن در ایران امروز - محمود روح‌الامینی
جشن‌های ایرانی - پرویز رجبی
دیدی نو از آیینی کهن - دکتر فرهنگ مهر
تاریخ نوروز و گاهشماری ایران - عبدالعظیم رضایی
تاریخ تمدن و فرهنگ ایران - عبدالعظیم رضایی
اوستا کهن ترین سرودهای ایرانیان - جلیل دوستخواه
یشت ها - استاد پورداوود
راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
اوستای کهن - رضا مرادی غیاث آبادی
فرهنگ واژگان برهان قاطع
لغت نامه ی دهخدا



آریابوم

_________________
از برای ملتم ای زرتشت
لبخند و ترانه و رهایی بیاور
می خواهم باز شب میهنم را
در آن سپیده دمان دانا ، نظاره کنم...

با تشکر از :  هفته نامه امرداد   و  وبلاگ سرود زرتشت  و  وبلاگ زرتشت پیامبر ایرانیان .

 

-----------------------------------------------------

آخرین به روز رسانی در ۲۲ آبان ۱۳۸۵ . 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 22 توسط کامیار |